سرطان سلول سنگفرشی پلک یک تومور بدخیم نفوذی است که از لایه خاردار اپیتلیوم پوست منشأ میگیرد. این تومور دومین تومور شایع بدخیم پلک پس از کارسینوم سلول بازال است.
نوع رشد از سطح ملتحمه (ملتحمه پلکی) در ژاپن شایع است. تومور مسطح و قرمز رنگی روی سطح ملتحمه پلکی تشکیل میدهد که عروق توموری به شکل آتشبازی از آن قابل مشاهده است. اگر کراتینه شدن شدید باشد، رنگ سفید به خود میگیرد. با رشد و برجسته شدن تومور، ضایعات ندولار ایجاد میشود. ضایعه اولیه باید از پاپیلوم خوشخیم ملتحمه افتراق داده شود. در حالی که پاپیلوم از طریق یک پایه عروقی نازک از سطح ملتحمه رشد میکند، کارسینوم سلول سنگفرشی به صورت پایهدار رشد میکند.
نوع رشد از پوست و خط مژه در پوست نزدیک پلک یا خط مژه رخ میدهد (نادر). برخی موارد به عنوان بدخیمی کراتوز اکتینیک (بند بعدی) در نظر گرفته میشوند. بسته به درجه کراتینه شدن، رنگ سفید، زرد-سفید یا قرمز است و سطح آن زبر است. سلولهای توموری چندضلعی ائوزینوفیلیک با تمایل به کراتینه شدن به صورت سنگفرشی تکثیر مییابند و ممکن است مرواریدهای سرطانی (cancer pearl) تشکیل دهند.
توجه داشته باشید که اگر بافتشناسی شبیه کارسینوم سلول سنگفرشی باشد اما به نظر برسد از داخل پلک منشأ گرفته است، باید احتمال کارسینوم سلول سباسه با تمایز ضعیف را در نظر گرفت.
کارسینوم سلول سنگفرشی که از سطح ملتحمه پلکی منشأ میگیرد، با مفهوم نئوپلازی سنگفرشی سطح چشم (OSSN) همپوشانی دارد. OSSN یک اصطلاح کلی برای ضایعات داخل اپیتلیال تا نفوذی در ناحیه لیمبوس، ملتحمه کره چشم و قرنیه است. نوع رشد از پوست پلک تحت طبقهبندی AJCC پلک قرار میگیرد، در حالی که نوع رشد از ملتحمه پلکی تحت OSSN (طبقهبندی AJCC ملتحمه) قرار میگیرد4).
بروز 0.09 تا 2.42 مورد در هر 100,000 نفر گزارش شده است2). در ایالات متحده و کانادا، بروز تعدیلشده بر اساس سن در چند دهه گذشته 50 تا 200٪ افزایش یافته است. در اروپا و آمریکا، این تومور تنها 5 تا 10٪ از تومورهای بدخیم پلک را تشکیل میدهد، اما در یک مطالعه هندی روی 536 مورد، 18٪ را شامل میشود (سومین پس از کارسینوم سلول سباسه 53٪ و کارسینوم سلول بازال 24٪). یک مطالعه در ژاپن نشان میدهد که حدود 48٪ را تشکیل میدهد، که نشاندهنده نسبت بالاتر در آسیا است1).
در یک مطالعه گذشتهنگر روی 536 مورد در هند (Kaliki 2019)، میانگین سن در زمان تشخیص 55 سال (محدوده 8 تا 90 سال)، نسبت زن به مرد 1.1:1 با غلبه اندک زنان، و محلهای شایع پلک فوقانی 40٪ و پلک تحتانی 41٪ بود1). نرخ متاستاز از 1 تا 21٪ متغیر گزارش شده است و رفتار بیولوژیکی تهاجمیتری نسبت به کارسینوم سلول بازال نشان میدهد.
Qسرطان سلول سنگفرشی پلک با چه فراوانی رخ میدهد؟
A
بروز آن 0.09 تا 2.42 مورد در هر 100,000 نفر تخمین زده میشود. در اروپا و آمریکا، 5 تا 10٪ از تومورهای بدخیم پلک را تشکیل میدهد، اما در آسیا نسبت بالاتر است و در ژاپن حدود نیمی از تومورهای بدخیم پلک را شامل میشود.
تصویر بالینی کارسینوم سلول سنگفرشی روی اپیتلیوم پلک: توده برجسته سفید با هیپرکراتوز و پوستهریزی
Lkhoyaali S, et al. Carcinome épidermoïde de la paupière supérieure droite. Pan Afr Med J. 2014;18:93. Figure 1. PMCID: PMC4231312. License: CC BY.
