پرش به محتوا
نورو افتالمولوژی

مولتیپل اسکلروزیس

1. مولتیپل اسکلروزیس چیست؟

Section titled “1. مولتیپل اسکلروزیس چیست؟”

مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری است که در آن ضایعات دمیلینه کننده التهابی در ماده سفید سیستم عصبی مرکزی (CNS) ایجاد می‌شود و علائم عصبی متنوعی با الگوی عود و بهبودی بروز می‌کند. مشخصه آن ضایعات اسکلروتیک ناشی از گلیوز است و معمولاً فقط سیستم عصبی مرکزی درگیر می‌شود و سیستم عصبی محیطی آسیب نمی‌بیند.

شیوع تخمینی در ایالات متحده 1 تا 1.5 در 1000 نفر است1). در سراسر جهان 2.1 میلیون نفر مبتلا هستند و در مناطق با عرض جغرافیایی بالا در نیمکره شمالی و جنوبی بیشتر دیده می‌شود. میانگین سن شروع 15 تا 45 سال و میانگین سن در زمان تشخیص 30 سال است. سن شایع 15 تا 50 سال است و در زنان (با اوج در اواخر دهه 20) شایع‌تر است و نسبت زن به مرد 1:2.9 است.

MS چهار زیرگروه اصلی دارد: RRMS (عودکننده-بهبودیابنده) معمولاً در سن ۲۵-۲۹ سالگی شروع می‌شود و SPMS در سن ۴۰-۴۹ سالگی شایع‌تر است1).

RRMS

عودکننده-بهبودیابنده (Relapsing-Remitting MS): شایع‌ترین زیرگروه. عودها بیش از ۲۴ ساعت طول می‌کشند و بین حملات بهبودی کامل یا نسبی دیده می‌شود.

SPMS

پیشرونده ثانویه (Secondary Progressive MS): از RRMS منتقل می‌شود. در دوره بهبودی نیز ناتوانی به تدریج افزایش می‌یابد.

PPMS

پیشرونده اولیه (Primary Progressive MS): از ابتدا ناتوانی به تدریج افزایش می‌یابد. بدون عود به آرامی پیشرفت می‌کند.

CIS

سندرم ایزوله بالینی (Clinically Isolated Syndrome): اولین رویداد بالینی که می‌تواند به MS تبدیل شود. امکان شروع زودهنگام درمان را فراهم می‌کند.

Q چه نوع‌هایی از مولتیپل اسکلروزیس وجود دارد؟
A

MS به چهار زیرگروه RRMS (عودکننده-بهبودیابنده)، SPMS (پیشرونده ثانویه)، PPMS (پیشرونده اولیه) و CIS (سندرم ایزوله بالینی) تقسیم می‌شود. شایع‌ترین نوع RRMS است که با عود و بهبودی متناوب همراه است. SPMS از RRMS منتقل می‌شود و PPMS از ابتدا به تدریج ناتوانی ایجاد می‌کند.

۲. علائم اصلی و یافته‌های بالینی

Section titled “۲. علائم اصلی و یافته‌های بالینی”
تصویر MRI از ضایعات دمیلیناسیون داخل مغزی در مولتیپل اسکلروزیس
تصویر MRI از ضایعات دمیلیناسیون داخل مغزی در مولتیپل اسکلروزیس
Lahmam G, et al. Paroxysmal motor signs in multiple sclerosis: an illustrative videotaped case. Oxf Med Case Reports. 2026. Figure 2. PMCID: PMC13007868. License: CC BY.
(A) اندام خلفی کپسول داخلی چپ، (B) ناحیه اطراف بطنی و زیر قشری، (C) ناحیه T2 هیپراینتنس در مغز میانی راست، (D) تصویر MRI با کنتراست گادولینیوم در مرکز نیمه بیضی راست و مغز میانی. این تصاویر مربوط به ضایعات دمیلیناسیون است که در بخش «۲. علائم اصلی و یافته‌های بالینی» بحث شده است.

