日本語JAEnglishEN简体中文简繁體中文繁한국어KOEspañolESالعربيةدر حال آمادهسازیBahasa Indonesiaدر حال آمادهسازیPortuguêsدر حال آمادهسازیTiếng Việtدر حال آمادهسازیภาษาไทยدر حال آمادهسازیFrançaisدر حال آمادهسازیहिन्दीدر حال آمادهسازیDeutschدر حال آمادهسازیРусскийدر حال آمادهسازیItalianoدر حال آمادهسازیفارسیFATürkçeTR
زبان
日本語JAEnglishEN简体中文简繁體中文繁한국어KOEspañolESالعربيةدر حال آمادهسازیBahasa Indonesiaدر حال آمادهسازیPortuguêsدر حال آمادهسازیTiếng Việtدر حال آمادهسازیภาษาไทยدر حال آمادهسازیFrançaisدر حال آمادهسازیहिन्दीدر حال آمادهسازیDeutschدر حال آمادهسازیРусскийدر حال آمادهسازیItalianoدر حال آمادهسازیفارسیFATürkçeTR
دژنراسیون ماکولای وابسته به سن (AMD) بیماری است که در اثر تغییرات وابسته به سن در ماکولا، تغییرات آتروفیک یا اگزوداتیو ایجاد میکند. این بیماری چندعاملی در نظر گرفته میشود که علاوه بر استعداد ژنتیکی، عوامل محیطی مانند افزایش سن، سیگار کشیدن، قرار گرفتن در معرض نور خورشید، چاقی و رژیم غذایی پرچرب در آن نقش دارند.
AMD به عنوان ناهنجاری ماکولای وابسته به سن در محدوده ۶۰۰۰ میکرومتر اطراف فووآ در افراد بالای ۵۰ سال تعریف میشود و به سه دسته ضایعات پیشدرآمد، نوع نئوواسکولار و نوع آتروفیک تقسیم میگردد. این بیماری چهارمین علت شایع اختلال بینایی است.
بر اساس مطالعه هیسایاما (2012)، شیوع AMD پیشرفته 1.6% (نوع اگزوداتیو 1.5%، نوع آتروفیک 0.1%) گزارش شده است. در مطالعه ناگاهاما (2008-)، شیوع ضایعات پیشدرآمد 22.8% (دروزن 39.4%) گزارش شده است. این بیماری در مردان و زنان بالای 50 سال دیده میشود (نسبت مرد به زن 3:1) و در یک یا هر دو چشم (حدود 40%) رخ میدهد. هم ضایعات پیشدرآمد و هم AMD پیشرفته روند افزایشی دارند. مطالعه هیسایاما (پیگیری 9 ساله) نشان داد که سیگار کشیدن خطر ابتلا به AMD دیررس را 4 برابر افزایش میدهد1).
تفاوتهای نژادی وجود دارد: شیوع در سفیدپوستان و آسیاییها بالاتر و در اسپانیاییتبارها و آفریقاییتبارها کمتر است2). شیوع AMD آتروفیک در مطالعات اروپایی و آمریکایی 0.66 تا 1.34% گزارش شده است و در افراد بالای 85 سال، فراوانی آن 4 برابر نوع اگزوداتیو است. با افزایش سن جمعیت در ژاپن، این بیماری احتمالاً به یک مشکل بزرگ تبدیل خواهد شد. در سراسر جهان، حدود 200 میلیون نفر به AMD مبتلا هستند و پیشبینی میشود که تا سال 2040 این تعداد به حدود 288 میلیون نفر افزایش یابد2). شیوع AMD دیررس از 0.1% در سنین 50-59 سال به 4.3% در افراد بالای 80 سال افزایش مییابد و با افزایش سن به صورت نمایی بالا میرود2).
در آخرین دستورالعمل بالینی ژاپن (2024)، با استفاده از طبقهبندی بکمن، AMD به چهار مرحله زیر تقسیم میشود1).
مرحله
ویژگیها
AMD زودرس
یک یا چند دروزن نرم متوسط (63 تا کمتر از 125 میکرومتر)
AMD میانی
دروزن بزرگ (125 میکرومتر یا بیشتر)، ناهنجاریهای RPE، رسوبات شبه دروزن زیر شبکیه
AMD دیررس
وجود عروق جدید مشیمیهای (MNV) (شامل PNV) یا آتروفی جغرافیایی
AMD پایانی
اسکار فیبروتیک، کاهش شدید بینایی ناشی از دژنراسیون ماکولار کیستیک
دروزنهای کوچک (سخت) (کمتر از 63 میکرومتر) به عنوان تغییرات فیزیولوژیک پیری در نظر گرفته میشوند و در AMD اولیه گنجانده نمیشوند. با این حال، اگر تعداد زیادی (20 یا بیشتر) دروزن سخت وجود داشته باشد، خطر ابتلا به AMD بالا است 1). میزان پیشرفت 5 ساله AMD میانی حدود 18٪ است، اما در صورت وجود pseudodrusen مشبک، خطر به طور قابل توجهی افزایش مییابد (ناهنجاری رنگدانه + دروزن بزرگ + pseudodrusen مشبک خطر 5 ساله 72٪) 2).
AMD نئوواسکولار
نئوواسکولاریزاسیون ماکولا (MNV): عروق جدید ناشی از مشیمیه یا عروق شبکیه در ماکولا ایجاد میشود. باعث کاهش شدید بینایی میشود.
زیرگروهها: MNV نوع 1 (زیر RPE)، MNV نوع 2 (روی RPE)، MNV نوع 3 (منشأ عروق داخل شبکیه، RAP)، PCV (MNV نوع 1 + ضایعات پولیپوئید) طبقهبندی میشود 1).
