پرش به محتوا
شبکیه و زجاجیه

دژنراسیون ماکولای وابسته به سن (AMD)

۱. دژنراسیون ماکولای وابسته به سن چیست؟

Section titled “۱. دژنراسیون ماکولای وابسته به سن چیست؟”

دژنراسیون ماکولای وابسته به سن (AMD) بیماری است که در اثر تغییرات وابسته به سن در ماکولا، تغییرات آتروفیک یا اگزوداتیو ایجاد می‌کند. این بیماری یک بیماری چندعاملی در نظر گرفته می‌شود که علاوه بر استعداد ژنتیکی، عوامل محیطی مانند افزایش سن، سیگار کشیدن، قرار گرفتن در معرض نور خورشید، چاقی و رژیم غذایی پرچرب در آن نقش دارند.

به طور سنتی، AMD به عنوان ناهنجاری ماکولای ناشی از افزایش سن در افراد بالای ۵۰ سال در ناحیه‌ای به قطر ۶۰۰۰ میکرومتر حول حفره مرکزی تعریف می‌شد، اما در دستورالعمل بالینی ۲۰۲۴ ژاپن، سن از معیارهای تشخیصی حذف شد و AMD به AMD زودرس، AMD میانی، AMD دیررس و AMD پایانی طبقه‌بندی می‌شود 1). AMD دیررس شامل نوع نئوواسکولار همراه با MNV و نوع آتروفیک همراه با GA است. AMD یکی از علل مهم اختلال بینایی در ژاپن است 1).

مطالعات اپیدمیولوژیک در ژاپن نشان داده است که AMD و ضایعات پیش‌درآمدی آن با افزایش سن افزایش می‌یابند. استعمال دخانیات یک عامل خطر مهم قابل اصلاح برای AMD است و مشاوره ترک سیگار از نظر پیشگیری و کنترل پیشرفت بیماری اهمیت دارد1)2).

تفاوت‌های نژادی وجود دارد؛ شیوع در سفیدپوستان و آسیایی‌ها بیشتر و در اسپانیایی‌تبارها و آفریقایی‌تبارها کمتر است2). شیوع AMD آتروفیک در مطالعات غربی 0.66 تا 1.34٪ گزارش شده و در افراد بالای 85 سال، فراوانی آن چهار برابر نوع اگزوداتیو است. در کشور ما که با پیری جمعیت مواجه است، این بیماری احتمالاً به یک مشکل بزرگ تبدیل خواهد شد. در سراسر جهان، حدود 200 میلیون نفر به AMD مبتلا هستند و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2040 این تعداد به حدود 288 میلیون نفر افزایش یابد2). شیوع AMD پیشرفته از 0.1٪ در سنین 50-59 سال به 4.3٪ در سنین بالای 80 سال به صورت نمایی با افزایش سن بالا می‌رود2).

بر اساس آخرین راهنمای بالینی ژاپن (2024)، با الهام از طبقه‌بندی بکمن، AMD به چهار مرحله زیر تقسیم می‌شود1).

مرحلهویژگی
AMD اولیهیک یا چند دروزن نرم متوسط (63 تا کمتر از 125 میکرومتر)
AMD میانیدروزن بزرگ (125 میکرومتر یا بیشتر)، ناهنجاری RPE، رسوبات شبه‌دروزن زیر شبکیه
AMD پیشرفتهوجود نئوواسکولاریزاسیون ماکولا (MNV) (شامل PNV) یا آتروفی جغرافیایی
AMD پایانیاسکار فیبروتیک، کاهش شدید بینایی ناشی از دژنراسیون ماکولای کیستیک

دروزن‌های کوچک (سخت) (کمتر از 63 میکرومتر) به عنوان تغییرات فیزیولوژیک پیری در نظر گرفته می‌شوند و در AMD اولیه گنجانده نمی‌شوند. با این حال، وجود تعداد زیادی (20 یا بیشتر) دروزن سخت با خطر بالای ابتلا به AMD همراه است1). میزان پیشرفت AMD میانی در 5 سال حدود 18٪ است، اما در صورت وجود pseudodrusen شبکیه‌ای، خطر به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد (ناهنجاری رنگدانه + دروزن بزرگ + pseudodrusen شبکیه‌ای: خطر 5 ساله 72٪)2).

AMD نئوواسکولار

نئوواسکولاریزاسیون ماکولار (MNV): رگ‌های خونی جدید از مشیمیه یا شبکیه در ماکولا ایجاد می‌شوند. این وضعیت باعث کاهش شدید بینایی می‌شود.

زیرگروه‌ها: MNV نوع ۱ (زیر اپیتلیوم رنگدانه‌ای شبکیه)، MNV نوع ۲ (روی اپیتلیوم رنگدانه‌ای شبکیه)، MNV نوع ۳ (منشأ از عروق داخل شبکیه، RAP)، و PCV (MNV نوع ۱ همراه با ضایعات پولیپوئید) 1).

ویژگی‌های ژاپن: حدود نیمی از موارد AMD نئوواسکولار، نئوواسکولوپاتی پاکی‌کوروئید (PNV) هستند و تنها حدود ۳۰٪ موارد دارای دروزن هستند 1).

AMD آتروفیک

آتروفی جغرافیایی (GA): با آتروفی واضح اپیتلیوم رنگدانه‌ای شبکیه، سلول‌های گیرنده نور و مویرگ‌های مشیمیه مشخص می‌شود.

سیر طبیعی: از اطراف فووئا شروع شده و به شکل نعل اسبی و سپس حلقه‌ای گسترش می‌یابد. سرعت رشد ۱.۲۸ تا ۲.۶ میلی‌متر مربع در سال است 3).

بروز MNV در طول دوره: MNV ممکن است در طول آتروفی جغرافیایی نیز رخ دهد. در صورت بروز تغییرات اگزوداتیو، به عنوان AMD نئوواسکولار ارزیابی و درمان می‌شود.

Q آیا دژنراسیون ماکولای وابسته به سن هر دو چشم را درگیر می‌کند؟
A

این بیماری نیاز به توجه به درگیری دوطرفه دارد. اگر یک چشم دچار AMD پیشرفته باشد، چشم مقابل نیز در معرض خطر MNV است. ژنوتیپ ARMS2 به عنوان یک عامل پیش‌بینی‌کننده برای درگیری چشم مقابل گزارش شده است 1). معاینات منظم چشم و خودآزمایی با شبکه آمسلر توصیه می‌شود.

۲. علائم اصلی و یافته‌های بالینی

Section titled “۲. علائم اصلی و یافته‌های بالینی”

مراحل اولیه با دگرگون‌بینی (دیدن خطوط موج‌دار) و اسکوتوم مرکزی شروع می‌شود. با پیشرفت، بینایی به کمتر از ۰.۱ کاهش می‌یابد. در موارد خونریزی شدید، کاهش ناگهانی شدید بینایی رخ می‌دهد.

