پرش به محتوا
نورو افتالمولوژی

یافته‌های نورو-افتالمولوژیک در کما

1. یافته‌های نورو-افتالمولوژیک در کما چیست؟

Section titled “1. یافته‌های نورو-افتالمولوژیک در کما چیست؟”

کما (coma) وضعیت طولانی‌مدت از دست دادن هوشیاری است که در آن بیمار به محرک‌های خارجی، صرف‌نظر از وجود یا عدم وجود محرک‌های مضر، پاسخ نمی‌دهد. علت آن آسیب شدید به مغز است و علل مختلفی از جمله تروما، سکته مغزی، تومور مغزی، اختلال شدید قند خون، هیپوکسی طولانی‌مدت مغزی، تشنج و مسمومیت دارویی دارد.

بیماران در کما توانایی تفکر و درک محیط را از دست می‌دهند. بسیاری به تدریج بهبود می‌یابند، اما ممکن است به اختلال هوشیاری طولانی‌مدت (حالت نباتی) یا مرگ منجر شود. پیش‌آگهی به شدت به علت، شدت و محل آسیب عصبی بستگی دارد.

روش‌های ارزیابی سطح هوشیاری

Section titled “روش‌های ارزیابی سطح هوشیاری”

برای ارزیابی شدت کما، مقیاس کمای گلاسکو (GCS) به طور گسترده استفاده می‌شود. این مقیاس پاسخ‌های چشمی، کلامی و حرکتی را ارزیابی می‌کند و نمره کمتر از ۸ معمولاً به عنوان حالت کما در نظر گرفته می‌شود. با این حال، GCS شامل بررسی حرکات چشم نیست.

نمره کامل عدم پاسخ‌دهی (FOUR) یک روش جایگزین است که پاسخ‌های چشمی، حرکتی، رفلکس‌های ساقه مغز و تنفس را ارزیابی می‌کند. هر دو مقیاس GCS و FOUR پیش‌بینی‌کننده‌های خوبی برای پیامد هستند.

اهمیت معاینات نورو-افتالمولوژیک

Section titled “اهمیت معاینات نورو-افتالمولوژیک”

هدف اصلی معاینه نورو-افتالمولوژیک در بیماران کما، کمک به تعیین علت، محل و شدت کما است. یافته‌های پلک، مردمک، حرکات چشم و فوندوس، سطح اختلال عملکرد ساقه مغز را منعکس می‌کنند. فقدان رفلکس نوری مردمک یکی از عوامل پیش‌بینی‌کننده پیش‌آگهی بد در آسیب مغزی تروماتیک است.

Q تفاوت بین GCS و نمره FOUR چیست؟
A

GCS سه مؤلفه باز کردن چشم، پاسخ کلامی و حرکتی را ارزیابی می‌کند، اما حرکات چشم را شامل نمی‌شود. نمره FOUR چهار مؤلفه پاسخ چشمی، پاسخ حرکتی، رفلکس‌های ساقه مغز و تنفس را ارزیابی می‌کند و عملکرد ساقه مغز را با جزئیات بیشتری منعکس می‌کند. هر دو به عنوان عوامل پیش‌بینی‌کننده پیامد مفید هستند.

2. علائم اصلی و یافته‌های بالینی

Section titled “2. علائم اصلی و یافته‌های بالینی”

بیماران در کما هوشیاری خود را از دست داده‌اند و نمی‌توانند علائم ذهنی را بیان کنند. قبل از رسیدن به کما (مراحل اولیه کاهش سطح هوشیاری)، ممکن است سردرد، تهوع و استفراغ، کاهش بینایی، دوبینی و گیجی رخ دهد.

یافته‌های بالینی (یافته‌هایی که پزشک در معاینه تأیید می‌کند)

Section titled “یافته‌های بالینی (یافته‌هایی که پزشک در معاینه تأیید می‌کند)”

یافته‌های نورو-افتالمولوژیک در بیماران کمایی به طور کلی به یافته‌های مردمک، حرکات خودبه‌خودی چشم، وضعیت و حرکات چشم، پلک‌ها و یافته‌های فوندوس تقسیم می‌شوند.

رفلکس نوری مردمک به راحتی قابل بررسی است و به تشخیص موضعی علت کما کمک مستقیم می‌کند. ابتدا قطر مردمک در محیط روشن و تاریک مشاهده و وجود آنیزوکوری بررسی می‌شود. نور به یک چشم تابانده شده و واکنش هر دو چشم (سریع، کند، بدون واکنش) ثبت می‌گردد. با آزمایش نور متناوب (swinging flashlight test) نقص آوران نسبی مردمک (RAPD) تشخیص داده می‌شود.