ویژگیهای ژاپن: حدود نیمی از AMD نئوواسکولار، بیماری نئوواسکولار پاکیکوروئید (PNV) است و دروزن تنها در حدود 30٪ موارد دیده میشود 1).
AMD آتروفیک
آتروفی جغرافیایی (GA): با آتروفی واضح RPE، سلولهای گیرنده نور و مویرگهای مشیمیه مشخص میشود.
سیر طبیعی: از اطراف فووئا شروع میشود و به شکل نعل اسبی و سپس حلقهای گسترش مییابد. سرعت رشد 1.28 تا 2.6 میلیمتر مربع در سال است 3).
بروز CNV در طول دوره: در 10-15٪ موارد، نئوواسکولاریزاسیون مشیمیه ایجاد میشود که منجر به تبدیل به نوع اگزوداتیو میشود.
Qآیا دژنراسیون ماکولا وابسته به سن در هر دو چشم رخ میدهد؟
A
حدود 40٪ موارد در هر دو چشم رخ میدهد. اگر یک چشم AMD پیشرفته داشته باشد، چشم دیگر نیز با احتمال بالایی MNV ایجاد میکند. ژنوتیپ ARMS2 به عنوان یک عامل پیشبینیکننده برای درگیری چشم دیگر گزارش شده است 1). معاینات منظم چشم پزشکی و خودآزمایی با شبکه آمسلر توصیه میشود.
تصویری از عکس فوندوس، آنژیوگرافی فلورسئین و OCT دژنراسیون ماکولا وابسته به سن که تغییرات RPE ماکولا، PED و مایع زیر شبکیه را نشان میدهد
Matsumoto H, et al. Retinal vasculitis after intravitreal aflibercept 8 mg for neovascular age-related macular degeneration. Jpn J Ophthalmol. 2024. Figure 2. PMCID: PMC11420316. License: CC BY.
در عکس فوندوس، تغییرات RPE ماکولا دیده میشود و در آنژیوگرافی فلورسئین، نشت ماکولا تأیید میشود. OCT برجستگی RPE (PED) و مایع زیر شبکیه را نشان میدهد که به عنوان یافتههای تشخیصی دژنراسیون ماکولا وابسته به سن قابل درک است.
در مراحل اولیه با دگرسانی بینایی (دیدن اشیاء کج و معوج) و اسکوتوم مرکزی شروع میشود. با پیشرفت، کاهش بینایی به کمتر از 0.1 میرسد. در موارد خونریزی شدید، ممکن است کاهش ناگهانی شدید بینایی رخ دهد.
دگرسانی بینایی (متامورفوپسی): خطوط مستقیم موجدار دیده میشوند. این علامت به عنوان علامت اولیه شروع MNV مهم است2).
اسکوتوم مرکزی: نقص میدان بینایی در ناحیه مرکزی تا پارامرکزی. در آتروفی جغرافیایی، اسکوتوم مطلق مطابق با ناحیه آتروفی ایجاد میشود.
کاهش بینایی: در نوع نئوواسکولار، کاهش شدید و ناگهانی است. نوع آتروفیک به آرامی پیشرفت میکند، اما اگر آتروفی به فووه آ برسد، بینایی به زیر 0.1 کاهش مییابد.
کاهش حساسیت کنتراست: حتی در نوع آتروفیک که فووه آ حفظ شده است، از مراحل اولیه رخ میدهد و یک اختلال عملکردی است که در آزمایش بینایی قابل تشخیص نیست8).
مشکل در تطابق با تاریکی: زمان بیشتری برای عادت کردن به محیط تاریک لازم است. ممکن است قبل از کاهش بینایی ظاهر شود2).
اختلال در خواندن و دید دور: حتی آتروفی جغرافیایی خارج از فووه آ نیز بر کیفیت زندگی تأثیر میگذارد8). حدود نیمی از بیماران مبتلا به آتروفی جغرافیایی پیشرفت سریع بیماری را تجربه میکنند که تأثیر منفی زیادی بر کیفیت زندگی دارد3).
فوتوپسی (احساس نور): احساس فلاش نور. اگرچه نادر است، اما ممکن است در مراحل اولیه شروع نئوواسکولاریزاسیون گزارش شود2).
در صورت درگیری یک چشم، اغلب در زندگی روزمره متوجه نمیشوند. شدت علائم بسته به محل و اندازه MNV، میزان مایع زیر شبکیه، خونریزی و اسکار فیبروزی متفاوت است. در نوع نئوواسکولار، مدت زمان تا نابینایی قانونی معمولاً کوتاهتر از نوع آتروفیک است و در صورت بروز دگرسانی بینایی، مراجعه فوری توصیه میشود.
یافتههای بالینی (یافتههایی که پزشک در معاینه تأیید میکند)
ضایعات برجسته کوچک گرد زرد-سفید در ناحیه ماکولا که در اثر تجمع مواد پلیمورف (بقایای غشایی، کلسترول غیراستری، کمپلمان و غیره) بین غشای پایه RPE و لایه کلاژن داخلی غشای بروخ ایجاد میشوند. این ضایعات منشأ التهاب مزمن در پاتوژنز AMD در نظر گرفته میشوند.
دروزن سخت: قطر کمتر از 63 میکرومتر. مرز مشخص. صرفاً تغییرات مرتبط با افزایش سن بوده و با شروع AMD مرتبط نیست.
دروزن نرم: قطر 63 میکرومتر یا بیشتر. مرز نامشخص. ارتباط نزدیک با شروع AMD دارد.
رسوبات شبه دروزن زیر شبکیه (pseudodrusen شبکیهای): روی RPE قرار دارند و با AMD آتروفیک و RAP (MNV نوع 3) ارتباط نزدیک دارند1).
