انقباضات غیرارادی عضلات صورت از جمله عضله چشمی چشمی بر اساس نوع بیماری به سه دسته محدود به پلک، نیمه صورت و تمام صورت تقسیم میشود. واحدهای اصلی بیماری در زیر آورده شده است.
بلفارواسپاسم اساسی به حملات متناوب و غیرارادی بسته شدن پلکها در هر دو چشم با علت ناشناخته گفته میشود. در پلک زدن طبیعی، عضلات پیشبرنده پلک (عضله چشمی، عضله بالابرنده ابرو، عضله بینی) و عضلات عقببرنده ارادی پلک (عضله بالابرنده پلک فوقانی، عضله پیشانی) به طور همزمان مهار میشوند، اما در بیماران این مهار همزمان بین این دو گروه عضلانی از بین رفته است.
بسته شدن غیرارادی پلکها به دلیل انقباض بیش از حد متناوب یا مداوم عضلات بستهکننده پلک مانند عضله چشمیچشمی (اوربیکولاریس اوکولی) رخ میدهد. مواردی که ناشی از سایر اختلالات عصبی یا چشمی نباشند، به عنوان اولیه (essential) تعریف میشوند.
موارد همراه با حرکات غیرارادی صورت مانند دیسکینزی لب را سندرم میژ مینامند. این وضعیت همان دیستونی موضعی (focal dystonia) مانند بلفارواسپاسم در نظر گرفته میشود و تصور میشود که ناشی از آسیب عقدههای قاعدهای مغز باشد.
بلفارواسپاسم محدود به پلکها، بلفارواسپاسم اولیه (essential blepharospasm) نامیده میشود و هنگامی که به سایر عضلات صورت گسترش یابد، سندرم میژ نام دارد. مواردی که به پلکها و فک پایین و چانه گسترش یابند، گاهی سندرم بروگل (Brueghel syndrome) نامیده میشوند.
اسپاسم همیصورت (Hemifacial Spasm; HFS) یک اختلال حرکتی است که در آن انقباضات غیرارادی تونیک-کلونیک در عضلات صورت یک طرف (تحت عصبدهی عصب هفتم مغزی) رخ میدهد. کد ICD-10 آن G51.3 است.
در سال ۱۹۰۵، جوزف بابینسکی برای اولین بار از اصطلاح “همیفیسیال اسپاسم” استفاده کرد9). در سال ۱۹۴۷، کمپبل و کیدی برای اولین بار HFS اولیه را توصیف کردند و در سال ۱۹۷۵، جانتا مکانیسم فشار عصبی ناشی از شریان مارپیچی متسع را روشن کرد.
شیوع در ایالات متحده ۸ تا ۱۵ نفر در هر ۱۰۰۰۰۰ نفر تخمین زده میشود. بروز حدود ۰.۷۸ در ۱۰۰۰۰۰ نفر گزارش شده است2). زنان دو برابر مردان مبتلا میشوند و سن شروع معمول ۵۰ تا ۶۰ سال است که در میانسالی و سالمندی شایعتر است. سیر بیماری مزمن و پیشرونده است.
طبقهبندی: به دو نوع اولیه (ناشی از فشار عروقی) و ثانویه (ناشی از بازسازی غیرطبیعی پس از آسیب عصبی یا التهاب، تومور، بیماریهای میلینزدا و غیره) تقسیم میشود.
انقباض محدود به بخشی از عضله چشمی در یک چشم را میوکیمیای عضله چشمی مینامند. برخلاف بلفارواسپاسم اساسی، با افتادگی همزمان ابرو همراه نیست. همچنین انقباض محدود به پلک پایین، لرزش پلک نامیده میشود و اختلال در باز کردن چشم دیده نمیشود.