در 75% از بیماران، اولین علامت یک شکایت منفرد است که 45% آن علائم حرکتی/حسی و 20% علائم بینایی است.

علائم چشمی

  • نوریت اپتیک: حداکثر 20% به عنوان اولین علامت بروز می‌کند و 75% حداقل یک بار در طول زندگی تجربه می‌کنند. به صورت کاهش بینایی دردناک یک طرفه شروع می‌شود، طی چند ساعت تا چند روز ایجاد شده و چند هفته ادامه می‌یابد.
  • درد حدقه چشم: در 92% مشاهده می‌شود و با حرکت چشم تشدید می‌گردد.
  • توزیع کاهش بینایی: دید 1.0 یا بهتر در 10%، 0.5 تا 0.7 در 25%، 0.1 تا 0.4 در 29%، و کمتر از 0.1 در 36% گزارش شده است.
  • اختلال دید رنگی: در 88% مشاهده می‌شود. همراه با کاهش حساسیت کنتراست و اسکوتوم مرکزی (شایع‌ترین نقص میدان بینایی).
  • پدیده اوتوف: پدیده‌ای که در آن علائم به طور موقت با افزایش دمای بدن (حمام، ورزش و …) بدتر می‌شود. چند دقیقه پس از افزایش دما رخ می‌دهد و در عرض یک ساعت از بین می‌رود.
  • دوبینی: ناشی از اختلال حرکات چشم به دلیل افتالمپلژی اینترنوکلئر یا ضایعات ساقه مغز.

علائم عصبی عمومی

  • ضعف اندام‌ها، کاهش قدرت عضلانی، علائم هرمی (علامت بابینسکی)
  • بی‌حسی، اسپاسم تونیک دردناک، نورالژی سه‌قلو
  • علامت لرمیت (درد الکتریکی مانند در امتداد ستون فقرات هنگام خم کردن گردن به جلو)
  • اختلال ادراری، آتاکسی، لرزش
  • سه‌گانه شارکو (دیس‌آرتری، آتاکسی، لرزش)
  • نیستاگموس، سرخوشی، افسردگی

تشدید به صورت حاد تا تحت حاد شروع شده و چند روز تا چند ماه ادامه می‌یابد. در ۸۵٪ موارد علائم بهبود یافته یا از بین می‌روند، اما در ۱۰-۱۵٪ عوارض باقی می‌ماند.

  • نقص نسبی آوران مردمک (RAPD): یافته‌ای حساس که حتی در اختلال عملکرد خفیف در نوریت اپتیک نیز غیرطبیعی است.
  • ادم دیسک اپتیک: در یک سوم بیماران دیده می‌شود. نوریت اپتیک قدامی همراه با تورم دیسک در ژاپن حدود ۵۰٪ (در اروپا و آمریکا حدود ۳۵٪) موارد را شامل می‌شود.
  • نوریت رتروبولبار: در مراحل اولیه ناهنجاری دیسک وجود ندارد و پس از ۴-۶ هفته رنگ‌پریدگی دیسک ایجاد می‌شود.
  • نازک شدن لایه فیبرهای عصبی شبکیه (RNFL): در حدود ۷۰٪ موارد نوریت اپتیک حاد مشاهده می‌شود. ممکن است در بیماران MS بدون علامت نیز دیده شود.
  • افتالمپلژی بین‌هسته‌ای (INO): در حدود ۳۰٪ موارد رخ می‌دهد. با محدودیت یا تأخیر در اداکشن سمت مبتلا و نیستاگموس در ابداکشن سمت مقابل مشخص می‌شود. حرکات همگرایی حفظ می‌شود.
  • MS تومورف (Tumefactive MS): ضایعات دمیلینه با قطر ≥۲ سانتی‌متر که اثر توده‌ای، ادم و تقویت حلقه‌ای باز نشان می‌دهند؛ زیرگروه نادر با شیوع ۱-۳ در ۱۰۰۰ مورد MS 2).
  • یووئیت: در ۱-۲٪ موارد رخ می‌دهد (حدود ۱۰ برابر جمعیت عمومی).
Q نوریت اپتیک معمولاً با چه علائمی تشخیص داده می‌شود؟
A