MNV نوع 1: در OCT، نشانه لایه دوتایی (برجستگی نامنظم RPE و بازتاب داخلی با شدت متوسط) دیده میشود. به دو نوع مسطح با ارتفاع کم و PED فیبروواسکولار که در آن RPE به صورت گنبدی برجسته میشود، تقسیم میگردد. نوع دوم به ویژه مقاوم به درمان است1).
MNV نوع 2: در OCT به صورت ساختاری با بازتاب متوسط تا زیاد در بالای RPE تشخیص داده میشود. اغلب با رسوب فیبرین همراه است1).
MNV نوع 3 (RAP): در بیمارانی که در هر دو چشم دروسن نرم متعدد دارند شایع است. در OCT، ادم ماکولای کیستیک و PED همراه با علامت برآمدگی دیده میشود1).
PCV: ضایعات پولیپوید به انتهای MNV نوع 1 متصل هستند. در افتالموسکوپی به صورت ضایعات برجسته نارنجی-قرمز مشاهده میشوند و با ICGA تشخیص قطعی داده میشود1).
ناحیه آتروفی RPE با مرزهای مشخص که عروق کوروئید از آن قابل مشاهده است. ضایعه از اطراف فووه (پارافووه) شروع شده و به شکل نعل اسبی و سپس حلقهای گسترش یافته و به سمت فووه پیشرفت میکند. میانگین زمان رسیدن به فووه 2.5 سال گزارش شده است3). سرعت رشد 1.28 تا 2.6 میلیمتر مربع در سال است و در دادههای آزمایشی لامپاریزوماب، مساحت GA به طور متوسط از 8.07 به 12.05 میلیمتر مربع در دو سال افزایش یافته است3). GA چندکانونی سرعت رشد بیشتری نسبت به تککانونی دارد3). میزان تبدیل GA در چشم مقابل در 12 ماه حدود 30٪ و میزان تبدیل CNV نیز 6.7٪ گزارش شده است.
هنگامی که PED دروسن مانند بزرگ پسرفت میکند، آتروفی ممکن است به سرعت پیشرفت کند. الگوی هیپرفلورسانس خودبهخودی در مرز ناحیه آتروفی که در عکسبرداری با فلورسانس خودبهخودی فوندوس دیده میشود، برای پیشبینی سرعت پیشرفت مفید است.
خونریزی زیر شبکیه و زیر RPE: خونریزی ناشی از MNV. در صورت زیاد بودن، ممکن است به هماتوم زیر ماکولا و حتی خونریزی زجاجیه منجر شود.
جداشدگی سروز شبکیه و PED سروز: ناشی از نشت مایع از MNV.
اگزوداهای سخت: رسوب در اطراف ماکولا به دنبال ترشح مزمن.
اسکار فیبروتیک: یافته مرحله نهایی AMD. بافت اسکار فیبروواسکولار در ماکولا تشکیل میشود1).
Qآیا میتوان دژنراسیون ماکولای وابسته به سن را خود تشخیص داد؟
A
با استفاده از شبکه آمسلر (برگه خودآزمایی به شکل کاغذ شطرنجی) میتوان متامورفوپسی و اسکوتوم را خود بررسی کرد. با این حال، در مراحل اولیه اغلب بدون علامت است و مراجعه منظم به چشمپزشک ضروری است. به ویژه در موارد درگیری یک چشم، ممکن است در زندگی روزمره متوجه آن نشوید.
AMD یک بیماری چندعاملی است که با ترکیب استعداد ژنتیکی و عوامل محیطی و رفتاری ایجاد میشود.
سن: بزرگترین عامل خطر. شیوع بیماری پس از ۷۵ سالگی به شدت افزایش مییابد2).
سیگار کشیدن: مهمترین عامل خطر قابل اصلاح. مطالعه Hisayama نشان داد که سیگار کشیدن خطر ابتلا به AMD پیشرفته را ۴ برابر افزایش میدهد1). رابطه دوز-پاسخ وجود دارد و سیگار کشیدن غیرفعال نیز مرتبط است2).
استعداد ژنتیکی: جهش Y402H در فاکتور H کمپلمان (CFH) و ARMS2/HTRA1 مکانهای ژنی اصلی خطر هستند. ژنهای سیستم کمپلمان مانند C2/CFB، C3، CFI و ژنهای متابولیسم لیپید مانند APOE و CETP نیز نقش دارند1).
پاکیکوروئید: اتساع عروق بزرگ مشیمیه و افزایش نفوذپذیری عروق به عنوان زمینه ایجاد AMD نئوواسکولار مهم تلقی میشود. در ژاپنیها، دروسن کمتر از غربیها (حدود ۳۰٪) است و پاکیکوروئید نقش مهمی در بروز بیماری دارد1).
بیماریهای قلبی عروقی، فشار خون بالا و چاقی: با خطر ابتلا به AMD مرتبط هستند2).
رژیم غذایی: مصرف غذاهای پرچرب خطر را افزایش میدهد و مصرف اسیدهای چرب امگا ۳ زنجیره بلند و سبزیجات برگ سبز و زرد خطر را کاهش میدهد1). پیروی از رژیم غذایی مدیترانهای خطر AMD پیشرفته را ۴۱٪ کاهش میدهد2).
قرار گرفتن در معرض نور خورشید: قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش و نور مرئی نیز به عنوان عوامل خطر ذکر شده است.
جنسیت: در مردان شایعتر است (نسبت مرد به زن ۳:۱). با این حال، در زنان مسن نیز با فراوانی بالا دیده میشود.
رنگ عنبیه: افرادی با عنبیه روشن (آبی یا خاکستری) تمایل به خطر بالاتری دارند.