Qتفاوت بین همیفیسیال اسپاسم و بلفارواسپاسم چیست؟
A
HFS یکطرفه است و به قسمت پایینی صورت نیز گسترش مییابد و در طول خواب نیز ادامه مییابد. بلفارواسپاسم (BEB) دوطرفه است و عمدتاً ناحیه اطراف چشم را درگیر میکند، با حساسیت به نور و خشکی چشم همراه است و در طول خواب از بین میرود. اشکریزی در سمت مبتلا در HFS شایعتر است، در حالی که حساسیت به نور و خشکی در HFS کمتر است.
BEB دوطرفه است، با پلک زدن مکرر و اغلب با حساسیت به نور و خشکی چشم همراه است.
ویژگیهای علائم ذهنی:
پلک زدن بیش از حد
حساسیت به نور و خشکی چشم (اغلب دلیل مراجعه به چشمپزشک)
ناتوانی در باز کردن چشمها به دلیل تضاد بین اسپاسم و تلاش برای باز کردن پلک
عوامل تشدیدکننده: در محیط روشن، خستگی، مطالعه و غیره تشدید میشود.
عوامل کاهشدهنده: در محیط تاریک، خواب، دراز کشیدن، فشار بر ناحیه ابرو (ترفند حسی) و غیره کاهش مییابد.
سیر: مزمن و پیشرونده است و بهبودی خودبهخودی تقریباً وجود ندارد. تضاد بین اسپاسم و تلاش برای باز کردن پلک منجر به شل شدن بافتهای اطراف (افتادگی ابرو، افتادگی پلک، شل شدن پوست و غیره) میشود و ممکن است به نابینایی عملکردی به دلیل ناتوانی در باز کردن چشمها منجر شود.
در مراحل اولیه، اغلب با انقباضات خفیف پلک پایین (پرش) شروع میشود. به تدریج به کل عضلات صورت از جمله پلکها، گوشه دهان و عضله پلاتیسما گسترش مییابد. انقباضات پلک و گوشه دهان به صورت همزمان (با ریتم یکسان) رخ میدهد.
شروع اولیه: انقباض غیرارادی پلک پایین.
پیشرفت: پرشهای متناوب پلک → بسته شدن غیرارادی مداوم پلک → گسترش به نیمه پایینی صورت و عضله پلاتیسما.
شکل معمول: شروع از پلک بالا و پایین و گسترش به سمت پایین (در اکثر موارد).
شکل غیرمعمول: شروع از عضله orbicularis oris و گسترش به سمت بالا (به سمت پلک).
اشکریزش: اغلب بیماران از اشکریزش در سمت مبتلا شکایت دارند. شکایت از نورگریزی یا خشکی چشم نادر است (نقطه تمایز با بلفارواسپاسم).
عوامل تحریککننده و تشدیدکننده: در شرایط عاطفی و تحت استرس بارزتر میشود. ممکن است بیماران اختلال خواب ناشی از اسپاسم را تجربه کنند.
ادامه در طول خواب: HFS در طول خواب نیز مشاهده میشود (نقطه تمایز مهم با بلفارواسپاسم).
وزوز گوش ضرباندار: ممکن است در مواردی که عضله کشنده پرده گوش درگیر است، رخ دهد.
یافتههای بالینی (یافتههایی که پزشک در معاینه تأیید میکند)
بلفارواسپاسم اساسی با علت ناشناخته در زنان میانسال و مسن شایعتر است و بروز آن در زنان بالای ۶۰ سال به ویژه زیاد است. در موارد دارویی (مصرف کنندگان داروهای روانپزشکی) و علامتی (اسکیزوفرنی) ممکن است در افراد جوان نیز دیده شود.
تصور میشود که اختلال در عقدههای قاعدهای مغز وجود دارد و به آن دیستونی پلک نیز گفته میشود. گمان میرود که به دلیل کاهش آستانه تحریک نوری، پلک زدن بیش از حد رخ میدهد.
تشخیص افتراقی BEB دارویی: دیستونی دیررس ناشی از آنتاگونیستهای دوپامین ممکن است علائمی مشابه بلفارواسپاسم اساسی ایجاد کند، بنابراین گرفتن سابقه دارویی مهم است.