اغلب به صورت کاهش بینایی یک طرفه همراه با درد شروع می‌شود. درد اربیت در ۹۲٪ موارد وجود دارد و با حرکت چشم تشدید می‌شود. همچنین پدیده اوهتوف (Uhthoff) که در آن علائم با افزایش دمای بدن (حمام، ورزش) به طور موقت بدتر می‌شود، دیده می‌شود.

علت دقیق MS ناشناخته است، اما تصور می‌شود مکانیسم‌های خودایمنی در شروع آن نقش داشته باشند.

  • میزان توافق در دوقلوهای همسان ۲۵-۳۰٪، در دوقلوهای ناهمسان ۵٪، و در خواهر و برادرهای غیردوقلو ۳٪ است.
  • پلی‌مورفیسم HLA قوی ترین مکان ژنی حساسیت‌زا است
  • بیش از 100 مکان ژنی خطرساز شناسایی شده است که بیشتر آنها پروتئین‌های دخیل در تنظیم ایمنی را کد می‌کنند
  • ارتباط بین عفونت EBV و HHV با شروع و تشدید بیماری گزارش شده است
  • شیوع بالا در مناطق با عرض جغرافیایی بالا: کاهش ساعات نور خورشید و کاهش سطح ویتامین D مرتبط دانسته شده است
  • نقش عفونت، مکان، آب و هوا، استرس، شغل و رژیم غذایی نیز گزارش شده است
Q آیا ژنتیک در بروز مولتیپل اسکلروزیس نقش دارد؟
A

عوامل ژنتیکی نقش دارند، اما میزان توافق در دوقلوهای همسان تنها 25 تا 30 درصد است. پلی‌مورفیسم HLA و بیش از 100 مکان ژنی خطرساز شناسایی شده است، اما تصور می‌شود که علاوه بر استعداد ژنتیکی، عوامل محیطی نیز نقش مهمی در بروز بیماری دارند.

4. تشخیص و روش‌های آزمایش

Section titled “4. تشخیص و روش‌های آزمایش”

معیارهای مک‌دونالد 2017 (نسخه اصلاح‌شده 2024) استفاده می‌شود. اثبات پراکندگی زمانی و مکانی (DIT/DIS) ضایعات دمیلینه کننده سیستم عصبی مرکزی اساسی است. در اصلاحیه 2024، عصب بینایی به عنوان پنجمین ناحیه آناتومیک اضافه شد. در ژاپن نیز معیارهای تشخیصی مولتیپل اسکلروزیس وزارت بهداشت، کار و رفاه 2015 وجود دارد.

پنج ناحیه آناتومیک برای پراکندگی مکانی (DIS) به شرح زیر است:

  • عصب بینایی (اضافه شده در اصلاحیه 2024)
  • پری‌بطنی
  • زیرقشری/قشری
  • زیر چادرینه
  • نخاعی

اثبات انتشار زمانی (DIT): دو یا بیش از دو حمله، یا وجود همزمان ضایعات با و بدون افزایش کنتراست در MRI، ضایعات T2 جدید، یا نوارهای الیگوکلونال در CSF می‌تواند جایگزین شود 1).

برای تشخیص PPMS، علاوه بر پیشرفت ناتوانی به مدت حداقل یک سال، وجود حداقل دو مورد از موارد زیر لازم است: ضایعات T2 مغزی، ضایعات T2 نخاعی (دو یا بیشتر)، یا نوارهای الیگوکلونال در CSF 1).

تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI)

Section titled “تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI)”

پلاک‌های دمیلیناسیون به صورت ضایعات با سیگنال بالا در T2 یا ضایعات با افزایش کنتراست گادولینیوم تشخیص داده می‌شوند.