در صورت وجود آنیزوکوری، چشم مبتلا بر اساس اندازه و سرعت واکنش به نور تعیین می‌شود. چشمی که واکنش ندارد یا کندتر است، چشم مبتلا می‌باشد.

میدریاز و فیکس شدن یک طرفه

مردمک هاچینسون: فشردگی عصب حرکتی چشم به دلیل فتق مغزی (فتق قلابی). یافته اورژانسی.

پارگی آنوریسم شریان ارتباطی خلفی: ضایعه فشاری در امتداد عصب حرکتی چشم.

میدریازیس دارویی: تقلید توسط قطره آتروپین یا پچ اسکوپولامین. قابل تشخیص با پیلوکارپین ۱%.

میوز دوطرفه (نوک سوزنی)

آسیب پشتی-جانبی پل مغزی: در خونریزی پل مغزی، مسیر گشادکننده مردمک مسدود می‌شود. قطر مردمک تا حدود ۱ میلی‌متر کوچک می‌شود، اما رفلکس نوری حفظ می‌شود.

اختلال در مسیر مهاری هسته ادینگر-وستفال از تشکیلات مشبک پارامدین بصل النخاع باعث تحریک غیرطبیعی می‌شود.

میوز دوطرفه با واکنش

علل متابولیک یا دارویی: در صورت عدم وجود آسیب ساختاری مغز، نشان‌دهنده علت متابولیک یا دارویی سیستمیک است.

آسیب به دیانسفالون و بسیاری از سموم و داروها نیز یافته‌های مشابهی ایجاد می‌کنند.

سندرم هورنر

میوز یک طرفه، پتوز، آنهیدروز: آسیب به مسیر سمپاتیک همان طرف (هیپوتالاموس → ساقه مغز خلفی-جانبی → نخاع → تنه سمپاتیک → چشم).

روش تأیید: تشخیص با قطره چشمی کوکائین یا آپراکلونیدین.

مردمک آرگیل رابرتسون، واکنش نوری را از دست می‌دهد در حالی که واکنش نزدیک (همگرایی) حفظ می‌شود که به آن تفکیک واکنش نوری-نزدیک می‌گویند. علت آن ضایعه در قسمت پشتی مغز میانی (ناحیه پیش‌تگمنتال) است و علاوه بر سیفلیس عصبی، در دیابت، بیماری‌های عروقی مغز و بیماری‌های میلین‌زدا نیز رخ می‌دهد.

برای بررسی وجود حرکات ارادی چشم، پلک‌ها را به‌طور غیرفعال باز کرده و حرکات هدفمند را مشاهده می‌کنیم. اگر در بیمار بدون واکنش، حرکات هدفمند چشم دیده شود، باید به کاتاتونی، سندرم قفل‌شدگی یا کمای ساختگی مشکوک شد.