توده سفید کراتوتیک و برونرویی که کل پلک فوقانی راست را اشغال کرده است، همراه با پوستهریزی و تخریب لبه پلک، نمای بالینی کلاسیک کارسینوم سلول سنگفرشی. این تصویر مربوط به نوع ندولار-زخمی SCC پوستی است که در بخش «2. علائم اصلی و یافتههای بالینی» بحث شده است.
تصویر بالینی ضایعات پیشسرطانی و کارسینوم سلول سنگفرشی تهاجمی تفاوت زیادی دارد.
ضایعات پیشسرطانی
کراتوز اکتینیک: ضایعه هیپرکراتوتیک که بیشتر در افراد سفیدپوست بالای 40 سال دیده میشود. گرد تا بیضی شکل با پایه اریتماتوز. به عنوان کارسینوم درجا سلول سنگفرشی در نظر گرفته میشود.
بیماری بوون (کارسینوم درجا): به صورت لکه قهوهای تا قرمز پایدار ظاهر میشود. اغلب با پسوریازیس یا اگزما اشتباه تشخیص داده میشود. ارتباط قوی با HPV نوع 16 دارد. در صورت عدم درمان به کارسینوم مهاجم (سلول سنگفرشی) تبدیل میشود.
شاخ پوستی: دارای یک کلاهک کراتوتیک روی پایه پاپولار تا ندولار است. ممکن است پایه با کارسینوم درجا یا کارسینوم سلول سنگفرشی تهاجمی همراه باشد و همیشه نیاز به برداشتن دارد.
کراتوآکانتوما: ندول فنجانی شکل با حفره کراتینی در مرکز. گاهی به عنوان زیرگروهی از کارسینوم سلول سنگفرشی طبقهبندی میشود.
کارسینوم سلول سنگفرشی مهاجم
نوع ملتحمهای: تومور قرمز رنگ مسطح با عروق توموری آتشبازی مانند. در صورت کراتینه شدن شدید، رنگ سفید به خود میگیرد. با رشد و برجستگی، به ضایعه ندولار تبدیل میشود.
نوع پوستی: سفید، زرد-سفید یا قرمز با سطح زبر. به صورت ندولار (۵۲٪) یا زخمی (۴۰٪) ظاهر میشود.
به جهت نفوذ تومور توجه کنید: اگر تومور از لبه پلک عبور کرده و به جلوی صفحه تارسال نفوذ کند، مشابه کارسینوم غدد سباسه، نیاز به برداشت کامل ضخامت پلک و بازسازی است.
یافتههای پلکی: ریزش مژهها، گشاد شدن عروق مویرگی، تغییر شکل ساختار پلک و ناهنجاری موقعیت پلک.
ایجاد کارسینوم سلول سنگفرشی با ترکیب چندین عامل خطر تسریع میشود.
قرار گرفتن در معرض اشعه فرابنفش: مهمترین عامل خطر قابل برگشت. قرار گرفتن تجمعی در معرض اشعه فرابنفش A و B باعث آسیب مستقیم (جابجایی بازها) یا غیرمستقیم (گونههای فعال اکسیژن) به DNA شده و از طریق جهش p53 سرطانزایی را تسریع میکند2)
افزایش سن: خطر ابتلا در افراد مسن بیشتر است
پوست روشن (نوع پوستی فیتزپاتریک پایین): خطر در افراد با پوست روشن افزایش مییابد2)
ضایعات پیشسرطانی: پیشرفت تدریجی از کراتوز اکتینیک به کارسینوم سلول سنگفرشی درجا، سپس کارسینوم سلول سنگفرشی مهاجم و در نهایت کارسینوم سلول سنگفرشی متاستاتیک
عفونت ویروس پاپیلومای انسانی (HPV): در بیماری بوون، ارتباط قوی با HPV نوع ۱۶ وجود دارد. نقش HPVهای ۶/۱۱، ۱۶ و ۱۸ گزارش شده است4)
سرکوب سیستم ایمنی: پس از پیوند عضو، مصرف داروهای سرکوبکننده ایمنی و عفونت HIV/AIDS خطر را افزایش میدهد2)
گزودرما پیگمنتوزوم: به دلیل جهش اتوزومال مغلوب در ژنهای ترمیم DNA (XPA تا XPF)، خطر ابتلا به سرطانهای غیرملانومی پوست ۱۰۰۰۰ برابر جمعیت عادی است2)
سایر موارد: قرار گرفتن در معرض مشتقات نفتی و آرسنیک، سیگار کشیدن، آلبینیسم، جای زخمهای قدیمی ناشی از سوختگی (زخم مارجولین)، زخمهای مزمن
Qآیا خطر کارسینوم سلول سنگفرشی پلک پس از پیوند عضو افزایش مییابد؟
A
بله، به طور قابل توجهی افزایش مییابد. کارسینوم سلول سنگفرشی پوست یکی از شایعترین تومورهای بدخیم پس از پیوند عضو جامد است و میزان بروز آن در عرض ۵ سال پس از پیوند ریه به ۳۰٪ و پس از پیوند قلب تا ۲۶٪ میرسد. پس از پیوند، معاینات منظم پوست و چشم ضروری است.