  • ضایعات MS معمولی: سیگنال بالا در T2، گرد/بیضی، قطر بلند ≥3 میلی‌متر 1)
  • انگشتان داوسون: ضایعاتی که در اطراف بطن‌ها در امتداد جریان مایع مغزی‌نخاعی قرار دارند (یافته مشخص)
  • محل‌های مشخص: پری‌بطنی، پاراکورتیکال/کورتیکال، زیر چادرینه، نخاع (بیشتر در نخاع گردنی) 1)
  • افزایش کنتراست گادولینیوم: در ضایعات حاد دیده می‌شود و معمولاً در عرض ۴ هفته ناپدید می‌شود 1)
  • MRI عصب بینایی: برش‌های کرونال T1 با وزن‌دهی چربی و با کنتراست ضروری است
  • تشخیص افتراقی از NMO/MOGAD: نوریت اپتیک در MS معمولاً یک‌طرفه و با ضایعه کوتاه مشخص می‌شود

توموگرافی انسجام نوری (OCT)

Section titled “توموگرافی انسجام نوری (OCT)”
  • نازک‌شدن RNFL (لایه فیبرهای عصبی شبکیه) اطراف دیسک بینایی و GCIPL (لایه پلکسی‌فرم داخلی سلول‌های گانگلیونی) ماکولا در بیماران MS بدون توجه به وجود یا عدم وجود نوریت بینایی مشاهده می‌شود
  • تفاوت ضخامت RNFL و GCL بین دو چشم برای تشخیص حملات قبلی نوریت بینایی مفید است
  • SD-OCT ابزار تشخیصی توصیه‌شده است
  • باندهای الیگوکلونال (IgG)، افزایش IgG، افزایش پروتئین پایه میلین
  • تعداد گلبول‌های سفید مایع مغزی-نخاعی تنها اندکی افزایش می‌یابد (بیشتر از 50/mm³ نشان‌دهنده عفونت است) 1)
  • شاخص زنجیره سبک آزاد کاپا: در معیارهای مک‌دونالد 2024 اضافه شده است. میزان تطابق با باندهای الیگوکلونال 87%

VEP (پتانسیل برانگیخته بینایی)

Section titled “VEP (پتانسیل برانگیخته بینایی)”

در مواردی که MRI قطعی نیست یا برای پیش‌بینی پیشرفت بیماری مفید است 1). می‌تواند دمیلیناسیون زودرس و بدون علامت را قبل از قابل مشاهده شدن در MRI تشخیص دهد. در 65% موارد افزایش تأخیر و کاهش دامنه مشاهده می‌شود.

تشخیص افتراقی و آزمایشات تکمیلی

Section titled “تشخیص افتراقی و آزمایشات تکمیلی”

تشخیص افتراقی با بیماری‌های زیر مهم است و در موارد غیرمعمول آزمایشات تکمیلی انجام می‌شود.

دسته بیماریبیماری‌های افتراقی اصلی
بیماری‌های دمیلینه‌کنندهNMO (بیماری دویک)، ADEM، MOGAD
عفونیسارکوئیدوز، سل، سیفلیس، بیماری لایم
خودایمنیلوپوس اریتماتوز سیستمیک (SLEسندرم شوگرن، بیماری بهجت
بیماری‌های عصب بیناییNAION، LHON، نوروپاتی بینایی سمی-متابولیک

آزمایش‌های تکمیلی در موارد غیرمعمول: آنتی‌بادی ضد AQP4 (برای رد NMO)، آنتی‌بادی ضد MOG (برای رد MOGAD)، آزمایش NfL سرم، آزمایش سرولوژی سیفلیس (VDRL/RPR/FTA-ABS)، ANA (برای SLE)، ACE و لیزوزیم (برای سارکوئیدوز).