سایر: ضایعات ساقه مغز (از جمله سکته مغزی)، بیماریهای میلینزدایی (مولتیپل اسکلروزیس)، کیست عنکبوتیه مخزن چهارگوش 4)، فشار خون بالای داخل جمجمه ایدیوپاتیک (IIH) 9)، به ندرت ارثی.
علت اصلی فشرده شدن عصب صورت یا پل مغزی در حفره خلفی جمجمه توسط عروقی مانند شریان قاعدهای یا شریان مخچهای قدامی-تحتانی (AICA) و به ندرت توسط تومور یا آنوریسم است.
عوامل خطر: ضربه به صورت، آسیب عصب هفتم جمجمهای، سابقه فلج بل، تصلب شرایین، سابقه خانوادگی. افزایش سن و فشار خون بالا باعث پیشرفت پیچخوردگی و گشاد شدن عروق شده و خطر سندرمهای همراه (مانند همراهی با نورالژی سهقلو) را افزایش میدهد 5).
تست پلک زدن سریع: پلک زدنهای سریع و سبک را به مدت ۱۰ تا ۳۰ ثانیه ادامه دهید و بررسی کنید که آیا فقط پلک زدنهای قوی یا حرکات غیرارادی و انقباضات سایر عضلات صورت رخ میدهد.
تست پلک زدن سبک: در حین پلک زدن ارادی، بررسی کنید که آیا پلک زدن همراه با حرکت ابرو غیرممکن میشود.
تست پلک زدن قوی: پس از بستن محکم چشمها، باز کردن آنها را تکرار کنید و بررسی کنید که آیا باز کردن چشمها غیرممکن میشود یا انقباضات شدید عضلات صورت رخ میدهد.
تشخیص افتراقی از خشکی چشم: علائم ذهنی مشابه هستند، اما با یافتههای چشمی و تحریک اسپاسم افتراق داده میشوند.
رد علائم علامتی و دارویی:
اسپاسم پلک ثانویه ناشی از اختلالات خارج هرمی مانند بیماری پارکینسون و فلج فوقهستهای پیشرونده با آپراکسی باز کردن پلک در غیاب اسپاسم مشخص میشود.
لازم است اسپاسم پلک علامتی ناشی از انفارکتوس مغزی عقدههای قاعدهای یا مغز میانی فوقانی و مولتیپل اسکلروزیس رد شود.
برای رد احتمال دیستونی دیررس ناشی از آنتاگونیستهای دوپامین، سابقه دارویی به طور دقیق گرفته میشود.
تست تحریک: با تکرار بستن محکم پلکها یا کشیدن گوشه دهان به طرفین، میتوان اسپاسم همزمان در ناحیه پلک و گوشه دهان ایجاد کرد که به تأیید تشخیص کمک میکند.
انجام تصویربرداری از ساقه مغز برای تعیین علت فشاری مهم است.
MRI: تصویربرداری با وضوح بالا در امتداد مسیر عصب صورت در زاویه پل مغزی-مخچهای (CPA)، کانال شنوایی داخلی (IAM)، و از ساقه مغز تا خروجی قاعده جمجمه توصیه میشود. تصاویر T2 با وضوح بالا میتوانند فشار عروقی را نشان دهند، اما در افراد سالم نیز ممکن است تماس عصبی-عروقی بدون علامت دیده شود.
MRI 3D-CISS: قادر به نمایش دقیق رابطه عصب-عروق است5).
تصویر همجوشی 3D-MRI (تصویر تانسور انتشار + آنژیوگرافی تشدید مغناطیسی): برای شناسایی محل دقیق فشردگی در REZ مفید است7).
آنژیوگرافی تشدید مغناطیسی (MRA): در HFS مرتبط با فشار خون داخل جمجمه ای ایدیوپاتیک ممکن است تماس عروقی دیده نشود9).
سی تی آنژیوگرافی با کنتراست: جایگزین در شرایطی که MRI قابل انجام نیست.