  • دگرگون‌بینی (متامورفوپسی): خطوط مستقیم موج‌دار دیده می‌شوند. این یک علامت اولیه مهم در شروع MNV است 2).
  • اسکوتوم مرکزی: نقص میدان بینایی در مرکز یا نزدیک مرکز. در آتروفی جغرافیایی، اسکوتوم مطلق مطابق با ناحیه آتروفی ایجاد می‌شود.
  • کاهش بینایی: در نوع نئوواسکولار، کاهش ناگهانی. در نوع آتروفیک، پیشرفت تدریجی اما با درگیری فووآ، بینایی به کمتر از 0.1 کاهش می‌یابد.
  • کاهش حساسیت کنتراست: حتی در نوع آتروفیک با فووآی سالم، از مراحل اولیه رخ می‌دهد و یک اختلال عملکردی است که با تست بینایی قابل تشخیص نیست8).
  • مشکل در تطابق با تاریکی: زمان بیشتری برای عادت به محیط تاریک نیاز است. ممکن است قبل از کاهش بینایی ظاهر شود2).
  • اختلال در خواندن و دید دور: حتی آتروفی جغرافیایی خارج از فووآ بر کیفیت زندگی تأثیر می‌گذارد8). حدود نیمی از بیماران با آتروفی جغرافیایی پیشرفت سریع بیماری را تجربه می‌کنند که تأثیر منفی زیادی بر کیفیت زندگی دارد3).
  • فوتوپسیا: احساس جرقه‌های نوری. اگرچه نادر است، اما ممکن است در مراحل اولیه شروع نئوواسکولاریزاسیون گزارش شود2).

در صورت درگیری یک چشم، اغلب در زندگی روزمره متوجه نمی‌شوند. شدت علائم بسته به محل و اندازه MNV، میزان مایع زیرشبکیه، خونریزی و اسکار فیبروزی متفاوت است. در نوع نئوواسکولار، مدت زمان تا نابینایی قانونی معمولاً کوتاه‌تر از نوع آتروفیک است و در صورت بروز متامورفوپسی، مراجعه فوری توصیه می‌شود.

یافته‌های بالینی (یافته‌هایی که پزشک در معاینه تأیید می‌کند)

Section titled “یافته‌های بالینی (یافته‌هایی که پزشک در معاینه تأیید می‌کند)”
تصویر چندوجهی نشان‌دهنده دروزن، رسوبات شبه‌دروزن زیرشبکیه و رسوبات زیر RPE در OCT در AMD
Yoon JM, Shin DH, Kong M, Ham DI. Age-related macular degeneration eyes presenting with cuticular drusen and reticular pseudodrusen. Sci Rep. 2022;12:5681. Figure 1. PMID: 35383241; PMCID: PMC8983695; DOI: 10.1038/s41598-022-09608-9. License: CC BY 4.0.
در عکس فوندوس، آنژیوگرافی فلورسئین و OCT، دروزن کوتیکولار، دروزن نرم، دروزن بزرگ و رسوبات شبه‌دروزن زیرشبکیه نشان داده شده است. این یک مورد همراه با دروزن کوتیکولار و RPD است و نمونه‌ای معمولی از AMD نیست، بلکه تصویری برای درک ظاهر ضایعات دروزنی است.

ضایعات برجسته کوچک زرد-سفید در ماکولا که تجمع مواد پلی‌مورف (بقایای غشایی، کلسترول غیراستری‌شده، کمپلمان و غیره) بین غشای پایه RPE و لایه کلاژن داخلی غشای بروخ است. این ضایعه منشأ التهاب مزمن، اساس پاتولوژی AMD، در نظر گرفته می‌شود.

  • دروزن سخت: قطر کمتر از 63 میکرومتر. مرز مشخص. به تنهایی در AMD اولیه محسوب نمی‌شود، اما تعداد زیاد ممکن است خطر ابتلا به AMD را افزایش دهد.
  • دروزن نرم: قطر 63 میکرومتر یا بیشتر. مرز نامشخص. ارتباط نزدیک با شروع AMD دارد.
  • رسوبات شبه‌دروزن زیرشبکیه (pseudodrusen مشبک): روی RPE قرار دارند و با AMD آتروفیک و RAP (MNV نوع 3) ارتباط نزدیک دارند1).

یافته‌های مرتبط با MNV (نوع نئوواسکولار)

Section titled “یافته‌های مرتبط با MNV (نوع نئوواسکولار)”
  • MNV نوع 1: در OCT علامت لایه دوتایی (Double layer sign) (برآمدگی نامنظم RPE و بازتاب داخلی با شدت متوسط) نشان می‌دهد. به دو نوع مسطح با ارتفاع کم و PED فیبروواسکولار با برآمدگی گنبدی شکل RPE تقسیم می‌شود. نوع دوم به ویژه مقاوم به درمان است1).
  • MNV نوع 2: در OCT به عنوان ساختاری با شدت متوسط تا بالا در بالای RPE تشخیص داده می‌شود. اغلب با رسوب فیبرین همراه است1).
  • MNV نوع 3 (RAP): در بیمارانی که در هر دو چشم دروزن نرم متعدد دارند شایع‌تر است. در OCT ادم ماکولای کیستیک و PED همراه با علامت برآمدگی (bump sign) دیده می‌شود1).
  • PCV: ضایعات پولیپوئید در انتهای MNV نوع 1 همراه است. در افتالموسکوپی به صورت ضایعات برجسته نارنجی-قرمز مشاهده می‌شود و با ICGA تشخیص قطعی داده می‌شود1).
تصویر فوندوس و OCT PCV که ندول نارنجی-قرمز، ضایعه حلقوی زیر RPE، PED نوک‌تیز، PED دندانه‌دار و علامت لایه دوتایی را نشان می‌دهد
Zhao J, Chandrasekaran PR, Cheong KX, Wong M, Teo K. New Concepts for the Diagnosis of Polypoidal Choroidal Vasculopathy. Diagnostics (Basel). 2023;13(10):1680. Figure 1. PMID: 37238165; PMCID: PMC10216902; DOI: 10.3390/diagnostics13101680. License: CC BY 4.0.
در PCV ندول نارنجی-قرمز، ضایعه حلقوی زیر RPE، PED نوک‌تیز یا انگشتی شکل، PED دندانه‌دار/چندلوبی، علامت لایه دوتایی و برآمدگی مرکب RPE در en face OCT نشان داده شده است. در PCV یافته‌های OCT سرنخ تشخیصی هستند، اما برای تشخیص قطعی و تصمیم‌گیری درمانی ارزیابی چندوجهی شامل ICGA مهم است.

ناحیه آتروفی RPE با مرز مشخص که عروق کوروئید از آن قابل مشاهده است. ضایعه از اطراف فووه (پارافووه) شروع شده و به شکل نعل اسبی → حلقه‌ای گسترش یافته و به سمت فووه پیشرفت می‌کند. میانه زمان رسیدن به فووه 2.5 سال گزارش شده است3). سرعت رشد 1.28 تا 2.6 میلی‌متر مربع در سال است و در داده‌های آزمایش رامپاریزوماب، مساحت GA به طور متوسط از 8.07 به 12.05 میلی‌متر مربع در 2 سال افزایش یافته است3). GA چندکانونی سرعت رشد بیشتری نسبت به تک‌کانونی دارد3).

هنگام پسرفت PED دروزن مانند بزرگ، آتروفی ممکن است به سرعت پیشرفت کند. الگوی هیپرفلورسانس در مرز ناحیه آتروفی در خودفلورسانس فوندوس برای پیش‌بینی سرعت پیشرفت مفید است.