میزان تطابق تشخیص بالینی و پاتولوژیک برای کارسینوم سلول سنگفرشی ۴۶٪ است که پایین است (در مقایسه با ۸۶٪ برای کارسینوم سلول بازال و ۹۱٪ برای کارسینوم غدد سباسه)، بنابراین تشخیص قطعی با بررسی بافتشناسی (بیوپسی اکسیژنال) ضروری است1).
ثبت ظاهر کلی ضایعه، اندازه، زخم، ریزش مژهها و گشاد شدن عروق مویرگی
معاینه کامل چشم شامل حرکات چشم و برونچشمی
ارزیابی کل صورت و نواحی در معرض نور خورشید و بررسی حس صورت
برداشت کامل جراحی با تأیید حاشیههای عاری از تومور از نظر بافتشناسی، استاندارد درمانی با قویترین شواهد است.
در ضایعات اولیه (محدود به سطح ملتحمه پلکی)، برداشت کامل شامل بخشی از تارسوس انجام میشود. پس از تأیید حاشیههای منفی برش، ۲ تا ۳ دوره انجماد (freeze and thaw) به سطح برش اضافه میشود.
اگر تومور از لبه پلک عبور کرده و به جلوی تارسوس نفوذ کرده باشد، مطابق با کارسینوم غدد سباسه، برداشت تمام ضخامت پلک و جراحی بازسازی لازم است.
همانند کارسینوم غدد سباسه، قبل از جراحی وجود متاستاز (CT/MRI سر و گردن) بررسی میشود.
روشهای اصلی جراحی به شرح زیر است:
جراحی میکروسکوپی موهس (Mohs micrographic surgery): تکنیکی که در آن حین برداشتن تومور، حاشیههای برش به صورت همزمان از نظر آسیبشناسی ارزیابی میشود. این روش امکان برداشت کامل تومور را با حداقل برداشت بافت سالم فراهم میکند.
برداشت با آسیبشناسی سریع حین عمل: تأیید حاشیههای برش در حین جراحی
در برداشت وسیع تمام ضخامت پلک: بازسازی با فلپ چرخشی یا روش Cutler-Beard
تخلیه محتویات حدقه (Exenteration): در صورت تهاجم به حدقه و پیشآگهی ضعیف بینایی و عدم رسیدن به سینوس کاورنوس انجام میشود. در کارسینوم سلول سنگفرشی، در ۱۹٪ موارد انجام شده است1).
در مطالعه Kaliki 2019، برداشت وسیع با بیوپسی در ۷۶٪ موارد کارسینوم سلول سنگفرشی انجام شده است1).
تخریب بافت با نیتروژن مایع. این روش فقط برای کراتوز اکتینیک و کارسینوم سلول سنگفرشی درجا (in situ) مناسب است (برای کارسینوم مهاجم مناسب نیست). همچنین در ضایعات اولیه، به عنوان انجماد-ذوب اضافی بر روی سطح برش حین عمل استفاده میشود.
به عنوان درمان تنها در بیمارانی که ریسک جراحی بسیار بالاست، یا به عنوان درمان کمکی پس از جراحی برای تومورهای با گسترش عصبی یا لنفاوی و یا با مرزهای نامشخص استفاده میشود. پرتودهی ۳ تا ۵ بار در هفته به مدت حدود ۱ تا ۲ ماه انجام میشود. کارسینوم سلول سنگفرشی به پرتو حساس است و در مواردی که برداشت کامل دشوار است، گزینه درمانی محسوب میشود.
درمانهای موضعی برای ضایعات پیشسرطانی و محدود به اپیتلیوم
کرم ایمیکیمود (Imiquimod): داروی تعدیلکننده ایمنی. برای کراتوز اکتینیک و بیماری بوون (ضایعات پیشسرطانی) مناسب است. هفتهای ۳ بار به مدت ۴ تا ۶ هفته استفاده میشود.