AMR (پاسخ غیرطبیعی عضلانی) / LSR (پاسخ انتشار جانبی): برای مانیتورینگ حین عمل MVD ضروری است. ناپدید شدن AMR میتواند ناپدید شدن اسپاسم پس از عمل را پیشبینی کند1)2).
تزریق زیرپوستی پلک سم بوتولینوم نوع A با هدف عضله چشمی چرخان انجام میشود. میزان اثربخشی حدود 90% است.
مکانیسم اثر: از آزادسازی استیلکولین در انتهای عصب جلوگیری میکند.
میزان اثربخشی و مدت اثر:
میزان اثربخشی حدود 90%.
برای بروز اثر، ۲ تا ۳ روز تأخیر لازم است.
مدت اثر حدود ۳ تا ۴ ماه است. تزریق مکرر لازم است.
برای حفظ اثر، اغلب نیاز به درمان مکرر با دوز بالا است، اما باید توجه داشت که اثر ممکن است در طولانی مدت کاهش یابد.
در موارد نادر که بیماران آنتیبادی مسدودکننده نوع A ایجاد میکنند، سم نوع F مؤثر است، اما مدت اثر کوتاهتر است.
محل تزریق: تزریق عضلانی در نزدیکی گوشه داخلی و خارجی پلکهای بالا و پایین، سمت گوشی گوشه خارجی چشم، و یک سوم خارجی لبه حدقه پلک پایین. برای جلوگیری از تزریق اشتباه به عضله بالابرنده پلک بالا یا عضله مایل پایین، سوزن را پس از فرو کردن کمی بالا بیاورید و تزریق کنید.
درمان دارویی بر اساس سه فرضیه داروشناختی در مورد بلفارواسپاسم اساسی (افزایش کولین، کاهش گابا، افزایش دوپامین) است. لورازپام، کلونازپام و تری هگزی فنیدیل (همگی خارج از پوشش بیمه) استفاده میشوند، اما اثر آنها بسیار متغیر است و پاسخدهی حدود ۱۵٪ است و باید به عصبشناس مجرب ارجاع داده شود.
سم بوتولینوم نوع A (بوتاکس® تزریقی) در ژاپن برای بلفارواسپاسم و اسپاسم همیفاسیال تحت پوشش بیمه است. اگرچه جراحی مغز (رفع فشار عروقی-عصبی حفره خلفی جمجمه) درمان ریشهای مؤثری است، اما در حال حاضر درمان با سم بوتولینوم به عنوان درمان خط اول در نظر گرفته میشود.
محل و دوز تزریق: عضله موجدار ابرو، عضله چشمی حلقهای (به طور یکنواخت پخش شود)، عضله بزرگ گونه، عضله بالابرنده لب و پره بینی. هر کدام 2.5 واحد. اجتناب از تزریق اشتباهی به عضله بالابرنده پلک فوقانی مهم است.
محصولات تجاری: Botox®، Dysport®، Xeomin®.
میزان اثربخشی و مدت زمان اثر:
میزان اثربخشی حدود ۹۰٪.
اثر پس از ۲ تا ۳ روز ظاهر میشود.
اثر حدود ۳ تا ۴ ماه باقی میماند. تزریق مکرر لازم است.
تزریق مکرر با دوز بالا ممکن است در طولانیمدت اثربخشی را کاهش دهد.
کاربامازپین، کلونازپام، فنی توئین، گاباپنتین، باکلوفن. اثر محدود و عوارض جانبی قابل توجه. در HFS همراه با IIH، توپیرامات (50 میلیگرم دو بار در روز) مؤثر گزارش شده است9).
Qاثر سم بوتولینوم چقدر طول میکشد؟
A
اثر حدود ۳ تا ۴ ماه باقی میماند. با جوانهزدن شاخههای عصبی، انتقال عصبی-عضلانی دوباره برقرار میشود و با کاهش اثر، تزریق مکرر لازم است. درمان با دوز بالا و مکرر ممکن است در بلندمدت اثر را کاهش دهد.