تصویر طبقه‌بندی OCT ضایعات آتروفیک AMD شامل cRORA، iRORA، cORA و iORA
Vallino V, Berni A, Coletto A, Serafino S, Bandello F, Reibaldi M, Borrelli E. Structural OCT and OCT angiography biomarkers associated with the development and progression of geographic atrophy in AMD. Graefes Arch Clin Exp Ophthalmol. 2024;262(11):3421-3436. Figure 1. PMID: 38689123; PMCID: PMC11584504; DOI: 10.1007/s00417-024-06497-8. License: CC BY 4.0.
نمونه‌هایی از cRORA، iRORA، cORA و iORA به عنوان یافته‌های آتروفی OCT بر اساس طبقه‌بندی CAM نشان داده شده است. برای ارزیابی وجود و پیشرفت GA، علاوه بر عکس فوندوس و FAF، باید با OCT آتروفی RPE و شبکیه خارجی و شفافیت به سمت کوروئید تأیید شود.
  • خونریزی زیر شبکیه و زیر RPE: خونریزی ناشی از MNV. در موارد شدید ممکن است به هماتوم زیر ماکولا و حتی خونریزی زجاجیه منجر شود.
  • جداشدگی سروز شبکیه و PED سروز: ناشی از نشت مایع از MNV.
  • اگزوداهای سخت: رسوب در اطراف ماکولا به دنبال ترشح مزمن.
  • اسکار فیبروزی: یافته‌ای در مرحله نهایی AMD. بافت اسکار فیبروواسکولار در ماکولا تشکیل می‌شود1).
Q آیا می‌توان دژنراسیون ماکولای وابسته به سن را خود تشخیص داد؟
A

با استفاده از شبکه آمسلر (یک برگه خودآزمایی به شکل کاغذ شطرنجی) می‌توان متامورفوپسی و اسکوتوما را خود بررسی کرد. با این حال، در مراحل اولیه اغلب بدون علامت است و مراجعه منظم به چشم‌پزشک ضروری است. به ویژه در موارد درگیری یک طرفه، ممکن است در زندگی روزمره متوجه آن نشوید.

AMD یک بیماری چندعاملی است که در اثر ترکیب استعداد ژنتیکی و عوامل محیطی و رفتاری ایجاد می‌شود.

  • سن: بزرگ‌ترین عامل خطر. شیوع پس از 75 سالگی به شدت افزایش می‌یابد2).
  • سیگار کشیدن: مهم‌ترین عامل خطر قابل اصلاح. رابطه دوز-پاسخ وجود دارد و سیگار کشیدن غیرفعال نیز مرتبط است2). ترک سیگار در پیشگیری و کند کردن پیشرفت AMD مهم است1).
  • استعداد ژنتیکی: CFH، ARMS2/HTRA1 به عنوان جایگاه‌های ژنی اصلی خطر شناخته می‌شوند. ژن‌های سیستم کمپلمان مانند C2/CFB، C3، CFI و ژن‌های متابولیسم لیپید مانند APOE و CETP نیز نقش دارند1).
  • پاکیکوروئید: گشاد شدن عروق بزرگ کوروئید و افزایش نفوذپذیری عروقی به عنوان زمینه بروز AMD نئوواسکولار مهم تلقی می‌شود. در ژاپنی‌ها، دروسن کمتر از غربی‌ها (حدود 30٪) است و پاکیکوروئید نقش عمده‌ای در بروز بیماری دارد1).
  • بیماری‌های قلبی عروقی، فشار خون بالا و چاقی: با خطر بروز AMD مرتبط هستند2).
  • رژیم غذایی: مصرف غذاهای پرچرب خطر را افزایش می‌دهد، در حالی که مصرف اسیدهای چرب امگا 3 زنجیره بلند و سبزیجات برگ سبز و زرد خطر را کاهش می‌دهد1). پیروی از رژیم غذایی مدیترانه‌ای خطر AMD پیشرفته را 41٪ کاهش می‌دهد2).
  • قرار گرفتن در معرض نور خورشید: قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش و نور مرئی نیز به عنوان عامل خطر ذکر شده است2).
  • جنسیت: شیوع در مردان بیشتر است. با این حال، در زنان مسن نیز دیده می‌شود1).
  • سابقه خانوادگی: در صورت وجود بیمار AMD در بستگان درجه یک، خطر بروز افزایش می‌یابد2).
Q آیا مکمل‌ها می‌توانند از دژنراسیون ماکولا وابسته به سن پیشگیری کنند؟
A

مکمل AREDS2 (لوتئین، زآگزانتین، ویتامین C، E، روی، مس) خطر پیشرفت AMD متوسط به مرحله پیشرفته را حدود ۲۵٪ کاهش می‌دهد 2). با این حال، اثربخشی آن برای AMD اولیه یا پیشگیری اولیه ثابت نشده است. بتاکاروتن خطر سرطان ریه را در افراد سیگاری افزایش می‌دهد، بنابراین برای سیگاری‌ها محصولات حاوی لوتئین/زآگزانتین انتخاب شود 1).

۴. روش‌های تشخیص و آزمایش

Section titled “۴. روش‌های تشخیص و آزمایش”

معیارهای تشخیص AMD نئوواسکولار به شرح زیر است 1).

  • وجود MNV در ناحیه ماکولا (قطر ۶۰۰۰ میکرومتر با مرکز حفره مرکزی) که همراه با دروزن یا پاکیکلوئید/ناهنجاری‌های RPE ایجاد شده باشد.
  • برای تشخیص قطعی، تأیید MNV مطلوب است، اما در صورت وجود تغییرات خونریزی‌دهنده یا اسکار فیبروزی که با احتمال بالایی نشان‌دهنده MNV باشد، تشخیص امکان‌پذیر است.
  • موارد استثنا: ضایعات ناشی از نزدیک‌بینی شدید، خطوط آنژیوئید رتین، بیماری‌های التهابی، تروما و غیره.

معیارهای تشخیص AMD آتروفیک (آتروفی جغرافیایی) شامل تمام موارد زیر است 1).

ویژگیمعیار
اندازهقطر ≥۲۵۰ میکرومتر
شکلدایره‌ای، بیضی، خوشه‌ای یا جغرافیایی
مرزواضح
تغییرات RPEتغییرات هیپوپیگمانته یا دپیگمانته
مشیمیهرگ‌های متوسط و بزرگ به وضوح قابل مشاهده
  • OCT (توموگرافی انسجام نوری): معاینه اصلی برای تشخیص و پیگیری AMD. علائم MNV نوع 1 (علامت لایه دوتایی)، MNV نوع 2 (ساختار با انعکاس بالا در زیر شبکیه)، MNV نوع 3 (علامت برآمدگی) و آتروفی جغرافیایی (آتروفی لایه‌های خارجی شبکیه) را تشخیص می‌دهد1).
  • OCTA (آنژیوگرافی توموگرافی انسجام نوری): در متاآنالیز تشخیص MNV، حساسیت 0.87 و ویژگی 0.97 دارد2). غیرتهاجمی است و گاهی قدرت تشخیص MNV نوع 1 را بهتر از FA دارد1).
  • FA (آنژیوگرافی فلورسئین): برای طبقه‌بندی نوع MNV (کلاسیک/پنهان) مفید است. در مواردی مانند دگرگونی‌بینی یا کاهش بینایی بدون علت مشخص انجام می‌شود2).
  • ICGA (آنژیوگرافی سبز ایندوسیانین): برای تشخیص قطعی PCV مفید است. ضایعات پولیپوئید اطراف MNV نوع 1 را به صورت هیپرفلورسانس آنوریسمی نشان می‌دهد1). به دلیل خطر آنافیلاکسی، در صورت امکان تشخیص با سایر روش‌ها، از انجام آن صرف‌نظر می‌شود.
  • اتوفلورسانس فوندوس (FAF): آتروفی جغرافیایی را به صورت ناحیه‌ای با کاهش اتوفلورسانس و مرز واضح تشخیص می‌دهد. هیپراتوفلورسانس در مرز برای پیش‌بینی پیشرفت مفید است.
  • شبکه آمسلر: غربالگری دگرگونی‌بینی و اسکوتوما. خودآزمایی منظم توصیه می‌شود2).
  • میکروپری‌متری: کمی‌سازی حساسیت شبکیه. اسکوتومای مطلق و کاهش حساسیت ناشی از آتروفی جغرافیایی را اندازه‌گیری می‌کند و اختلالات عملکردی را که با BCVA قابل تشخیص نیستند، ارزیابی می‌کند8).