سابقه خانوادگی: در صورت وجود بیمار AMD در بستگان درجه یک، خطر ابتلا افزایش مییابد.
دوربینی: گزارش شده است که چشمهای دوربین خطر ابتلا به AMD بالاتری دارند.
Qآیا میتوان با مکملها از دژنراسیون ماکولای وابسته به سن پیشگیری کرد؟
A
مکمل AREDS2 (حاوی لوتئین، زآگزانتین، ویتامین C، ویتامین E، روی و مس) خطر پیشرفت AMD متوسط به مرحله پیشرفته را حدود ۲۵٪ کاهش میدهد 2). با این حال، اثربخشی آن برای AMD اولیه یا پیشگیری اولیه ثابت نشده است. بتاکاروتن خطر سرطان ریه را در افراد سیگاری افزایش میدهد، بنابراین برای افراد سیگاری محصولات حاوی لوتئین/زآگزانتین انتخاب میشود 1).
معیارهای تشخیصی AMD نئوواسکولار به شرح زیر است 1):
وجود MNV در ناحیه ماکولا (قطر ۶۰۰۰ میکرومتر با مرکز حفره مرکزی) همراه با دروزن یا پاکیکلوئید و ناهنجاری RPE
برای تشخیص قطعی تأیید MNV ترجیح داده میشود، اما در صورت وجود تغییرات خونریزیدهنده یا اسکار فیبروزی که با احتمال بالایی وجود MNV را نشان دهد، تشخیص ممکن است
موارد استثنا: ضایعات ناشی از نزدیکبینی شدید، خطوط آنژیوئید، بیماریهای التهابی، تروما و غیره
معیارهای تشخیصی AMD آتروفیک (آتروفی جغرافیایی) شامل تمام موارد زیر است 1):
OCT (توموگرافی انسجام نوری): معاینه مرکزی برای تشخیص و پیگیری AMD. علائم double layer sign در MNV نوع 1، ساختار با انعکاس بالا در زیر شبکیه در MNV نوع 2، bump sign در MNV نوع 3، و آتروفی لایه خارجی شبکیه در آتروفی جغرافیایی را تشخیص میدهد1).
OCTA (آنژیوگرافی توموگرافی انسجام نوری): در متاآنالیز تشخیص MNV، حساسیت 0.87 و ویژگی 0.972). غیرتهاجمی است و گاهی قدرت تشخیصی بیشتری نسبت به FA برای MNV نوع 1 دارد1).
FA (آنژیوگرافی فلورسین): برای طبقهبندی نوع MNV (کلاسیک/پنهان) مفید است. در صورت وجود اندیکاسیونهایی مانند متامورفوپسی یا کاهش بینایی غیرقابل توضیح انجام میشود2).
ICGA (آنژیوگرافی با سبز ایندوسیانین): برای تشخیص قطعی PCV مفید است. ضایعات پولیپوئید را به صورت هیپرفلورسانس آنوریسمال در اطراف MNV نوع 1 نشان میدهد1). به دلیل خطر آنافیلاکسی، در صورت امکان تشخیص با سایر روشها، از انجام آن صرفنظر میشود.
اتوفلورسانس فوندوس (FAF): آتروفی جغرافیایی را به صورت ناحیهای با کاهش اتوفلورسانس و مرز واضح تشخیص میدهد. هیپراتوفلورسانس در حاشیه برای پیشبینی پیشرفت مفید است.
شبکه آمسلر: غربالگری متامورفوپسی و اسکوتوما. خودآزمایی منظم توصیه میشود2).
میکروپریمتری: کمیسازی حساسیت شبکیه. میتواند اسکوتوم مطلق و کاهش حساسیت ناشی از آتروفی جغرافیایی را اندازهگیری کرده و اختلال عملکردی را که با BCVA قابل تشخیص نیست، ارزیابی کند8).
وجود تغییرات ترشحی ناشی از MNV (مانند مایع داخل شبکیه، مایع زیر شبکیه، مایع زیر اپیتلیوم رنگدانه شبکیه، فیبرین، خونریزی) به عنوان «فعال بودن» در نظر گرفته میشود 1). ارزیابی غیرتهاجمی با OCT به روش اصلی تبدیل شده است. از آنجایی که محل فعالیت بالای MNV لزوماً در فووئا نیست، توصیه میشود کل ماکولا اسکن و ارزیابی شود 1).
رگههای آنژیوئید شبکیه: MNV ناشی از شکاف در غشای بروخ
Qآیا OCTA میتواند جایگزین آنژیوگرافی فلورسئین شود؟
A
OCTA در تشخیص MNV دارای حساسیت 0.87 و ویژگی 0.97 است 2) و به عنوان یک روش غیرتهاجمی به طور فزایندهای استفاده میشود. به ویژه در تشخیص MNV نوع 1 ممکن است از آنژیوگرافی فلورسئین برتر باشد 1). با این حال، ICGA هنوز برای تشخیص PCV ضروری است و OCTA جایگزین کامل آن نیست.
هیچ درمان مبتنی بر شواهد برای AMD اولیه وجود ندارد 2). در AMD میانی و بالاتر، علاوه بر توصیه به ترک سیگار و اصلاح رژیم غذایی، مصرف مکملهای غذایی بر اساس فرمول AREDS2 توصیه میشود 1).
فرمول مکملهای غذایی استفاده شده در AREDS2 1):
ویتامین C 500 میلیگرم
ویتامین E 400 IU
لوتئین/زآگزانتین 10 میلیگرم/2 میلیگرم
اکسید روی 25 میلیگرم
اکسید مس 2 میلیگرم
از آنجایی که بتاکاروتن خطر سرطان ریه را در افراد سیگاری افزایش میدهد، با لوتئین/زآگزانتین جایگزین شده است1). با تجویز AREDS2، خطر پیشرفت از AMD متوسط به AMD پیشرفته حدود 25٪ کاهش مییابد.