درمان استاندارد در ژاپن، پالس استروئیدی با متیل‌پردنیزولون ۱۰۰۰ میلی‌گرم در روز به صورت انفوزیون وریدی به مدت ۳ روز متوالی است. پس از ۳ روز انفوزیون، پردنیزولون خوراکی (درمان نگهدارنده) انجام نمی‌شود. درمان خوراکی استروئیدی خطر عود را افزایش می‌دهد و نباید انجام شود.

حتی بدون درمان، حدود ۸۰٪ موارد در عرض ۳ هفته از شروع علائم بهبود بینایی را نشان می‌دهند، اما پالس درمانی دوره بهبود را کوتاه‌تر می‌کند. در بیش از ۹۰٪ موارد نوریت بینایی، بهبود بینایی قابل انتظار است.

در صورت عدم پاسخ به پالس استروئیدی، از پلاسمافرز (تعویض پلاسما) استفاده می‌شود. در خارج از ژاپن، متیل‌پردنیزولون ۵۰۰-۱۰۰۰ میلی‌گرم در روز به مدت ۳-۵ روز استفاده می‌شود. در مطالعه درمان نوریت بینایی (ONTT)، انفوزیون وریدی با دوز بالای متیل‌پردنیزولون زمان بهبود عملکرد بینایی، حساسیت کنتراست و دید رنگی را بهبود بخشید، اما بهبودی در پیش‌آگهی نهایی بینایی نشان داده نشد.

پیشگیری از عود (درمان اصلاح‌کننده بیماری: DMT)

Section titled “پیشگیری از عود (درمان اصلاح‌کننده بیماری: DMT)”

پس از بهبود کاهش بینایی و نقص میدان بینایی، برای پیشگیری از عود، DMT با همکاری متخصص مغز و اعصاب در نظر گرفته می‌شود.

DMTهای اصلی و اثربخشی آنها در زیر آورده شده است.

دارومکانیسم اثرروش تجویزکاهش خطر نسبی
اینترفرون بتاتنظیم فعالیت سلول‌های T/B و ترشح سیتوکینتزریق خودکارRR پیشرفت ناتوانی 0.71
گلاتیرامر استاتتنظیم سلول‌های T تنظیمیتزریق خودکارRR عود 0.82
ناتالیزومابممانعت از ورود سلول‌های التهابی به CNSانفوزیون وریدیRR عود 0.56
فینگولیمودتنظیم گیرنده S1PخوراکیRR ضایعات T2 جدید 0.65
تریفلونومایدمهار سنتز پیریمیدینخوراکیRR پیشرفت ناتوانی 0.76
دیمتیل فوماراتکاهش استرس اکسیداتیو و التهابخوراکیRR عود 0.64
آلمتوزومابآنتیبادی مونوکلونال ضد CD52تزریق وریدیRR پیشرفت ناتوانی 0.44

آنتی‌بادی‌های مونوکلونال ضد CD20 (اوکرلیزوماب، ریتوکسیماب، افاتوموماب) به عنوان درمان استاندارد برای MS عودکننده تثبیت شده‌اند 3).

حتی در نوریت اپتیک بدون ضایعه مغزی، ۲۵٪ موارد پس از ۱۵ سال به MS تبدیل می‌شوند و در صورت وجود ضایعه مغزی، ۷۸٪ موارد به MS تبدیل می‌شوند.

Q اگر فردی دچار نوریت اپتیک شود، احتمال ابتلا به MS در آینده چقدر است؟
A

حتی در صورت عدم وجود ضایعه در MRI مغز، ۲۵٪ موارد پس از ۱۵ سال به MS مبتلا می‌شوند و در صورت وجود ضایعه مغزی، ۷۸٪ موارد به MS تبدیل می‌شوند. بیماران مبتلا به نوریت اپتیک باید با همکاری متخصص مغز و اعصاب، استفاده از DMT برای پیشگیری از عود را بررسی کنند.