یافته‌های اصلی قابل مشاهده در OCT

Section titled “یافته‌های اصلی قابل مشاهده در OCT”

در OCT، مرحله بیماری، نوع MNV، فعالیت اگزوداتیو و وسعت آتروفی GA به طور همزمان ارزیابی می‌شوند. در آتروفی مرتبط با AMD، OCT به عنوان تصویر پایه برای تشخیص و ارزیابی مرحله در نظر گرفته می‌شود و عکس‌برداری فوندوس و FAF به صورت مکمل استفاده می‌شوند11).

موضوع ارزیابییافته‌های اصلی OCTنکات کلیدی تفسیر
AMD اولیه و میانیدروزن نرم، دروزن بزرگ، رسوبات شبه‌دروزن زیرشبکیه، PED دروزنوئید، ناهنجاری RPEمرحله‌بندی بیماری و ارزیابی خطر پیشرفت به AMD پیشرفته1).
MNV نوع 1 و PNVعلامت لایه دوتایی، برجستگی نامنظم و کم‌ارتفاع RPE، PED فیبروواسکولار، ضخیم شدن مشیمیهبه دلیل ضایعه زیر RPE، نشت ممکن است در FA مشهود نباشد؛ برای تأیید شبکه عروقی از OCTA و ICGA استفاده می‌شود1).
MNV نوع 2ساختار با بازتاب متوسط تا بالا روی RPE، ماده با بازتاب بالا زیرشبکیه، مایع زیرشبکیه، فیبرینمعادل MNV کلاسیک است و می‌تواند به سرعت باعث کاهش بینایی و دگرسانی شود1).
MNV نوع 3 (RAP)ضایعه با بازتاب بالا درون‌شبکیه، ادم ماکولای کیستیک، PED همراه با علامت برآمدگیدر موارد دوطرفه با دروزن نرم متعدد احتیاط کنید و فعالیت عروق جدید از داخل شبکیه را ارزیابی کنید1).
PCVPED نوک‌تیز/شست‌مانند، PED دندانه‌دار یا چندلوبی، ضایعه حلقوی زیر RPE، علامت لایه‌دوتایییافته‌های OCT می‌توانند سرنخی برای شک به PCV باشند، اما برای تشخیص قطعی، ارزیابی چندوجهی شامل ICGA مهم است14).
فعالیت اگزوداتیومایع داخل شبکیه (IRF)، مایع زیر شبکیه (SRF)، مایع زیر RPE، خونریزی، فیبریناین یافته اصلی برای تصمیم‌گیری در مورد شروع، ادامه و تنظیم فواصل درمان ضد VEGF است1).
GA/آتروفی مرتبط با AMDcRORA، iRORA، نازک‌شدن یا پارگی RPE، آتروفی لایه خارجی شبکیه، هایپرترانسمیتانس به سمت مشیمیهcRORA یک یافته آتروفی کامل در OCT است که شامل هایپرترانسمیتانس ≥250 میکرومتر، آسیب RPE و دژنراسیون گیرنده نوری می‌شود11).

ارزیابی فعالیت (نوع نئوواسکولار)

Section titled “ارزیابی فعالیت (نوع نئوواسکولار)”

تغییرات اگزوداتیو ناشی از MNV (مانند IRF، SRF، مایع زیر RPE، فیبرین، خونریزی) به عنوان «فعال» در نظر گرفته می‌شود1). ارزیابی غیرتهاجمی با OCT رایج شده است. از آنجایی که محل فعالیت بالای MNV لزوماً در فووئا نیست، توصیه می‌شود کل ماکولا اسکن شود1).

در ناهنجاری‌های ماکولا همراه با MNV، باید افتراق از بیماری‌های زیر انجام شود:

  • نزدیک‌بینی شدید: آتروفی کوریورتینال نزدیک‌بینانه و MNV
  • کوریورتینوپاتی سروز مرکزی (CSC): می‌تواند به عنوان بخشی از طیف بیماری‌های مرتبط با پاکی‌کوروئید همپوشانی داشته باشد
  • دیستروفی شبکیه ارثی: در صورت شروع در سنین پایین به شدت مشکوک شوید
  • بیماری‌های التهابی: سندرم هیستوپلاسموز چشمی، کوریورتینیت چندکانونی و غیره
  • رگه‌های رنگی شبکیه: MNV ناشی از شکاف در غشای بروخ
Q آیا OCTA می‌تواند جایگزین آنژیوگرافی فلورسئین شود؟
A

OCTA در تشخیص MNV دارای حساسیت 0.87 و ویژگی 0.97 است2) و به عنوان یک روش غیرتهاجمی به طور فزاینده‌ای استفاده می‌شود. به ویژه در تشخیص MNV نوع 1 ممکن است از آنژیوگرافی فلورسئین برتر باشد1). با این حال، برای تشخیص PCV، ICGA همچنان ضروری است و OCTA جایگزین کامل آن نیست.

5. روش‌های درمان استاندارد

Section titled “5. روش‌های درمان استاندارد”

درمان ضایعات پیش‌درآمدی (AMD اولیه و میانی)

Section titled “درمان ضایعات پیش‌درآمدی (AMD اولیه و میانی)”

هیچ درمان مبتنی بر شواهد برای AMD اولیه وجود ندارد2). در AMD میانی یا بالاتر، علاوه بر ترک سیگار و اصلاح رژیم غذایی، مصرف مکمل‌های مبتنی بر فرمول AREDS2 توصیه می‌شود1).

فرمول مکمل‌های استفاده شده در AREDS21):

  • ویتامین C 500 میلی‌گرم
  • ویتامین E 400 واحد بین‌المللی
  • لوتئین/زآگزانتین 10 میلی‌گرم/2 میلی‌گرم
  • اکسید روی 25 میلی‌گرم
  • اکسید مس 2 میلی‌گرم

بتاکاروتن به دلیل افزایش خطر سرطان ریه در افراد سیگاری با لوتئین/زآگزانتین جایگزین شد1). فرمول AREDS2 خطر پیشرفت از AMD میانی به مرحله پیشرفته را حدود 25% کاهش می‌دهد.

تزریق داخل زجاجیه‌ای ضد VEGF (خط اول)

Section titled “تزریق داخل زجاجیه‌ای ضد VEGF (خط اول)”

خط اول درمان AMD نئوواسکولار، تزریق داخل زجاجیه‌ای داروهای ضد VEGF است1). برای MNV زیر حفره‌ای، درمان تک‌دارویی با ضد VEGF به عنوان درمان اولیه توصیه می‌شود.

رانی‌بیزوماب

دوز: 0.5 میلی‌گرم تزریق داخل زجاجیه‌ای

فاز القا: 3 تزریق با فاصله یک ماه

فاز نگهدارنده: تزریق در صورت نیاز (PRN). در مطالعه MARINA، بهبود بینایی 6.6 حرف در مقابل کاهش 14.9 حرف در گروه شم1).

بیوسیمیلار: بیوسیمیلار رانی‌بیزوماب قابل استفاده است.