خط اول درمان برای AMD نئوواسکولار، تزریق داخل زجاجیهای داروی ضد VEGF است1). برای MNV زیر حفرهای، درمان تکدارویی با ضد VEGF به عنوان درمان اولیه توصیه میشود.
فاز نگهدارنده: تزریق ثابت هر ۲ ماه یا روش treat-and-extend. فاصله تزریق در صورت عدم عود ترشحات هر بار ۲ هفته افزایش مییابد (حداکثر ۳ ماه) و در صورت عود ۲ هفته کاهش مییابد1).
PCV: میزان پسرفت پولیپ ۴۰-۵۰% که از رانیبیزوماب (۲۰-۳۰%) بیشتر است.
برولوسیزوماب / فاریسیماب
برولوسیزوماب: دوز ۶ میلیگرم. قابل تزریق هر ۸-۱۲ هفته. باید به التهاب داخل چشمی از جمله واسکولیت و انسداد عروق شبکیه توجه کرد1).
فاریسیماب: آنتیبادی دوگانه علیه VEGF-A و Ang-2. تزریق هر ۸-۱۶ هفته. در مطالعات TENAYA/LUCERNE نسبت به آفلیبرسپت غیرپایینتر بود1)10).
روش تزریق ثابت: تزریق در فواصل زمانی معین ادامه مییابد.
روش تزریق در صورت نیاز (PRN): پیگیری ماهانه و تزریق در صورت فعالیت بیماری. در مطالعات CATT و HARBOR، گروه PRN نسبت به گروه تزریق ماهانه در ۲ سال کاهش بینایی داشتند11).
روش treat-and-extend (TAE): تنظیم فاصله تزریق بر اساس فعالیت بیماری. در مطالعه TREX-AMD، بهبود بینایی مشابه تزریق ماهانه نشان داده شد. در مطالعه ALTAIR (ژاپنی)، TAE با تنظیم ۲/۴ هفته اثر تا ۹۶ هفته تأیید شد1). متاآنالیز نیز نشان داد TAE از نظر بینایی ۲ ساله معادل تزریق ثابت و بهطور معنیداری بهتر از PRN است1).
برای MNV نوع ۲ یا PCV، میتوان کل MNV را با لیزر فتوکوآگوله کرد. با طول موج زرد یا بالاتر، اندازه نقطه ۲۰۰-۳۰۰ میکرومتر، توان ۱۵۰-۲۵۰ میلیوات، زمان ۰.۲-۰.۵ ثانیه، با حاشیه ایمنی ۱۰۰ میکرومتر اطراف MNV، انعقاد متوسط تا شدید انجام میشود. با این حال، فتوکوآگولاسیون لیزری به طور غیرقابل برگشتی به RPE آسیب میزند، بنابراین برای MNV نزدیک به فووآ مناسب نیست1).
درمان فتودینامیک (PDT) همراه با داروی ضد VEGF: در مطالعه EVEREST II، ترکیب رانیبیزوماب و PDT در مقایسه با رانیبیزوماب به تنهایی، اثر پسرفت پولیپ به طور معنیداری بالاتری نشان داد. از نظر ایمنی، ترکیب با داروی ضد VEGF توصیه میشود.
تک درمانی با داروی ضد VEGF: با توجه به نرخ پسرفت پولیپ ۴۰ تا ۵۰ درصدی آفلیبرسپت، فرصتهای تک درمانی در سالهای اخیر افزایش یافته است.
تجویز PDT: تزریق داخل وریدی ویزوداین ۶ میلیگرم بر متر مربع به مدت ۱۰ دقیقه. ۱۵ دقیقه پس از شروع تزریق، تابش لیزر (۶۸۹ نانومتر، ۶۰۰ میلیوات بر سانتیمتر مربع، ۸۳ ثانیه). اندازه تابش، بزرگترین قطر ضایعه به اضافه ۱۰۰۰ میکرومتر است. به مدت ۲ روز پس از درمان، محافظت در برابر نور مستقیم خورشید ضروری است.
در درازمدت، PDT ممکن است آتروفی ماکولا را تشدید کند و در مواردی که مشیمیه نازک است یا آتروفی ماکولا از قبل وجود دارد، بهتر است از آن اجتناب شود. PDT برای MNV نوع ۳ توصیه نمیشود 1).
در صورت اثربخشی ضعیف (موارد مقاوم به درمان) یا کاهش اثر (کسب مقاومت) در طول درمان با داروی ضد VEGF، تغییر به داروی دیگر ممکن است مؤثر باشد 1). همچنین ممکن است دارو با توجه به بار درمان (دفعات مراجعه و تزریق) تغییر کند. در AMD پیشرفته با اسکار فیبروتیک یا تغییرات آتروفیک با فعالیت کم بیماری، درمان فعال اندیکاسیون ندارد و پیگیری در نظر گرفته میشود 1).
در چشمهایی با دید خوب، تک درمانی با داروی ضد VEGF گزینه است و در صورت نیاز به کاهش دفعات درمان، درمان ترکیبی PDT و مهارکننده VEGF انتخاب میشود. در عمل بالینی، تک درمانی با داروی ضد VEGF رایج است.
خونریزی شدید زیر ماکولا باعث کاهش ناگهانی بینایی میشود. در مراحل اولیه، جابجایی هماتوم ممکن است بهبود بینایی را به همراه داشته باشد.