۶. پاتوفیزیولوژی و مکانیسم دقیق بروز

Section titled “۶. پاتوفیزیولوژی و مکانیسم دقیق بروز”

MS یک بیماری خودایمنی در نظر گرفته می‌شود. لنفوسیت‌های T میلین را به عنوان یک عامل خارجی شناسایی کرده و با فعال کردن ماکروفاژها، سیتوکین‌ها و آنتی‌بادی‌ها، میلین و آکسون را تخریب می‌کنند. از بین رفتن میلین باعث اختلال در هدایت ایمپالس‌های الکتریکی و در نتیجه اختلال در انتقال سیگنال‌های عصبی می‌شود.

  • سلول‌های دندریتیک بیش فعال شده → عبور از سد خونی-مغزی (BBB) → القای تمایز Th1/Th17 در CNS 1)
  • Th17: آزادسازی پمفیگوئید مخاطی و GM-CSF → افزایش نفوذپذیری BBB و جذب مونوسیت‌ها 1)
  • سلول‌های B: تخریب میلین و آکسون از طریق تولید آنتی‌بادی خودایمنی. سلول‌های B حافظه → سلول‌های پلاسما در CSF → تولید باندهای الیگوکلونال 1)
  • مشخص شده است که ارائه آنتی‌ژن و ترشح سیتوکین توسط سلول‌های B (نه تولید آنتی‌بادی) واسطه اصلی آسیب بافتی است 3).
  • مسیر آوران: انتقال حسی از شبکیه به مغز. عصب بینایی شایع‌ترین محل آسیب است. به ندرت کیاسمای بینایی و نوار بینایی نیز آسیب می‌بینند.
  • مسیر وابران: خروج حرکتی به عضلات مردمک و عضلات خارج چشمی. اختلال حرکات چشم در بیش از ۴۰٪ موارد رخ می‌دهد.
  • INO (افتالمپلژی بین‌هسته‌ای): ضایعه در فاسیکلوس طولی داخلی (MLF) → اختلال و تأخیر در اداکشن سمت مبتلا + نیستاگموس در ابداکشن سمت مقابل.

پلاک فعال

ماکروفاژهای کف‌آلود: تجمع ماکروفاژهایی که میلین را فاگوسیتوز کرده‌اند.

نفوذ دور عروقی (perivascular cuffing): یافته مشخصه که لنفوسیت‌ها اطراف عروق را احاطه می‌کنند.

ضایعات دمیلیناسیون موضعی ادماتوز: در فاز تشدید حاد دیده می‌شوند.

پلاک مزمن

از دست رفتن میلین: با رنگ‌آمیزی Luxol fast blue قابل تأیید است. آکسون‌ها حفظ می‌شوند اما بازسازی میلین ناقص است.

ضایعات NAWM: گلیوز منتشر، فعال شدن میکروگلیا و تخریب سد خونی-مغزی در ماده سفید به ظاهر طبیعی. همبستگی بالاتری با ناتوانی بالینی نسبت به ضایعات موضعی ماده سفید دارد.

الیگودندروسیت‌ها مسئول بازسازی میلین در CNS هستند1). این فرآیند به سلول‌های پیش‌ساز الیگودندروسیت (OPC) بزرگسال وابسته است، اما الیگودندروسیت‌های بالغ موجود نمی‌توانند در بازسازی میلین مشارکت کنند1).

علل اصلی شکست بازسازی میلین به شرح زیر است1).

  • توقف و عدم تمایز OPC
  • ترشح عوامل بازدارنده توسط آستروسیت‌های واکنشی
  • اختلال در پاکسازی بقایای میلین
  • اختلال در مسیر mTOR OPC به دلیل افزایش سن → کاهش پاسخ تمایز

همچنین، آسیب ماده خاکستری قشری و زیرقشری نیز مشاهده می‌شود و هنگامی که ساختارهای لنفاوی فولیکول مانند سلول B در مننژ تشکیل می‌شود، منجر به سیر بالینی شدیدتری می‌شود 1).