آفلیبرسپت

دوز: 2.0 میلی‌گرم تزریق داخل زجاجیه‌ای

فاز القا: 3 تزریق با فاصله یک ماه

فاز نگهدارنده: تزریق ثابت هر دو ماه یا روش treat-and-extend. فاصله تزریق در صورت عدم عود ترشحات، هر بار 2 هفته افزایش می‌یابد (حداکثر 3 ماه) و در صورت عود، 2 هفته کاهش می‌یابد1).

PCV: میزان پسرفت پولیپ 40-50% که بیشتر از رانی‌بیزوماب (20-30%) است.

برولوسیزوماب / فاریسیماب

برولوسیزوماب: دوز 6 میلی‌گرم. تزریق هر 8 تا 12 هفته امکان‌پذیر است. باید مراقب التهاب داخل چشمی از جمله واسکولیت شبکیه و انسداد عروق بود1).

فاریسیماب: آنتی‌بادی دوویژه VEGF-A + Ang-2. تزریق هر ۸ تا ۱۶ هفته. در مطالعات TENAYA/LUCERNE نسبت به آفلیبرسپت غیرپایین‌تر بود1)10).

سه رژیم تجویز وجود دارد1).

  • روش دوز ثابت: تزریق در فواصل زمانی معین ادامه می‌یابد.
  • روش تزریق در صورت نیاز (PRN): پیگیری ماهانه و تزریق در صورت مشاهده فعالیت بیماری. در مطالعات CATT و HARBOR، گروه PRN نسبت به گروه تزریق ماهانه پس از ۲ سال کاهش بینایی داشتند1).
  • روش درمان و افزایش فاصله (TAE): تنظیم فاصله تزریق بر اساس فعالیت بیماری. در مطالعه TREX-AMD، بهبود بینایی مشابه تزریق ماهانه نشان داده شد. در مطالعه ALTAIR (ژاپنی‌ها)، TAE با تنظیم ۲ هفته/۴ هفته تا ۹۶ هفته مؤثر بود1). متاآنالیز نیز نشان داد TAE نتایج بینایی ۲ ساله مشابه دوز ثابت و به‌طور معنی‌داری بهتر از PRN دارد1).

فتوکوآگولاسیون لیزری برای MNV بدون درگیری فووآ

Section titled “فتوکوآگولاسیون لیزری برای MNV بدون درگیری فووآ”

در MNV نوع ۲ یا PCV بدون درگیری فووآ، فتوکوآگولاسیون لیزری کل MNV یک گزینه است. شرایط تابش بر اساس اندازه ضایعه، محل و دستگاه مورد استفاده به‌طور تخصصی تعیین می‌شود. با این حال، فتوکوآگولاسیون لیزری به دلیل آسیب غیرقابل برگشت به RPE برای MNV نزدیک به فووآ مناسب نیست1).

درمان PCV (واسکولوپاتی پولیپوئید کوروئید)

Section titled “درمان PCV (واسکولوپاتی پولیپوئید کوروئید)”

گزینه‌های درمانی PCV به شرح زیر است1).

  • ترکیب داروی ضد VEGF با فوتودینامیک تراپی (PDT): در مطالعه EVEREST II، ترکیب رانیبیزوماب + PDT نسبت به رانیبیزوماب به تنهایی پسرفت پولیپ به‌طور معنی‌داری بیشتری داشت. از نظر ایمنی، ترکیب با داروی ضد VEGF توصیه می‌شود.
  • تک‌درمانی با داروی ضد VEGF: با توجه به نرخ پسرفت پولیپ ۴۰-۵۰٪ با آفلیبرسپت، اخیراً فرصت‌های تک‌درمانی افزایش یافته است.

در PDT از ورتپورفین استفاده می‌شود و تابش لیزر بر اساس محدوده ضایعه انجام می‌شود. پس از درمان، برای جلوگیری از واکنش حساسیت به نور، آموزش محافظت در برابر نور برای مدت معین انجام می‌شود.

در درازمدت، PDT ممکن است آتروفی ماکولا را تشدید کند؛ بنابراین در موارد با کوروئید نازک یا آتروفی ماکولای موجود، بهتر است اجتناب شود. PDT برای MNV نوع ۳ توصیه نمی‌شود1).

موارد مقاوم به درمان و تغییر دارو

Section titled “موارد مقاوم به درمان و تغییر دارو”

در صورت پاسخ ضعیف به درمان با داروهای ضد VEGF (موارد مقاوم به درمان) یا کاهش اثربخشی (کسب مقاومت)، تغییر به داروی دیگر ممکن است مؤثر باشد 1). همچنین ممکن است با توجه به بار درمانی (دفعات مراجعه و تزریق) دارو تغییر داده شود. در موارد AMD پیشرفته با اسکار فیبروزی یا تغییرات آتروفیک که فعالیت بیماری کم است، درمان تهاجمی اندیکاسیون ندارد و پیگیری مد نظر قرار می‌گیرد 1).

درمان RAP (پرولیفراسیون آنژیوماتوز شبکیه)

Section titled “درمان RAP (پرولیفراسیون آنژیوماتوز شبکیه)”

در MNV نوع 3 (RAP)، درمان با داروهای ضد VEGF اصلی‌ترین روش است. PDT ممکن است آتروفی ماکولا را تشدید کند و برای MNV نوع 3 توصیه نمی‌شود 1).

مدیریت هماتوم زیر ماکولا

Section titled “مدیریت هماتوم زیر ماکولا”

خونریزی شدید زیر ماکولا باعث کاهش ناگهانی بینایی می‌شود. در مراحل اولیه، جابجایی هماتوم ممکن است بهبود بینایی را به همراه داشته باشد.

  • درمان محافظه‌کارانه: در موارد خونریزی کم و بینایی نسبتاً خوب. در صورت وجود ترشحات، تجویز داروی ضد VEGF مد نظر قرار می‌گیرد.
  • تزریق گاز داخل زجاجیه: تزریق 0.3 تا 0.5 میلی‌لیتر هگزا فلوراید گوگرد (SF₆) یا پرفلوئوروپروپان (C₃F₈) و حفظ وضعیت خوابیده به پشت برای جابجایی هماتوم. tPA نیز ممکن است همزمان استفاده شود 1).
  • ویترکتومی: تزریق زیر شبکیه‌ای tPA یا تخلیه هماتوم با مایع پرفلوئوروکربن.

درمان AMD آتروفیک (آتروفی جغرافیایی)

Section titled “درمان AMD آتروفیک (آتروفی جغرافیایی)”

هدف درمان آتروفی جغرافیایی، بازگرداندن بینایی از دست رفته یا ناپدید شدن ضایعات آتروفیک نیست، بلکه کند کردن گسترش آتروفی است. پیش از این، اصلاح سبک زندگی، AREDS2، درمان ضد VEGF در صورت بروز MNV، و مراقبت از کم‌بینایی اصلی‌ترین روش‌ها بودند، اما در 19 سپتامبر 2025، آواسین‌کاپتادو پگول سدیم (Izvay® تزریق داخل زجاجیه‌ای 20 mg/mL) با اندیکاسیون «کند کردن پیشرفت آتروفی جغرافیایی در دژنراسیون ماکولای وابسته به سن آتروفیک» در ژاپن تأیید شد 13).

این دارو شامل تزریق داخل زجاجیه‌ای 2 mg/0.1 mL آواسین‌کاپتادو پگول سدیم است که از اولین تزریق تا 12 ماه یک بار در ماه و سپس هر دو ماه یک بار تجویز می‌شود. برای تصمیم‌گیری در مورد اندیکاسیون، موقعیت ضایعه، سرعت گسترش، وضعیت چشم مقابل، خطر MNV، عوارض مرتبط با تزریق، و بار مراجعه به صورت فردی ارزیابی می‌شود 13). در صورت بروز MNV در طول دوره، درمان با داروهای ضد VEGF به عنوان AMD نئوواسکولار مد نظر قرار می‌گیرد 1).