قطره چشمی میتومایسین C (۰.۰۴٪): برای ضایعات سطح ملتحمه مانند گسترش پاژهت (Pagetoid) که محدود به اپیتلیوم هستند مناسب است. روزی ۴ بار به مدت یک هفته، سپس یک هفته استراحت، و این چرخه ۲ تا ۳ بار تکرار میشود4).
قطره چشمی ۵-فلوئورواوراسیل (۱%): به طور مشابه برای ضایعات محدود به داخل اپیتلیوم مناسب است. یک قطره چهار بار در روز، چهار روز قطره و ۳۰ روز استراحت، حداکثر ۶ دوره تکرار شود4)
قطره چشمی IFNα-2b: عوارض جانبی کمتری دارد و استفاده سرپایی آن در حال افزایش است. برای OSSN محدود به ملتحمه مفید است4)
نتایج درمان در ۹۹ بیمار مبتلا به کارسینوم سلول سنگفرشی در هند در زیر نشان داده شده است1).
شاخص
درصد
عود تومور
۸٪
متاستاز به غدد لنفاوی منطقهای
۸٪
متاستاز دوردست
۴٪
مرگ ناشی از بیماری
۴٪
حفظ چشم
۷۹٪
در تخمین کاپلان-مایر ۵ ساله، متاستاز به غدد لنفاوی موضعی ۲۲٪، متاستاز دوردست ۱۱٪ و مرگ مرتبط با متاستاز ۱۱٪ بود1).
Qاحتمال عود سرطان سلول سنگفرشی پلک پس از جراحی چقدر است؟
A
در مطالعه Kaliki 2019، عود تومور پس از جراحی در ۸٪ موارد مشاهده شد. تخمین کاپلان-مایر ۵ ساله نشان داد که متاستاز به غدد لنفاوی موضعی به ۲۲٪ میرسد، بنابراین پیگیری منظم پس از جراحی اهمیت دارد.
اشعه فرابنفش به طور مستقیم (جابجایی بازها) یا غیرمستقیم (آسیب اکسیداتیو از طریق گونههای فعال اکسیژن) به DNA آسیب میزند2). القای آپوپتوز ناشی از آفتابسوختگی به عنوان یک مکانیسم دفاعی عمل میکند، اما اگر ترمیم DNA نتواند هماهنگ باشد، جهشها تجمع مییابند.
غیرفعال شدن p53: مهارکننده تومور p53 در اثر تابش اشعه فرابنفش مستقیماً آسیب دیده و غیرفعال میشود. عملکرد مهار چرخه سلولی و تنظیم آپوپتوز از بین رفته و سلولهای جهشیافته تکثیر مییابند2)
ناپایداری ژنومی: ناپایداری ژنومی کراتینوسیتها احتمالاً ناشی از غیرفعال شدن p53 است
جهشهای محرک سوماتیک شایع: TP53، NOTCH1/2، CDKN2A و غیره3)
بار جهش تومور متوسط: در کارسینوم سلول سنگفرشی پوست حدود 50 جهش در هر مگاباز بالا است 3)
نوع پوستی پلک (نوع پوستی) بدخیمی تدریجی سلولهای لایه خاردار است و با سیستم TNM پلک AJCC مدیریت میشود. نوع ملتحمه پلکی نوعی OSSN است که از دیسپلازی اپیتلیوم ملتحمه (CIN: نئوپلازی داخل اپیتلیال ملتحمه) به SCC مهاجم پیشرفت میکند و طبقهبندی ملتحمه AJCC برای آن اعمال میشود 4).
مرحله IA (T1 N0 M0): قطر تومور ۵ میلیمتر یا کمتر، بدون تهاجم به تارس.
مرحله IB (T2a N0 M0): قطر تومور بیش از ۵ میلیمتر تا ۱۰ میلیمتر، یا تهاجم به تارس.
مرحله IC تا IV
مرحله IC (T2b N0 M0): قطر تومور بیش از ۱۰ میلیمتر تا ۲۰ میلیمتر، یا گسترش به تمام ضخامت پلک.
مرحله II (T3a N0 M0): قطر تومور بیش از ۲۰ میلیمتر، یا گسترش به ساختارهای مجاور چشم.
مرحله IIIB (any T N1 M0): متاستاز به غدد لنفاوی منطقهای.
مرحله IV (any T any N M1): متاستاز دوردست.
توزیع مرحله در مطالعه Kaliki 2019 به صورت T1: 26%، T2: 37%، T3: 7%، T4: 29% بود1). درجه بافتشناسی از G1 (خوب تمایز یافته) تا G4 (تمایز نیافته) است و هرچه درجه پایینتر باشد، پیشآگهی بهتر است.