7. تحقیقات جدید و چشم‌اندازهای آینده (گزارش‌های مرحله تحقیقاتی)

Section titled “7. تحقیقات جدید و چشم‌اندازهای آینده (گزارش‌های مرحله تحقیقاتی)”

Frexalimab (مهارکننده لیگاند CD40)

Section titled “Frexalimab (مهارکننده لیگاند CD40)”

این یک رویکرد جدید است که با مهار CD40L، تحریک همزمان سلول‌های T و سلول‌های ارائه‌دهنده آنتی‌ژن (شامل سلول‌های B) را مسدود می‌کند.

در کارآزمایی فاز 2 توسط Vermersch و همکاران (N Engl J Med 2024)، frexalimab اثربخشی واضحی را در برابر دارونما در پیامدهای MRI (ضایعات جدید با افزایش گادولینیوم در هفته‌های 8 تا 12) نشان داد و کاهش NfL سرم، یک نشانگر زیستی آسیب بافت عصبی، نیز تأیید شد 3). برای MS پیشرونده، انتظار می‌رود که اثر غیرفعال‌سازی میکروگلیا و ماکروفاژها نیز داشته باشد و از نظر تئوری، محافظت عصبی از طریق مسدود کردن سیگنال CD40L به میکروگلیا در لبه پلاک امکان‌پذیر است 3).

ایجاد برتری بالینی نسبت به DMTهای مؤثر فعلی (داروهای ضد CD20) به عنوان چالش آینده در نظر گرفته می‌شود 3).

فروپتوز وابسته به اتوفاژی با واسطه STING1

Section titled “فروپتوز وابسته به اتوفاژی با واسطه STING1”

نشان داده شده است که فروپتوز، یک مرگ سلولی وابسته به آهن، در مرگ سلول‌های عصبی در MS نقش دارد.

Tang et al. (2025) مطالعه Woo et al. (Cell, 2024) را تفسیر کرده و آبشار زیر را گزارش کرده‌اند: سمیت تحریکی گلوتامات → اضافه بار کلسیم → استرس شبکه آندوپلاسمی → جدا شدن STING1 از STIM1 → فعال شدن مسیر غیرکلاسیک → اتوفاژی → تجزیه اتوفاژی GPX4 (آنزیم خنثی‌کننده پراکسیداسیون لیپیدی) → فروپتوزیس 4). افزایش بیان STING1 در نورون‌ها هم در نمونه‌های MS انسانی و هم در مدل‌های موشی تأیید شده است. مهارکننده‌های STING1 (C176، H151) تجزیه GPX4 وابسته به اتوفاژی را در مدل‌های حیوانی کاهش داده و اثر محافظت عصبی نشان داده‌اند 4).

Q آیا رویکرد درمانی جدیدی برای MS پیشرونده وجود دارد؟
A

در مرحله تحقیقاتی، محافظت عصبی از طریق غیرفعال‌سازی میکروگلیا و ماکروفاژها توسط مهارکننده CD40L به نام frexalimab 3) و مهار فروپتوزیس (مرگ سلولی وابسته به آهن) با مهار STING1 4) امیدوارکننده به نظر می‌رسند. هر دوی این روش‌ها در حال حاضر در مرحله کارآزمایی بالینی یا تحقیقاتی هستند و درمان استاندارد محسوب نمی‌شوند.


  1. Pape A, Wellman LL, Conran RM. Educational Case: Multiple sclerosis. Acad Pathol. 2022;9:100036.
  2. Tosunoglu B, Gökçe Çokal B, Güneş HN, et al. Tumefactive multiple sclerosis. Proc (Bayl Univ Med Cent). 2024;37(2):344-347.
  3. Hauser SL. Silencing Immune Dialogue in Multiple Sclerosis. N Engl J Med. 2024;390(7):662-663.
  4. Tang D, Kang R, Klionsky DJ. Autophagy-dependent ferroptosis mediates multiple sclerosis. Autophagy. 2025;21(2):257-259.

متن مقاله را کپی کنید و در دستیار هوش مصنوعی دلخواه خود بچسبانید.