برای بیمارانی که کاهش بینایی پیشرفته دارند، ارائه وسایل کمک بینایی مانند عینک‌های محافظ نور و ذره‌بین، و همچنین مراقبت از کم‌بینایی شامل حمایت از فعالیت‌های روزمره اهمیت دارد 1).

Q تزریق ضد VEGF با چه فرکانسی لازم است؟
A

در مرحله القا، معمولاً سه تزریق با فاصله یک ماه انجام می‌شود. در مرحله نگهدارنده بعدی، روش treat-and-extend (افزایش تدریجی فاصله) توصیه می‌شود. مطالعه ALTAIR (بر روی ژاپنی‌ها) اثربخشی را تا ۹۶ هفته تأیید کرده است1). در برخی موارد، فاریسیماب امکان نگهداری با فاصله تا ۱۶ هفته را فراهم می‌کند10).

Q آیا درمان مؤثری برای نوع آتروفیک (آتروفی جغرافیایی) وجود دارد؟
A

برای آتروفی جغرافیایی، درمان‌هایی با هدف کاهش سرعت پیشرفت ضایعه ظهور کرده‌اند. در ژاپن، آواسینکاپتاد پگول سدیم در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵ تأیید شد13). با این حال، این درمان برای بازگرداندن بینایی نیست و اندیکاسیون آن پس از ارزیابی درگیری فووآ، وجود MNV، خطر تزریق و بار مراجعه تعیین می‌شود. مکمل AREDS2 خطر پیشرفت به AMD پیشرفته را کاهش می‌دهد، اما اثری در مهار پیشرفت خود آتروفی جغرافیایی نشان نداده است. در صورت کاهش شدید بینایی، مراقبت از کم‌بینایی اهمیت دارد.

۶. پاتوفیزیولوژی و مکانیسم دقیق بروز

Section titled “۶. پاتوفیزیولوژی و مکانیسم دقیق بروز”

تغییرات دژنراتیو کمپلکس RPE-غشای بروخ-مشیمیه

Section titled “تغییرات دژنراتیو کمپلکس RPE-غشای بروخ-مشیمیه”

پاتوژنز AMD با آسیب سلول‌های RPE آغاز می‌شود. دروزن بین غشای پایه RPE و لایه کلاژن داخلی غشای بروخ تجمع می‌یابد. اجزای دروزن شامل بقایای غشایی، کلسترول غیراستری و کمپلمان است که منبع التهاب مزمن می‌شوند. استرس اکسیداتیو، اختلال متابولیسم لیپید و فعال شدن ایمنی ذاتی به طور ترکیبی دخیل هستند و هموستاز کمپلکس RPE-غشای بروخ-مویرگ مشیمیه مختل می‌شود. سپس مسیر به دو شاخه تقسیم می‌شود.

  • مسیر آتروفیک: التهاب و استرس اکسیداتیو منجر به پیشرفت دژنراسیون و آتروفی RPE می‌شود و آتروفی جغرافیایی در کمپلکس فتورسپتور-RPE-مویرگ مشیمیه ایجاد می‌کند. ابتدا لایه خارجی شبکیه (RPE و ناحیه بیضوی) از بین می‌رود و در موارد پیشرفته، مویرگ مشیمیه نیز آتروفی می‌یابد3).
  • مسیر اگزوداتیو: نئوواسکولاریزاسیون مشیمیه (MNV) در زیر شبکیه یا زیر RPE ایجاد می‌شود و منجر به خونریزی و ترشح می‌گردد. در مایع داخل چشمی، IL-6، IL-8، MCP-1 و VEGF افزایش می‌یابند5).

سلول‌های RPE پیر، فنوتیپ ترشحی مرتبط با پیری سلولی (SASP) را نشان می‌دهند و بیان SA-β-gal، p53، p21 و p16 در آن‌ها افزایش می‌یابد7). این فنوتیپ RPE پیر با یافته‌های بیماران مبتلا به AMD آتروفیک مطابقت دارد و حذف انتخابی آن‌ها با داروهای سنولیتیک به عنوان هدف درمانی مورد توجه قرار گرفته است.

پلی‌مورفیسم‌های ژنتیکی CFH، C3 و ARMS2 در استعداد ابتلا به AMD نقش دارند2). اختلال در تنظیم مسیرهای کمپلمان (مسیر کلاسیک، مسیر جانبی و مسیر لکتین) باعث گسترش آتروفی جغرافیایی می‌شود3). مهار کمپلمان C3 می‌تواند کل مسیر انتهایی پس از C5 را مهار کند و مهار C5 از تشکیل کمپلکس حمله غشایی (MAC) جلوگیری می‌کند.

Anegondi و همکاران (2025) در تحلیل داده‌های آزمایش رامپاریزوماب نشان دادند که هرچه نرخ رشد آتروفی جغرافیایی بیشتر باشد، کاهش BCVA سریع‌تر رخ می‌دهد و در طی دو سال، حدود 75٪ کاهش 5 حرف یا بیشتر، حدود 50٪ کاهش 10 حرف یا بیشتر و حدود 25٪ کاهش 15 حرف یا بیشتر در بینایی را تجربه می‌کنند3).

پاکیکوروئید و AMD نئوواسکولار

Section titled “پاکیکوروئید و AMD نئوواسکولار”

پاکیکوروئید وضعیتی است که با گشاد شدن عروق بزرگ مشیمیه (pachyvessel) و افزایش نفوذپذیری عروق مشیمیه مشخص می‌شود1). کوریورتینوپاتی سروز مرکزی (CSC) نمونه بارز بیماری پاکیکوروئید است و MNV که در زمینه CSC یا اپیتلیوپاتی رنگدانه‌ای پاکیکوروئید (PPE) ایجاد می‌شود، نئوواسکولوپاتی پاکیکوروئید (PNV) نامیده می‌شود. گزارش شده است که ژن CFH در ایجاد پاکیکوروئید و CSC نیز نقش دارد1).

Ribatti و همکاران (2024) گزارش کردند که تجزیه غشای بروخ توسط تریپتاز ترشح شده از ماست سل‌های مشیمیه باعث مرگ RPE می‌شود و آزادسازی VEGF-A، FGF-2، IL-8 و NGF رگ‌زایی را تحریک می‌کند5).

فعالیت بیولوژیک MNV غیرترشحی

Section titled “فعالیت بیولوژیک MNV غیرترشحی”

MNV غیرترشحی حتی در صورت بدون علامت بودن از نظر بیولوژیکی فعال است و افزایش مساحت آن ادامه می‌یابد4).

Wang و همکاران (2023) در یک مطالعه SS-OCTA روی 45 چشم گزارش کردند که MNV رشدی (افزایش مساحت 50٪ یا بیشتر) دوره کوتاه‌تری تا تبدیل به ترشح نسبت به نوع غیررشدی دارد (13.60 ماه در مقابل 31.11 ماه، HR 12.51) و سابقه استعمال دخانیات به طور معنی‌داری با افزایش مساحت MNV مرتبط بود (P=0.021)4).

مکانیسم محافظت از فووئا

Section titled “مکانیسم محافظت از فووئا”

آتروفی جغرافیایی اغلب از اطراف فووئا شروع می‌شود و فووئا مقاومت نسبی در برابر آتروفی نشان می‌دهد3). این امر باعث ایجاد شکل نعل اسبی یا حلقه‌ای GA می‌شود. میانه زمان رسیدن به فووئا 2.5 سال است و در این مدت بینایی با کنتراست بالا حفظ می‌شود، اما عملکردهای بینایی روزمره مانند حساسیت در نور کم و سرعت خواندن از مراحل اولیه مختل می‌شوند8).