7. تحقیقات جدید و چشماندازهای آینده (گزارشهای در مرحله تحقیق)
Ye و همکاران (NEJM 2025) موردی از یک زن 34 ساله با اختلال سیگنالدهی گیرنده سلول T ناشی از جهش خط زایای ZAP70 را گزارش کردند که در او کارسینوم سلول سنگفرشی مهاجم پوستی مقاوم به درمان با ادغام ژنومی β-HPV19 ایجاد شد3). در این مورد، جهشهای راننده معمول کارسینوم سلول سنگفرشی (TP53، NOTCH1/2، CDKN2A) شناسایی نشد و امضای جهش ناشی از اشعه فرابنفش نیز 26% پایین بود (در مقایسه با میانگین 77% در کارسینوم سلول سنگفرشی پوست معمولی). پس از ترمیم سیگنالدهی گیرنده سلول T با پیوند سلولهای بنیادی خونساز، پاسخ سلول T اختصاصی HPV بازیابی شد و در پیگیری 35 ماهه، تمام بیماریهای مرتبط با HPV از جمله کارسینوم سلول سنگفرشی به طور پایدار پسرفت کردند.
این گزارش نشان میدهد که پاسخ سلول T ایمنی تطبیقی در کنترل شروع و پیشرفت کارسینوم سلول سنگفرشی نقش دارد3).
سمیپلیماب (آنتیبادی ضد PD-1) برای کارسینوم سلول سنگفرشی پوستی غیرقابل جراحی یا متاستاتیک توسط FDA تأیید شده است و انتظار میرود در موارد پیشرفت به مدار چشم و غدد لنفاوی، دامنه کاربرد آن گسترش یابد. نقش نظارت ایمنی در حال روشن شدن است و افزایش خطر کارسینوم سلول سنگفرشی در شرایط سرکوب ایمنی (پس از پیوند اعضا، بدخیمیهای خونی و غیره) نیز با اختلال در پاسخ سلول T مرتبط دانسته میشود2)3).
Qآیا ایمونوتراپی برای کارسینوم سلول سنگفرشی پلک مؤثر است؟
A
آنتیبادی ضد PD-1 سمیپلیماب برای کارسینوم سلول سنگفرشی پوستی غیرقابل جراحی یا متاستاتیک توسط FDA تأیید شده است. همچنین در کارسینوم سلول سنگفرشی ناشی از HPV، گزارش موردی از پسرفت تومور پس از بازسازی ایمنی با پیوند سلولهای بنیادی خونساز وجود دارد. با این حال، مورد دوم یک یافته در مرحله تحقیق است و درمان استاندارد محسوب نمیشود.
تشخیص زودهنگام و برداشتن کامل، پیشآگهی خوبی دارد. با این حال، این تومور رفتار بیولوژیکی تهاجمیتری نسبت به کارسینوم سلول بازال دارد و خطر متاستاز به مدار چشم، غدد لنفاوی و اندامهای دوردست را به همراه دارد. موارد تهاجم بدخیم به مدار چشم باید با همکاری چندتخصصی از جمله انکولوژیست و رادیوتراپی انکولوژیست مدیریت شوند.
نکات کلیدی پیگیری به شرح زیر است:
معاینات منظم چشم پزشکی و لمس غدد لنفاوی منطقهای پس از جراحی
بررسی منظم پوست کل صورت شامل نواحی در معرض نور خورشید
استفاده از ضدآفتاب و آموزش سبک زندگی برای کاهش قرارگیری در معرض نور خورشید
پیگیری مکررتر در بیماران با وضعیت سرکوب ایمنی
تخمین Kaplan-Meier 5 ساله نشاندهنده 22% متاستاز به غدد لنفاوی منطقهای، 11% متاستاز دوردست و 11% مرگ مرتبط با متاستاز است1)، که نیاز به نظارت طولانی مدت دارد.
Ye P, Bergerson JRE, Brownell I, et al. Resolution of Squamous-Cell Carcinoma by Restoring T-Cell Receptor Signaling. N Engl J Med. 2025;393(5):469-478.
Tsatsos M, Delimitrou C, Tsinopoulos I, et al. Update in the Diagnosis and Management of Ocular Surface Squamous Neoplasia (OSSN).
متن مقاله را کپی کنید و در دستیار هوش مصنوعی دلخواه خود بچسبانید.
مقاله در کلیپبورد کپی شد
یکی از دستیارهای هوش مصنوعی زیر را باز کنید و متن کپیشده را در کادر گفتگو بچسبانید.