Qجراحی رفع فشار میکروواسکولار برای کدام بیماران مناسب است؟
A
موارد اصلی شامل بیماران مقاوم به درمان با سم بوتولینوم و افراد جوان است. میزان بهبودی حدود ۹۰٪ و نتایج بلندمدت خوب است. در افراد مسن بدون عارضه، نتایج مشابه افراد جوان قابل انتظار است5).
به عنوان دیستونی پلک نیز شناخته میشود، وضعیتی است که در آن پلک زدن به صورت ریتمیک انجام نمیشود و بیش از حد است و به عنوان ناهنجاری عقدههای قاعدهای مغز در نظر گرفته میشود. تصور میشود که به دلیل کاهش آستانه تحریک نوری، پلک زدن بیش از حد رخ میدهد.
آسیب عقدههای قاعدهای مغز فرض شده است و مکانیسم بلفارواسپاسم (BEB) و اسپاسم همیفاسیال (HFS) اساساً متفاوت است. BEB یک مشکل مرکزی (عقدههای قاعدهای) است، در حالی که HFS ناشی از فشار مکانیکی بر عصب محیطی (عصب صورت) است.
مکانیسم اصلی HFS اولیه، فشار عروقی → دمیلیناسیون → انتقال اپاپتیک (انتقال سیناپسی کاذب) است. فعالیت الکتریکی یک عصب، فعالسازی عصب مجاور را القا میکند.
ناحیه آسیبپذیر عصب صورت: بخش میلین مرکزی به طول حدود 10 میلیمتر از نقطه خروج ریشه (RExP) تا ناحیه انتقالی (TZ) در برابر فشار عروقی آسیبپذیر است. نوار اوبرشتاینر-ردلیش (محل انتقال از میلین مرکزی به میلین محیطی) که در این بخش قرار دارد، به ویژه آسیبپذیر در نظر گرفته میشود7).
Sano و همکاران (2022) با استفاده از تصاویر همجوشی سهبعدی MRI (DTI + MRA) وضعیت قبل و بعد از MVD را ارزیابی کردند. آنها گزارش کردند که TZ عصب صورت حدود 0.96 میلیمتر (محدوده 1.9 تا 2.86 میلیمتر) است و نشان دادند که میتوان بخش AS ناحیه REZ را به دقت شناسایی کرد7).
مکانیسم فشردگی دوگانه (نوع DC): در HFS نوع DC، کاهش فشار REZ ممکن است باعث تشدید فشردگی در سمت CP از طریق «اصل اهرم» شود. جابجایی شریان مهرهای ضخیم و آترواسکلروتیک، AICA را به سمت بالا هل داده و فشردگی عصب صورت در ناحیه CP را تشدید میکند1).
Fujii و همکاران (2024) در مرور 35 مورد HFS نوع DC گزارش کردند که اگر AMR پس از کاهش فشار REZ از بین نرود، بررسی فشردگی AICA در سمت CP و افزودن تفلون نتایج جراحی را بهبود میبخشد1).
HFS مرتبط با IIH: تصور میشود که نوسانات فشار مایع مغزی-نخاعی (نه مقدار مطلق، بلکه میزان تغییر) باعث تحریکپذیری بیش از حد عصب صورت میشود. این موضوع با بروز حملات HFS در حالت ایستاده پس از پونکسیون کمری پشتیبانی میشود9).
ترکیب با نورالژی سهقلو (combined HDS): حدود 3% از کل بیماران HDS. تغییرات عروقی آترواسکلروتیک ناشی از افزایش سن و فشار خون بالا باعث طویل شدن عروق و فشردگی چندین عصب مجاور میشود5).
به طور کلی، علائم در ۵ سال اول پیشرفت میکنند، اما پس از آن اغلب پایدار میشوند. در ۱۰٪ موارد اسپاسم فروکش میکند، اما ۱۵٪ به نابینایی عملکردی مبتلا میشوند.
اغلب برای حفظ اثر، درمان با دوز بالا و مکرر لازم است، اما باید توجه داشت که اثر ممکن است در طولانی مدت کاهش یابد.