درمان محافظهکارانه: در موارد خونریزی کم و دید نسبتاً خوب. مصرف خوراکی آدونا ۳۰ میلیگرم × ۳ (سه بار در روز) و ترانکسامیک اسید کپسول ۲۵۰ میلیگرم × ۳ (سه بار در روز). در صورت وجود ترشح، داروی ضد VEGF تجویز میشود.
تزریق گاز داخل زجاجیه: تزریق ۰.۳ تا ۰.۵ میلیلیتر هگزا فلوراید گوگرد (SF₆) یا پرفلوئوروپروپان (C₃F₈) و حفظ وضعیت خوابیده به پشت پس از عمل برای جابجایی هماتوم. tPA نیز ممکن است همزمان استفاده شود 1).
ویترکتومی: تزریق زیر شبکیه tPA یا تخلیه هماتوم با مایع پرفلوئوروکربن.
در حال حاضر، برای موارد تثبیت شده آتروفی جغرافیایی شامل حفره مرکزی، درمانی وجود ندارد. تصور میشود که سیستم کمپلمان به شدت درگیر است و چندین داروی مولکولی هدفمند علیه مسیر کمپلمان در حال توسعه و کارآزمایی بالینی هستند.
برای آتروفی جغرافیایی خارج از حفره مرکزی، مصرف مکمل AREDS2 و بهبود سبک زندگی توصیه میشود. در صورت بروز MNV در طول دوره (10-15%)، درمان استاندارد با داروهای ضد VEGF است.
برای بیمارانی که کاهش بینایی پیشرفته دارند، مراقبتهای کمبینایی مانند پیشنهاد وسایل کمک بینایی (عینکهای محافظ نور، ذرهبین) و حمایت از فعالیتهای روزمره مهم است1).
Qتزریق ضد VEGF با چه فرکانسی لازم است؟
A
در مرحله القا، معمولاً سه تزریق با فاصله یک ماه انجام میشود. در مرحله نگهدارنده، روش treat-and-extend (افزایش تدریجی فواصل) توصیه میشود. مطالعه ALTAIR (روی ژاپنیها) اثربخشی را تا 96 هفته تأیید کرده است1). در برخی موارد با فاریسیماب، فواصل تا 16 هفته امکانپذیر است10).
Qآیا درمان مؤثری برای نوع آتروفیک (جغرافیایی) وجود دارد؟
A
در حال حاضر درمان قطعی وجود ندارد. در ایالات متحده، دو مهارکننده کمپلمان در سال 2023 توسط FDA تأیید شدند9)، اما در ژاپن تأیید نشدهاند. مکمل AREDS2 خطر پیشرفت به AMD پیشرفته را کاهش میدهد، اما اثری بر جلوگیری از پیشرفت خود آتروفی جغرافیایی نشان نداده است. در صورت کاهش پیشرفته بینایی، مراقبتهای کمبینایی اهمیت دارد.
پاتولوژی AMD با آسیب سلولهای RPE آغاز میشود. دروزن بین غشای پایه RPE و لایه کلاژن داخلی غشای بروخ تجمع مییابد. اجزای دروزن شامل بقایای غشایی، کلسترول غیراستریفه و کمپلمان است که منشأ التهاب مزمن هستند. استرس اکسیداتیو، اختلال متابولیسم لیپید و فعال شدن ایمنی ذاتی به طور ترکیبی درگیر شده و هموستاز کمپلکس RPE-غشای بروخ-مویرگ مشیمیه مختل میشود. سپس مسیر به دو شاخه تقسیم میشود.
مسیر آتروفیک: التهاب و استرس اکسیداتیو باعث پیشرفت دژنراسیون و آتروفی RPE شده و آتروفی جغرافیایی در کمپلکس فتورسپتور-RPE-مویرگ کوروئید ایجاد میکند. ابتدا لایه خارجی شبکیه (RPE و لایه بیضوی) از بین میرود و در موارد پیشرفته، مویرگهای کوروئید نیز آتروفی مییابند3).
مسیر اگزوداتیو: عروق جدید (MNV) در زیر RPE یا لایه خارجی شبکیه ایجاد شده و باعث خونریزی و ترشح میشوند. در مایع داخل چشمی، IL-6، IL-8، MCP-1 و VEGF افزایش مییابند5).
سلولهای RPE پیر، فنوتیپ ترشحی مرتبط با پیری سلولی (SASP) را نشان میدهند و بیان SA-β-gal، p53، p21 و p16 در آنها افزایش مییابد7). این فنوتیپ RPE پیر با یافتههای بیماران مبتلا به AMD آتروفیک مطابقت دارد و حذف انتخابی آنها با داروهای سنولیتیک به عنوان هدف درمانی مورد توجه است.
پلیمورفیسمهای ژنتیکی در CFH، C3 و ARMS2 با استعداد ابتلا به AMD مرتبط هستند2). اختلال در تنظیم مسیرهای کمپلمان (کلاسیک، آلترناتیو و لکتین) باعث گسترش آتروفی جغرافیایی میشود3). مهار C3 کمپلمان کل مسیر انتهایی پس از C5 را مهار میکند و مهار C5 از تشکیل کمپلکس حمله غشایی (MAC) جلوگیری میکند.
Anegondi و همکاران (2025) در تحلیل دادههای آزمایش رامپاریزوماب نشان دادند که هرچه نرخ رشد آتروفی جغرافیایی بیشتر باشد، کاهش BCVA سریعتر است و در طی دو سال، حدود 75٪ کاهش 5 حرف یا بیشتر، حدود 50٪ کاهش 10 حرف یا بیشتر و حدود 25٪ کاهش 15 حرف یا بیشتر در بینایی داشتند3).