7. درمان‌ها و تحقیقات جدید و چشم‌انداز آینده

Section titled “7. درمان‌ها و تحقیقات جدید و چشم‌انداز آینده”

مهارکننده‌های کمپلمان (کند کردن پیشرفت آتروفی جغرافیایی)

Section titled “مهارکننده‌های کمپلمان (کند کردن پیشرفت آتروفی جغرافیایی)”

در آتروفی جغرافیایی، داروهایی که مسیر کمپلمان را هدف قرار می‌دهند، به عنوان داروهای کندکننده پیشرفت ضایعه به کار گرفته شده‌اند. پگستاکوپلان در مطالعات OAKS/DERBY و آواسینکاپتادوپگول در مطالعه GATHER2 اثر مهار گسترش ضایعه GA را نشان داده‌اند9)12). در ژاپن، آواسینکاپتادوپگول سدیم در سال 2025 تأیید شد13).

  • پگستاکوپلان (SYFOVRE): مهارکننده C3. تزریق داخل زجاجیه‌ای 15mg/0.1mL هر 25 تا 60 روز. در مطالعه OAKS (637 نفر) و DERBY (621 نفر) نرخ رشد آتروفی جغرافیایی را تا 21% کاهش داد9).
  • آواسینکاپتادوپگول (Izervay / آیزاویی): مهارکننده C5. در مطالعه GATHER2 (448 نفر) نرخ رشد GA در 12 ماه را 14% نسبت به گروه شم کاهش داد12). در ژاپن به صورت تزریق داخل زجاجیه‌ای 2mg/0.1mL، ماهی یک بار از اولین تا 12 ماه و سپس هر دو ماه یک بار تأیید شده است13).

با این حال، در هر دو دارو، در مطالعاتی که بهبود بینایی به عنوان معیار از پیش تعیین‌شده ارزیابی شد، تفاوت معنی‌داری به دست نیامد و «شکاف ساختار-عملکرد» به عنوان یک چالش باقی مانده است3)8). آژانس دارویی اروپا (EMA) اثبات منفعت عملکردی را درخواست کرد و تأیید پگستاکوپلان را نپذیرفت8).

از سوی دیگر، همه داروهای هدف‌گیرنده سیستم کمپلمان و چرخه بینایی اثربخشی نشان نداده‌اند و در درمان دارویی آتروفی جغرافیایی، بررسی دقیق از هر دو جنبه ارزیابی ساختاری و عملکردی ادامه دارد8).

چالش‌های ارزیابی بینایی عملکردی

Section titled “چالش‌های ارزیابی بینایی عملکردی”

در مرور دینا و همکاران (2026)، BCVA قادر به ثبت کامل تأثیر عملکردی آتروفی جغرافیایی نیست و میکروپری‌متری، حدت بینایی با نور کم (LLVA) و سرعت خواندن به عنوان شاخص‌های جایگزین توصیه شده‌اند8). ایجاد یک ارزیابی عملکردی ترکیبی و چندوجهی کلید آزمایش‌های بالینی آینده خواهد بود.

داروهای جدید ضد VEGF و دستگاه‌های رهش پایدار

Section titled “داروهای جدید ضد VEGF و دستگاه‌های رهش پایدار”
  • آفلیبرسپت با دوز بالا (8mg): در مطالعه PULSAR امکان تزریق با فاصله تا 16 هفته وجود دارد2). انتظار می‌رود بار درمانی کاهش یابد.
  • ایمپلنت رهش پایدار رانیبیزوماب (سیستم تحویل پورت): در مطالعه Archway، تعویض پر کردن هر 24 هفته اثری معادل تزریق ماهانه گزارش شد2).
  • بیوسیمیلارها: چندین بیوسیمیلار رانیبیزوماب و آفلیبرسپت تأیید شده‌اند2).

فتوبیومدولاسیون درمانی

Section titled “فتوبیومدولاسیون درمانی”

Ji و همکاران (2025) موردی از دژنراسیون ماکولار وابسته به سن (AMD) خشک را گزارش کردند که تحت درمان فوتوبیومدولاسیون (نور قرمز تا مادون قرمز نزدیک ۶۵۰-۱۳۰۰ نانومتر) قرار گرفت6). در طی ۸ ماه، مساحت دروزن در چشم راست ۵۸٪ کاهش یافت و در چشم چپ ۱۰۰٪ ناپدید شد. حدت بینایی در چشم چپ از ۲۰/۳۰ به ۲۰/۲۰ بهبود یافت و در چشم راست ۲۰/۲۵ باقی ماند. با این حال، این یک گزارش موردی است و برای قرار گرفتن به عنوان درمان استاندارد نیاز به بررسی بیشتر دارد.

Chung و Kim (2022) گزارش کردند که مهارکننده MDM2 به نام Nutlin-3a یک رویکرد جدید امیدوارکننده برای حذف انتخابی سلول‌های RPE پیر است7). توسعه سنولیتیک‌های اختصاصی میتوکندری یک چالش آینده خواهد بود.

درمان با سلول‌های بنیادی و ژن درمانی

Section titled “درمان با سلول‌های بنیادی و ژن درمانی”

درمان با سلول‌های بنیادی با استفاده از پیوند سلول‌های RPE در مرحله تحقیقاتی است و چندین کارآزمایی در حال انجام است. ژن درمانی با هدف قرار دادن فاکتورهای کمپلمان نیز در حال بررسی است.

Q آیا باید آزمایش ژنتیکی برای دژنراسیون ماکولار وابسته به سن انجام دهم؟
A

پلی‌مورفیسم‌های ژنتیکی در CFH، ARMS2 و C3 با خطر ابتلا به AMD مرتبط هستند. آزمایش ژنوتیپ ممکن است پیش‌بینی پیش‌آگهی مانند بروز بیماری در چشم مقابل را ممکن سازد1). با این حال، در حال حاضر استانداردسازی استراتژی‌های درمانی مبتنی بر آزمایش ژنتیکی ایجاد نشده است2) و به عنوان آزمایش روتین توصیه نمی‌شود.


۸. پیش‌آگهی و سیر بیماری

Section titled “۸. پیش‌آگهی و سیر بیماری”

AMD آتروفیک به آرامی پیشرفت می‌کند، اما هنگامی که آتروفی جغرافیایی به فووآ می‌رسد، حدت بینایی به کمتر از ۰.۱ کاهش می‌یابد. گزارش شده است که میانه زمان تا نابینایی قانونی (حدت بینایی ۲۰/۲۰۰ یا کمتر) ۶.۲ سال است3). تجزیه و تحلیل داده‌های کارآزمایی لامپاریزوماب نشان داد که میانگین BCVA در طی ۲ سال از ۶۶ به ۵۷ حرف (معادل تقریباً ۲۰/۵۰ به ۲۰/۸۰) کاهش یافت3).

هرچه سرعت رشد آتروفی جغرافیایی بیشتر باشد، کاهش BCVA سریع‌تر است، به ویژه در چشم‌هایی با یک ضایعه منفرد زیر فووآ، در سریع‌ترین گروه رشد، حدود ۴ خط (۱۷.۷۵ حرف) کاهش در طی ۲ سال مشاهده می‌شود3). در مقابل، در کندترین گروه رشد، کاهش تنها ۱.۶۹ حرف در طی ۲ سال است. حتی زمانی که فووآ حفظ می‌شود، حساسیت به نور در تاریکی، حساسیت کنتراست و سرعت خواندن از مراحل اولیه مختل می‌شوند، بنابراین ارزیابی تأثیر عملکردی تنها با مقدار حدت بینایی باعث دست کم گرفتن می‌شود8).