  • حرکات چرخشی چشم: انحراف دوطرفه هم‌جهت آهسته در جهت افقی. در کمای سطحی دیده می‌شود و نشان‌دهنده علت فوق‌هسته‌ای (قشری) مانند مسمومیت، بیماری‌های متابولیک یا آسیب دوطرفه نیمکره‌های مغز است.
  • بابینگ چشمی (Eye Bobbing): حرکت همیوغ سریع هر دو چشم به سمت پایین و سپس بازگشت آهسته به موقعیت میانی. مرتبط با ضایعات ساختاری پل مغزی (سکته مغزی یا خونریزی) و نشان‌دهنده اختلال مسیر ساکاد عمودی به دلیل آسیب به تشکیلات مشبک پارامدین پل (PPRF) و نورون‌های همه‌جاایست (omnipause neurons) است1).
  • بابینگ معکوس چشمی (Ocular Dipping): حرکت آهسته به سمت پایین و سپس بازگشت سریع به موقعیت میانی. بیشتر در آسیب ایسکمیک-هیپوکسیک مغزی دیده می‌شود و نشان‌دهنده مهار عملکرد قشر و حفظ نسبی رفلکس‌های ساقه مغز است1).
  • بابینگ معکوس (Reverse Bobbing): حرکت سریع به سمت بالا و سپس بازگشت آهسته به موقعیت میانی پایین. بیشتر در انسفالوپاتی متابولیک (انسفالوپاتی کبدی یا اورمیک) دیده می‌شود و نشان‌دهنده اختلال منتشر عملکرد قشر است1).
  • انحراف هم‌جهت (Conjugate deviation): در ضایعات شامل میدان چشمی پیشانی، انحراف به سمت ضایعه و در ضایعات پل مغزی، انحراف به سمت مخالف ضایعه ایجاد می‌شود.
  • فلج اعصاب مغزی: در فلج عصب سوم مغزی، کره چشم به سمت «پایین و خارج» و در فلج عصب ششم مغزی، به سمت داخل منحرف می‌شود.
  • انحراف مایل (Skew deviation): به دنبال ضایعات ساقه مغز، ممکن است انحراف عمودی دو چشم ایجاد شود.
  • حرکات تعقیبی چشم: اگر بیمار بتواند اشیاء متحرک را دنبال کند، نشان‌دهنده حداقل وضعیت هوشیاری (Minimally Conscious State) به جای حالت نباتی (Vegetative State) است.
  • ادم پاپی (احتقان پاپی): نشان‌دهنده افزایش فشار داخل جمجمه‌ای ناشی از تومور یا خونریزی داخل جمجمه‌ای است. افزایش فشار در فضای زیرعنکبوتیه اطراف عصب بینایی باعث توقف جریان آکسونی و ایجاد ادم پاپی می‌شود. قرمزی و تورم پاپی دوطرفه، تار شدن مرزها، خونریزی و لکه‌های سفید روی سطح پاپی و گشاد شدن وریدها مشاهده می‌شود.
  • سندرم تیرسون: افزایش ناگهانی فشار داخل جمجمه‌ای ناشی از خونریزی زیرعنکبوتیه یا آسیب مغزی تروماتیک که باعث خونریزی زجاجیه‌ای، زیرشبکیه‌ای، داخل شبکیه‌ای و پیش‌شبکیه‌ای می‌شود.
Q اگر یک مردمک گشاد شده و به نور واکنش نشان ندهد، به چه چیزی باید شک کرد؟
A

به مردمک هاچینسون مشکوک شوید. این یک یافته اورژانسی ناشی از فشار بر عصب حرکتی چشم به دلیل فتق مغزی (فتق قلابی) است. با این حال، از آنجایی که قطره آتروپین و پچ اسکوپولامین نیز باعث گشادی مردمک دارویی می‌شوند، تمایز با قطره پیلوکارپین ۱% مهم است. برای جزئیات به بخش «یافته‌های بالینی» مراجعه کنید.

علل کما به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: ضایعات ساختاری و علل سیستمیک/متابولیک.

  • آسیب مغزی تروماتیک (TBI): آسیب مستقیم به پارانشیم مغز در اثر ضربه به سر. واکنش مردمک به نور یکی از عوامل پیش‌بینی‌کننده پیش‌آگهی بد است.
  • اختلالات عروق مغزی: خونریزی مغزی (پوتامن، تالاموس، پل مغزی، مخچه) و خونریزی زیر عنکبوتیه. یافته‌های مردمک و الگوی اختلال حرکات چشم بسته به محل خونریزی متفاوت است.
  • تومور مغزی: فشار مستقیم یا افزایش فشار داخل جمجمه منجر به کما می‌شود.
  • انسفالوپاتی متابولیک: هیپرگلیسمی شدید، هیپوگلیسمی، انسفالوپاتی کبدی، انسفالوپاتی اورمیک، اختلالات الکترولیتی و غیره.
  • آسیب مغزی هیپوکسیک-ایسکمیک: هیپوکسی مغزی طولانی‌مدت پس از ایست قلبی یا خفگی.
  • وضعیت صرع پایدار: تشنج طولانی‌مدت.
  • مسمومیت دارویی و سمی: مواد افیونی (باعث تنگ شدن مردمک می‌شوند)، باربیتورات‌ها، بنزودیازپین‌ها، مسمومیت با ارگانوفسفره (تنگ شدن شدید مردمک) و غیره.

4. روش‌های تشخیص و آزمایش

Section titled “4. روش‌های تشخیص و آزمایش”

آزمایش رفلکس نوری یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین روش‌های معاینه است. در اتاق نیمه‌تاریک، نور چراغ قوه به یک چشم تابانده می‌شود و واکنش مستقیم (انقباض مردمک چشم تابیده شده) و واکنش غیرمستقیم (انقباض مردمک چشم دیگر) بررسی می‌شود. سرعت واکنش (سریع یا کند) و میزان انقباض (کافی یا ناکافی) مشاهده می‌شود.