پاکیکوروئید وضعیتی است که با گشاد شدن عروق بزرگ کوروئید (pachyvessel) و افزایش نفوذپذیری عروق کوروئید مشخص میشود1). کوریورتینوپاتی سروز مرکزی (CSC) نمونه بارز بیماری پاکیکوروئید است و MNV که در زمینه CSC یا اپیتلیوپاتی رنگدانهای پاکیکوروئید (PPE) ایجاد میشود، نئوواسکولوپاتی پاکیکوروئید (PNV) نامیده میشود. گزارش شده است که ژن CFH در بروز پاکیکوروئید و CSC نیز نقش دارد1).
Ribatti و همکاران (2024) گزارش کردند که تجزیه غشای بروخ توسط تریپتاز ترشح شده از ماست سلهای کوروئید باعث مرگ RPE میشود و آزادسازی VEGF-A، FGF-2، IL-8 و NGF رگزایی را تقویت میکند5).
MNV غیراگزوداتیو حتی بدون علامت از نظر بیولوژیکی فعال است و افزایش مساحت آن ادامه مییابد4).
Wang و همکاران (2023) در مطالعه SS-OCTA روی 45 چشم گزارش کردند که MNV در حال رشد (افزایش مساحت 50٪ یا بیشتر) دوره کوتاهتری تا تبدیل به اگزوداتیو نسبت به MNV غیردر حال رشد دارد (13.60 ماه در مقابل 31.11 ماه، HR 12.51) و سابقه سیگار کشیدن و هیپرتریگلیسیریدمی به طور معنیداری با رشد مرتبط بودند (P=0.021)4).
آتروفی جغرافیایی اغلب از اطراف حفره مرکزی (فووآ) شروع میشود و حفره مرکزی مقاومت نسبی در برابر آتروفی نشان میدهد 3). این امر شکل نعل اسبی یا حلقهای آتروفی جغرافیایی را ایجاد میکند. میانگین زمان رسیدن به حفره مرکزی ۲.۵ سال است و در این مدت دید با کنتراست بالا حفظ میشود، اما عملکردهای بینایی روزمره مانند حساسیت به نور در تاریکی و سرعت خواندن از مراحل اولیه مختل میشوند 8).
۷. تحقیقات جدید و چشماندازهای آینده (گزارشهای مرحله تحقیقاتی)
در سال ۲۰۲۳، دو داروی مهارکننده کمپلمان برای آتروفی جغرافیایی توسط FDA در ایالات متحده تأیید شدند.
پگستاکوپلان (SYFOVRE): مهارکننده C3. تزریق داخل زجاجیهای ۱۵ میلیگرم/۰.۱ میلیلیتر هر ۲۵ تا ۶۰ روز. در مطالعات OAKS (۶۳۷ نفر) و DERBY (۶۲۱ نفر) نرخ رشد آتروفی جغرافیایی را تا ۲۱٪ کاهش داد 9).
آواسینکاپتاد پگول (Izervay): مهارکننده C5. تزریق داخل زجاجیهای ۲ میلیگرم ماهانه. در مطالعه GATHER 2 (۴۴۸ نفر) کاهش نرخ رشد ۱۴ تا ۱۹٪ نشان داد.
با این حال، در هر دو دارو، در کارآزماییهایی که بهبود بینایی به عنوان معیار ارزیابی از پیش تعیین شده بود، تفاوت معنیداری به دست نیامد و «شکاف ساختار-عملکرد» به عنوان یک چالش باقی مانده است 3)8). آژانس دارویی اروپا (EMA) اثبات منفعت عملکردی را درخواست کرد و تأیید پگستاکوپلان را نپذیرفت 8).
مطالعات فاز III داروی مهارکننده فاکتور D کمپلمان، لامپالیزوماب (CHROMA با ۹۰۶ نفر و SPECTRI با ۹۷۵ نفر) نتوانستند کاهش مساحت آتروفی جغرافیایی را نشان دهند و متوقف شدند. مطالعه SEATTLE (۵۸۰ نفر) با داروی مهارکننده چرخه بینایی، امیکسوستات، نیز اثربخشی نشان نداد.
در مرور دینا و همکاران (۲۰۲۵)، بهترین دید اصلاحشده (BCVA) تأثیر عملکردی آتروفی جغرافیایی را به اندازه کافی نشان نمیدهد و میکروپریمتری، دید با نور کم (LLVA) و سرعت خواندن به عنوان شاخصهای جایگزین توصیه شدهاند 8). ایجاد یک ارزیابی عملکردی ترکیبی و چندوجهی کلید کارآزماییهای بالینی آینده خواهد بود.
جی و همکاران (۲۰۲۵) مواردی از AMD خشک را گزارش کردند که تحت درمان فتوبیومدولاسیون (نور قرمز تا نزدیک فروسرخ ۶۵۰-۱۳۰۰ نانومتر) قرار گرفتند6). در طی ۸ ماه، مساحت دروزن در چشم راست ۵۸٪ کاهش یافت و در چشم چپ ۱۰۰٪ ناپدید شد. بینایی در هر دو چشم از ۲۰/۳۰ به ۲۰/۲۰ بهبود یافت. مطالعه فاز ۳ Lightsite III نیز کاهش حجم دروزن و بهبود بینایی را تأیید کرده است.
چانگ و کیم (۲۰۲۲) گزارش کردند که مهارکننده MDM2 به نام Nutlin-3a به عنوان یک رویکرد جدید برای حذف انتخابی سلولهای RPE پیر امیدوارکننده است7). توسعه سنولیتیکهای اختصاصی میتوکندری چالش آینده خواهد بود.
سلولدرمانی با استفاده از پیوند سلولهای RPE در مرحله تحقیقاتی است و چندین کارآزمایی در حال انجام است. ژندرمانی هدفگیری فاکتورهای کمپلمان نیز در حال بررسی است.