همچنین، با احتمال معینی، MNV ایجاد شده و به AMD نئوواسکولار تبدیل می‌شود که منجر به کاهش شدیدتر بینایی می‌گردد.

پیش‌آگهی AMD نئوواسکولار

Section titled “پیش‌آگهی AMD نئوواسکولار”

کنترل MNV با داروهای ضد VEGF به طور قابل توجهی پیش‌آگهی بینایی را بهبود بخشیده است. در پیگیری ۵ ساله مطالعه CATT، ۵۰٪ از چشم‌ها به حدت بینایی ۲۰/۴۰ یا بهتر دست یافتند15). با این حال، در صورت عدم درمان، کاهش شدید بینایی رخ می‌دهد و اسکار فیبروتیک یا آتروفیک در ماکولا باقی می‌ماند. در مواردی که MNV منجر به خونریزی شدید می‌شود، نقص میدان بینایی گسترده و اختلال شدیدتر عملکرد بینایی از جمله نابینایی کامل ممکن است رخ دهد.

درمان کامل MNV غیرممکن است و در صورت عدم درمان مناسب و مدیریت طولانی‌مدت، به راحتی باعث کاهش غیرقابل برگشت بینایی می‌شود1). حتی اگر فعالیت MNV به طور موقت فروکش کند، در طولانی‌مدت عود کرده و با تکرار ترشحات، منجر به تغییرات آتروفیک و اسکار فیبروتیک می‌شود. با توجه به احتمال بالای بروز MNV در چشم مقابل، ادامه درمان و پایش منظم ضروری است1). برای بیمارانی که دچار کاهش شدید عملکرد بینایی شده‌اند، مراقبت فعال از کم‌بینایی توصیه می‌شود.


  1. 日本網膜硝子体学会 新生血管型加齢黄斑変性診療ガイドライン作成ワーキンググループ. 新生血管型加齢黄斑変性の診療ガイドライン. 日眼会誌. 2024;128(9):680-696.

  2. Vemulakonda GA, Bailey ST, Kim SJ, Kovach JL, Lim JI, Ying GS, et al; American Academy of Ophthalmology Preferred Practice Pattern Retina/Vitreous Committee. Age-Related Macular Degeneration Preferred Practice Pattern®. Ophthalmology. 2025;132(4):P1-P74. doi:10.1016/j.ophtha.2024.12.018. PMID:39918524.

  3. Anegondi N, Steffen V, Sadda SR, Schmitz-Valckenberg S, Tufail A, Csaky K, et al. Visual Loss in Geographic Atrophy: Learnings from the Lampalizumab Trials. Ophthalmology. 2025;132(4):420-430. doi:10.1016/j.ophtha.2024.11.017. PMID:39581330.

  4. Wang Y, Sun J, Wu J, Jia H, Feng J, Chen J, et al. Growth of nonexudative macular neovascularization in age-related macular degeneration: an indicator of biological lesion activity. Eye (London, England). 2023;37(10):2048-2054. doi:10.1038/s41433-022-02282-1. PMID:36434285; PMCID:PMC10333345.

  5. Ribatti D, Dammacco R. Mast cells in human choroid and their role in age-related macular degeneration (AMD). Clin Exp Med. 2024;24(1):98. doi:10.1007/s10238-024-01361-9. PMID:38727918; PMCID:PMC11087330.

  6. Ji PX, Pickel L, Berger AR, Sivachandran N. Improvement in Dry Age-Related Macular Degeneration with Photobiomodulation. Case reports in ophthalmology. 2025;16(1):155-162. doi:10.1159/000543971. PMID:40241926; PMCID:PMC11879149.

  7. Chung H, Kim C. Nutlin-3a for age-related macular degeneration. Aging. 2022;14(14):5614-5616. doi:10.18632/aging.204187. PMID:35849498; PMCID:PMC9365563.

  8. Dinah C, Esmaeelpour M, Rachitskaya AV, De Salvo G, Munk MR. Functional endpoints in patients with geographic atrophy: What to consider when designing a clinical trial. Prog Retin Eye Res. 2026;110:101421. doi:10.1016/j.preteyeres.2025.101421. PMID:41352581.

  9. Heier JS, Lad EM, Holz FG, et al. Pegcetacoplan for the treatment of geographic atrophy secondary to age-related macular degeneration (OAKS and DERBY): two multicentre, randomised, double-masked, sham-controlled, phase 3 trials. Lancet. 2023;402:1434-1448. doi:10.1016/S0140-6736(23)01520-9. PMID:37865470.

  10. Khanani AM, Kotecha A, Chang A, Chen SJ, Chen Y, Guymer R, et al; TENAYA and LUCERNE Investigators. TENAYA and LUCERNE: Two-Year Results from the Phase 3 Neovascular Age-Related Macular Degeneration Trials of Faricimab with Treat-and-Extend Dosing in Year 2. Ophthalmology. 2024;131(8):914-926. doi:10.1016/j.ophtha.2024.02.014. PMID:38382813.

  11. Sadda SR, Guymer R, Holz FG, Schmitz-Valckenberg S, Curcio CA, Bird AC, et al. Consensus Definition for Atrophy Associated with Age-Related Macular Degeneration on OCT: Classification of Atrophy Report 3. Ophthalmology. 2018;125(4):537-548. doi:10.1016/j.ophtha.2017.09.028. PMID:29103793; PMCID:PMC11366072.

  12. Khanani AM, Patel SS, Staurenghi G, Tadayoni R, Danzig CJ, Eichenbaum DA, et al; GATHER2 trial investigators. Efficacy and safety of avacincaptad pegol in patients with geographic atrophy (GATHER2): 12-month results from a randomised, double-masked, phase 3 trial. Lancet. 2023;402(10411):1449-1458. doi:10.1016/S0140-6736(23)01583-0. PMID:37696275.

  13. 独立行政法人医薬品医療機器総合機構. アイザベイ硝子体内注射液20mg/mL 審査報告書・添付文書・医薬品リスク管理計画書. 2025-2026. https://www.pmda.go.jp/drugs/2025/P20251001001/navi.html; https://www.pmda.go.jp/RMP/www/800126/5178330d-0a62-4fda-88ad-506e84087bd5/800126_1319409A1025_003RMP.pdf

  14. Zhao J, Chandrasekaran PR, Cheong KX, Wong M, Teo K. New Concepts for the Diagnosis of Polypoidal Choroidal Vasculopathy. Diagnostics (Basel). 2023;13(10):1680. doi:10.3390/diagnostics13101680. PMID:37238165; PMCID:PMC10216902.

  15. Comparison of Age-related Macular Degeneration Treatments Trials (CATT) Research Group, Maguire MG, Martin DF, Ying GS, Jaffe GJ, Daniel E, Grunwald JE, et al. Five-Year Outcomes with Anti-Vascular Endothelial Growth Factor Treatment of Neovascular Age-Related Macular Degeneration: The Comparison of Age-Related Macular Degeneration Treatments Trials. Ophthalmology. 2016;123(8):1751-1761. doi:10.1016/j.ophtha.2016.03.045. PMID:27156698; PMCID:PMC4958614.

متن مقاله را کپی کنید و در دستیار هوش مصنوعی دلخواه خود بچسبانید.