آزمایش رفلکس نوری متناوب (swinging flashlight test) روشی برای تشخیص نقص نسبی آوران مردمک (RAPD) است که در آن چشم‌ها به طور متناوب با نور چراغ قوه تحریک شده و تغییرات قطر مردمک مشاهده می‌شود. اگر مردمک چشم تحت تابش نتواند انقباض خود را حفظ کرده و گشاد شود، RAPD مثبت تلقی می‌شود. این حالت در آسیب عصب بینایی یک طرفه یا آسیب شدید شبکیه مثبت می‌شود.

برای تشخیص افتراقی میدریاز دارویی، تست قطره چشمی پیلوکارپین ۱٪ مفید است. مردمک آتروپینه شده به پیلوکارپین پاسخ نمی‌دهد و منقبض نمی‌شود، بنابراین می‌توان آن را از فلج عصب حرکتی چشم افتراق داد.

برای تشخیص سندرم هورنر از تست قطره چشمی آپراکلونیدین استفاده می‌شود. پس از چکاندن قطره در هر دو چشم و مشاهده پس از ۳۰ تا ۴۵ دقیقه، چشم سالم تغییری نمی‌کند اما چشم مبتلا گشاد شده و پتوز بهبود می‌یابد.

بررسی رفلکس وستیبولواکولار

Section titled “بررسی رفلکس وستیبولواکولار”

رفلکس چشمی-سری (پدیده چشم عروسکی)

Section titled “رفلکس چشمی-سری (پدیده چشم عروسکی)”

پس از تأیید پایداری ستون فقرات گردنی انجام می‌شود. با باز نگه داشتن پلک‌ها، سر را سریعاً به چپ و راست می‌چرخانیم و حرکت چشم‌ها را مشاهده می‌کنیم.

  • یافته مثبت (حرکت هم‌جهت چشم‌ها در خلاف جهت چرخش سر): نشان‌دهنده سالم بودن اعصاب مغزی III، VI، VIII، هسته‌های مربوطه در مغز میانی و پل مغزی، و سیستم دهلیزی در هر دو طرف است.
  • یافته منفی (چشم‌ها در وضعیت میانی ثابت می‌مانند یا در همان جهت سر حرکت می‌کنند): نشان‌دهنده اختلال عملکرد ساقه مغز در سطح مغز میانی تا پل مغزی است.

آزمون تحریک حرارتی (کالریک تست)

Section titled “آزمون تحریک حرارتی (کالریک تست)”

پس از تأیید طبیعی بودن پرده گوش انجام می‌شود. مقدار کمی آب با دمای ۷ درجه سانتی‌گراد بالاتر (گرم) یا پایین‌تر (سرد) از دمای بدن به مجرای گوش خارجی تزریق می‌شود.

  • یافته مثبت: نیستاگموس هم‌جهت افقی ظاهر می‌شود. آب سرد باعث فاز سریع نیستاگموس به سمت مخالف و آب گرم باعث فاز سریع به سمت همان طرف می‌شود (COWS: Cold Opposite, Warm Same).
  • پیش‌آگهی: یافته مثبت یک پیش‌بینی‌کننده قوی برای خروج از حالت نباتی است (حساسیت مثبت = 0.93). گزارش شده است که فقدان رفلکس وستیبولواکولار 100% مرگ مغزی را پیش‌بینی می‌کند.
  • یافته منفی: نشان‌دهنده کما متابولیک عمیق، آسیب وستیبولار، یا اختلال عملکرد ساقه مغز در سطح مغز میانی تا پل مغزی است.

با اعمال محرک لمسی مانند یک سواب پنبه‌ای به سطح قرنیه، اگر پلک زدن دوطرفه مشاهده شود، مثبت است. پاسخ مثبت نشان‌دهنده سالم بودن اعصاب مغزی V و VII در هر دو طرف است. فقدان رفلکس نشان‌دهنده ضایعه در اعصاب مغزی V و/یا VII و/یا پل مغزی است.

Section titled “پلک زدن در پاسخ به تهدید (blink-to-threat)”

دست را به سرعت از جهات مختلف به سمت چشم بیمار حرکت دهید تا رفلکس پلک زدن ایجاد شود. این آزمایش به ارزیابی وجود ورودی حسی (بینایی سالم) کمک می‌کند.