تصویر همجوشی MRI سهبعدی برای نمایش دقیق REZ و شبیهسازی قبل از عمل و ارزیابی بعد از عمل مفید است. میتواند بخش AS عصب صورت را شناسایی کرده و رابطه موقعیتی آن با عروق مسئول را可视化 کند 7).
با معرفی پایش دو شاخهای (تحریک شاخه تمپورال عصب صورت → ثبت از عضله منتالیس + تحریک شاخه مارژینال مندیبولار → ثبت از عضله اوربیکولاریس اوکولی)، نرخ موفقیت 98% پس از جراحی MVD گزارش شده است 2). اگر AMR ناپدید نشود، بررسی عروق مسئول در خارج از REZ (CP، داخل IAC) مهم است.
گوا و همکاران (2025) اولین مورد از فشردهسازی عصب صورت توسط شریان لابیرنتین در داخل IAC را گزارش کردند و نشان دادند که پایش دو شاخهای میتواند فشردهسازی داخل IAC را که در جستجوی معمول REZ نادیده گرفته میشود، تشخیص دهد 2).
فشار عروقی درون کانال شنوایی داخلی که قبلاً نادیده گرفته میشد، میتواند علت اسپاسم همیفیشیال باشد. اگر AMR از بین نرود، جستجوی سیستماتیک از REZ به CP به کل IAC ضروری است2).
یک مفهوم پاتولوژیک جدید مطرح شده است که نوسانات فشار مایع مغزی-نخاعی میتواند HFS را تحریک کند. مدیریت فشار مایع مغزی-نخاعی با توپیرامات ممکن است مؤثر باشد و کاربرد آن در تشخیص و درمان HFS مرتبط با IIH مورد توجه است9).
Fujii K, Mori K, Tamase A, et al. Dynamic changes of abnormal muscle response during decompression procedures in double compression-type hemifacial spasm. Surg Neurol Int. 2024;15:430.
Guo Z, Zhang X, Zhao B. Hemifacial spasms caused by compression of the labyrinthine artery on the facial nerve in the internal auditory canal: a case report and review of the literature. J Med Case Rep. 2025;19:514.
Guerrero J, Huang M, Britz G. Double Crush Syndrome as a Cause of Hemifacial Spasm. Cureus. 2021;13(1):e12448.
Takaki Y, Tsutsumi S, Teramoto S, et al. Quadrigeminal cistern arachnoid cyst as a probable cause of hemifacial spasm. Radiol Case Rep. 2021;16:1300-1304.
Argie D, Lauren C, Malelak EB. A Rare Combined Trigeminal Neuralgia with Hemifacial Spasm in a 78-year-old Male Patient. Asian J Neurosurg. 2021;16:630-633.
Liu Y, Chen F, Li Z, et al. Microvascular decompression and aneurysm clipping for a patient with hemifacial spasm and ipsilateral labyrinthine artery aneurysm. CNS Neurosci Ther. 2022;28:307-309.
Sano K, Kuge A, Kondo R, et al. Ingenuity using 3D-MRI fusion image in evaluation before and after microvascular decompression for hemifacial spasm. Surg Neurol Int. 2022;13:209.
Onoda K, Sashida R, Fujiwara R, et al. Intermediate nerve neuralgia developed during hemifacial spasm follow-up: illustrative case. J Neurosurg Case Lessons. 2022;3(25):CASE22144.
Cassinelli Petersen G, Amirkhizi M, Brockmann K, Dibaj P. Hemifacial spasm through changes of cerebrospinal fluid pressure in idiopathic intracranial hypertension. Proc (Bayl Univ Med Cent). 2023;36(1):114-115.
متن مقاله را کپی کنید و در دستیار هوش مصنوعی دلخواه خود بچسبانید.
مقاله در کلیپبورد کپی شد
یکی از دستیارهای هوش مصنوعی زیر را باز کنید و متن کپیشده را در کادر گفتگو بچسبانید.