Qآیا باید آزمایش ژنتیکی برای دژنراسیون ماکولا وابسته به سن انجام دهم؟
A
پلیمورفیسمهای ژنتیکی در CFH، ARMS2 و C3 با خطر ابتلا به AMD مرتبط هستند. آزمایش ژنوتیپ ممکن است پیشبینی پیشآگهی مانند بروز بیماری در چشم مقابل را ممکن سازد1). با این حال، در حال حاضر استانداردسازی رویکرد درمانی بر اساس آزمایش ژنتیکی ایجاد نشده است2) و به عنوان آزمایش روتین توصیه نمیشود.
AMD آتروفیک به آرامی پیشرفت میکند، اما هنگامی که آتروفی جغرافیایی به فووه آ میرسد، بینایی به کمتر از ۰/۱ کاهش مییابد. میانگین زمان تا نابینایی قانونی (کمتر از ۲۰ حرف ETDRS) ۶/۲ سال گزارش شده است3). تجزیه و تحلیل دادههای کارآزمایی لامپاریزوماب نشان داد که میانگین BCVA در طی ۲ سال از ۶۶ به ۵۷ حرف (معادل تقریباً ۲۰/۵۰ به ۲۰/۸۰) کاهش یافت3).
هرچه سرعت رشد آتروفی جغرافیایی بیشتر باشد، کاهش BCVA سریعتر است، به ویژه در چشمهایی با ضایعه منفرد زیر فووه آ، سریعترین گروه رشد در طی ۲ سال حدود ۴ خط (۱۷/۷۵ حرف) کاهش نشان میدهد3). در مقابل، کندترین گروه رشد در طی ۲ سال تنها ۱/۶۹ حرف کاهش داشت. حتی زمانی که فووه آ حفظ میشود، حساسیت تاریکی، حساسیت کنتراست و سرعت خواندن از مراحل اولیه مختل میشوند، بنابراین مقدار بینایی به تنهایی تأثیر عملکردی را دستکم میگیرد8).
همچنین، با احتمال معینی MNV ایجاد شده و به نوع نئوواسکولار AMD تبدیل میشود که میتواند منجر به کاهش شدیدتر بینایی شود.
کنترل MNV با داروهای ضد VEGF به طور قابل توجهی پیشآگهی بینایی را بهبود بخشیده است. در پیگیری 5 ساله مطالعه CATT، 50٪ از چشمها به دید 20/40 یا بهتر دست یافتند 11). با این حال، در صورت عدم درمان، حدود 90٪ موارد به دید کمتر از 0.1 کاهش مییابند و اسکار فیبروتیک یا آتروفیک در ماکولا باقی میماند. در مواردی که MNV منجر به خونریزی شدید میشود، ممکن است نقص میدان بینایی گسترده و حتی نابینایی کامل رخ دهد.
درمان کامل MNV غیرممکن است و بدون درمان مناسب و مدیریت طولانی مدت، به راحتی باعث کاهش غیرقابل برگشت بینایی میشود 1). حتی اگر فعالیت MNV به طور موقت فروکش کند، در طولانی مدت عود کرده و با ترشحات مکرر، تغییرات آتروفیک و اسکار فیبروتیک همراه میشود. با توجه به احتمال بالای ایجاد MNV در چشم مقابل، ادامه درمان و نظارت منظم ضروری است 1). برای بیماران با کاهش شدید عملکرد بینایی، مراقبت فعال از کمبینایی توصیه میشود.
Flaxel CJ, Adelman RA, Bailey ST, et al. Age-Related Macular Degeneration Preferred Practice Pattern. Ophthalmology. 2024;131(8):S1-S50.
Anegondi N, Steffen V, Sadda SR, et al. Visual loss in geographic atrophy: learnings from the lampalizumab trials. Ophthalmology. 2025;132(4):420-430.
Wang Y, Sun J, Wu J, et al. Growth of nonexudative macular neovascularization in age-related macular degeneration: an indicator of biological lesion activity. Eye (Lond). 2023;37(10):2048-2054.
Ribatti D, Dammacco R. Mast cells in human choroid and their role in age-related macular degeneration (AMD). Clin Exp Med. 2024;24(1):98.
Ji PX, Pickel L, Berger AR, Sivachandran N. Improvement in dry age-related macular degeneration with photobiomodulation. Case Rep Ophthalmol. 2025;16(1):155-162.
Chung H, Kim C. Nutlin-3a for age-related macular degeneration. Aging (Albany NY). 2022;14(14):5613-5616.
Dinah C, Esmaeelpour M, Rachitskaya AV, De Salvo G, Munk MR. Functional endpoints in patients with geographic atrophy: what to consider when designing a clinical trial. Surv Ophthalmol. 2025. doi:10.1016/j.survophthal.2025.02.004.
Heier JS, Lad EM, Holz FG, et al. Pegcetacoplan for the treatment of geographic atrophy secondary to age-related macular degeneration (OAKS and DERBY): two multicentre, randomised, double-masked, sham-controlled, phase 3 trials. Lancet. 2023;402:1434-1448.
Khanani AM, Kotecha A, Chang A, et al. TENAYA and LUCERNE: two-year results from the phase 3 neovascular age-related macular degeneration trials of faricimab. Ophthalmology. 2024;131:914-926.
Martin DF, Maguire MG, Ying GS, et al; CATT Research Group. Ranibizumab and bevacizumab for neovascular age-related macular degeneration. N Engl J Med. 2011;364:1897-1908.
متن مقاله را کپی کنید و در دستیار هوش مصنوعی دلخواه خود بچسبانید.
مقاله در کلیپبورد کپی شد
یکی از دستیارهای هوش مصنوعی زیر را باز کنید و متن کپیشده را در کادر گفتگو بچسبانید.