Q اگر در آزمایش تحریک دمایی پاسخی وجود نداشته باشد، چگونه تفسیر می‌شود؟
A

یافته منفی نشان‌دهنده کما متابولیک عمیق، آسیب دهلیزی، یا اختلال عملکرد ساقه مغز در سطح مغز میانی تا پل مغزی است. بر اساس گزارش‌ها، از بین رفتن رفلکس دهلیزی-چشمی ۱۰۰٪ مرگ مغزی را پیش‌بینی می‌کند و این یافته در پیش‌آگهی بسیار مهم است. برای جزئیات بیشتر به بخش «بررسی رفلکس دهلیزی-چشمی» مراجعه کنید.

از یافته‌های نورو-چشمی در بیماران کمایی می‌توان محل آسیب را تخمین زد. الگوهای مشخصه یافته‌ها بر اساس محل خونریزی در سکته مغزی نشان داده شده است.

یافتهخونریزی پل مغزیخونریزی تالاموسخونریزی زیر عنکبوتیه
مردمکمیوز (انقباض)کوچک و نامساویمتنوع
فلج نگاهسمت ضایعهسمت مقابل ضایعهبدون علامت
حرکت عمودی چشموجود داردوجود نداردوجود ندارد

یافته‌های موضعی (همی‌پلژی، آفازی، انحراف توأم چشم‌ها، رفلکس‌های غیرطبیعی یک‌طرفه) نشان‌دهنده ضایعه ارگانیک هستند.

  • ضایعه میدان چشمی پیشانی: انحراف توأم چشم‌ها به سمت ضایعه («نگاه به ضایعه»)
  • ضایعه پل مغزی: انحراف توأم چشم‌ها به سمت مخالف ضایعه («دور شدن نگاه از ضایعه»)
  • ضایعه پشتی مغز میانی: میدریاز و فیکس دوطرفه، سندرم پارینو (فلج نگاه به بالا، تفکیک واکنش نوری-نزدیک، نیستاگموس همگرایی-عقب‌نشینی)
  • خونریزی مخچه: مردمک‌ها کوچک و اغلب نامساوی هستند. با فلج عصب صورت محیطی همان طرف همراه است.

6. پاتوفیزیولوژی و مکانیسم دقیق بروز

Section titled “6. پاتوفیزیولوژی و مکانیسم دقیق بروز”

مسیر عصبی واکنش مردمک و مکانیسم اختلال

Section titled “مسیر عصبی واکنش مردمک و مکانیسم اختلال”

رفلکس نوری مردمک از مسیر آوران (شبکیهعصب بینایی → ناحیه پیشتگمنتال → هسته ادینگر-وستفال) و مسیر وابران (هسته ادینگر-وستفال → عصب حرکتی چشم → گانگلیون مژگانی → اسفنکتر مردمک) تشکیل شده است. مسیر وابران رفلکس نزدیکبینی با رفلکس نوری مشترک است، اما فیبرهای فوقهستهای به هسته ادینگر-وستفال از ناحیه شکمیتر نسبت به ناحیه پیشتگمنتال مغز میانی و کمیسور خلفی که فیبرهای آوران رفلکس نوری از آن عبور میکنند، عبور میکنند. بنابراین، در آسیب ناحیه پیشتگمنتال، تفکیک رفلکس نوری-نزدیکبینی رخ میدهد.

نسبت سلولهای عصبی در گانگلیون مژگانی که در رفلکس نوری و رفلکس تطابقی نقش دارند، 3 به 97 است. به دلیل این نسبت، حتی اگر رفلکس نوری مختل شود، میوز ناشی از رفلکس نزدیکبینی به راحتی حفظ میشود.

در آسیب پل مغزی، به ویژه خونریزی پل، قطر مردمک تا حدود ۱ میلی‌متر کاهش می‌یابد. مسیر صعودی از تشکیلات مشبک پارامدین بصل النخاع به هسته ادینگر-وستفال (EW) فرض شده است که مهار این مسیر منجر به تحریک غیرطبیعی هسته EW و میوز شدید می‌شود. رفلکس نوری و رفلکس نزدیک حفظ می‌شوند.

بابینگ کلاسیک چشم معمولاً با ضایعات شکمی پل مرتبط است. آسیب به تشکیلات مشبک پارامدین پل (PPRF) و نورون‌های همه‌جاایست (omnipause neurons) باعث اختلال در مهار ساکاد و ایجاد ساکادهای عمودی غیرقابل کنترل می‌شود 1). اختلال در عملکرد تنظیمی مخچه (هسته چادری مخچه) نیز به عدم تعادل بین فاز سریع و آهسته کمک می‌کند 1).

اهمیت بالینی انواع مختلف متفاوت است. بابینگ کلاسیک چشم نشان‌دهنده آسیب غیرقابل برگشت ساقه مغز است، در حالی که انواع همراه با انسفالوپاتی متابولیک اغلب گذرا و برگشت‌پذیر هستند 1).

Q چرا ممکن است رفلکس نزدیک بینی (نزدیک‌بینی) با وجود از بین رفتن رفلکس نوری حفظ شود؟
A

نسبت نورون‌های درگیر در رفلکس نوری و رفلکس تطابقی در گانگلیون مژگانی ۳ به ۹۷ است، بنابراین حتی اگر مسیر رفلکس نوری به طور انتخابی آسیب ببیند، مسیر تطابقی و رفلکس نزدیک بینی احتمالاً حفظ می‌شود. علاوه بر این، فیبرهای فوق‌هسته‌ای رفلکس نزدیک بینی به هسته ادینگر-وستفال نسبت به مسیر رفلکس نوری در سمت شکمی تر قرار دارند، بنابراین در ضایعات ناحیه پیش‌تگمنتال مغز میانی، تفکیک رفلکس نوری-نزدیک بینی رخ می‌دهد.


۷. تحقیقات جدید و چشم‌اندازهای آینده (گزارش‌های مرحله تحقیقاتی)

Section titled “۷. تحقیقات جدید و چشم‌اندازهای آینده (گزارش‌های مرحله تحقیقاتی)”

اهمیت بالینی انواع تغییر یافته حرکت نوسانی کره چشم

Section titled “اهمیت بالینی انواع تغییر یافته حرکت نوسانی کره چشم”

ارتباط بین انواع مختلف حرکت نوسانی کره چشم و محل ضایعه بالینی گزارش شده است1). حرکت نوسانی کلاسیک کره چشم با ضایعات ساختاری پل مغزی (سکته مغزی یا خونریزی) مرتبط است و نشان‌دهنده آسیب به مسیرهای ساکاد عمودی و مرکز نگه‌داری نگاه است. حرکت نوسانی معکوس کره چشم بیشتر در انسفالوپاتی متابولیک (کبدی یا اورمیک) دیده می‌شود و نشان‌دهنده اختلال منتشر قشر مغز به جای ضایعه موضعی ساقه مغز است. غوطه‌وری کره چشم اغلب با آسیب ایسکمیک-هیپوکسیک مغزی مرتبط است و نشان‌دهنده مهار عملکرد قشر و حفظ نسبی رفلکس‌های ساقه مغز است. غوطه‌وری معکوس کره چشم نادر است و در اختلالات متابولیک شدید یا مخچه‌ای دیده می‌شود.

تحلیل سری موارد متوالی PPG نشان داد که میانه سنی ۶۰ سال و ۱۲ نفر از ۱۴ نفر مرد بودند. دوره PPG بین ۱.۵ تا ۶.۵ ثانیه بود1). علل اصلی شامل سکته مغزی ایسکمیک حاد، وضعیت پس از تشنج، و انسفالوپاتی هیپوکسیک-ایسکمیک بود. ۸۸.۹٪ موارد PPG میدان کامل بینایی دارای آسیب دوطرفه مشابه نیمکره‌های مغزی بودند، در حالی که ۸۰٪ موارد PPG نیمه میدان بینایی دارای آسیب یک‌طرفه یا به طور قابل توجهی نامتقارن دوطرفه نیمکره‌های مغزی بودند. بهبودی عصبی، انتقال به حالت نباتی، و مرگ هر یک گزارش شده است.

تحلیل دقیق حرکات چشم در بابینگ چشمی

Section titled “تحلیل دقیق حرکات چشم در بابینگ چشمی”

ثبت دقیق حرکات چشم در یک مورد بابینگ چشمی پس از خونریزی پل مغزی گزارش شده است1). بابینگ چشمی با نوسانات آونگ‌مانند همراه بود که نشان‌دهنده تعامل پیچیده بین مکانیسم‌های عصبی مختلف در ساقه مغز است. اهمیت ثبت جامع حرکات چشم مورد تأکید قرار گرفته است.


  1. Bui TK, et al. Nystagmus. Clin Ophthalmol. 2025;19:1617-1643.

متن مقاله را کپی کنید و در دستیار هوش مصنوعی دلخواه خود بچسبانید.