توهم ساقه مغزی (peduncular hallucinosis: PH) یک توهم بینایی پیچیده و واقعنما است که به دنبال ضایعه در مغز میانی و/یا تالاموس ایجاد میشود. این پدیده شامل تجربه ادراکی با وضوح و تأثیری مشابه ادراک واقعی، علیرغم عدم وجود محرک خارجی (تعریف توهم بر اساس انجمن روانپزشکی آمریکا) است. از نظر مفهومی با «خطای حسی» که تفسیر نادرست از محرک خارجی واقعی است، تفاوت دارد.
اولین بار در سال ۱۹۲۲ توسط لرمیت گزارش شد. در یک زن ۷۲ ساله با سکته مغزی موضعی در پدانکل مخچه و پل مغزی، علاوه بر نقایص عصبی، اختلال خواب و توهمات جدید مشاهده شد. محتوای توهمات حیوانات رنگارنگ و عجیب (zoopsia) بود که در غروب افزایش مییافت. با گذشت زمان، توهمات از حیوانات به انسانهایی با لباسهای عجیب تغییر کرد. بینایی حفظ شده بود و درد عاطفی یا توهمات شنوایی وجود نداشت. اصطلاح «l’hallucinose pedonculaire» در سال ۱۹۲۷ توسط ون بوگارت نامگذاری شد. امروزه این مفهوم نه تنها به ضایعات پدانکل مغز، بلکه به ضایعات مغز میانی و تالاموس نیز اطلاق میشود.
Qآیا توهمات پدانکولار با «بیماری روانی» متفاوت است؟
A
توهمات پدانکولار ناشی از ضایعات ارگانیک مغز میانی و تالاموس است و از نظر علت با بیماریهای روانی (مانند اسکیزوفرنی) متفاوت است. این یک تشخیص افتراقی است و با تشخیصهای DSM-V همپوشانی ندارد. حفظ بینایی در حین توهم نیز ویژگی متفاوتی از توهمات در بیماریهای روانی است.
توهمات بینایی پیچیده و واقعگرایانه: توهمات واضحی که شامل افراد یا مکانهای ناآشنا و همچنین افراد آشنا میشود.
توهمات تکراری: توهمات تکراری همراه با رفتارهای قالبی که ممکن است هر چند هفته یک بار و به مدت چند دقیقه ادامه یابد.
حفظ بینش (آگاهی از بیماری): در بسیاری موارد، فرد تشخیص میدهد که این توهم است. با این حال، گاهی تشخیص بین توهم و واقعیت دشوار است.
تعامل با توهمات: به دلیل واقعی بودن بسیار زیاد، ممکن است فرد از طریق کلمات یا حرکات بدنی به افراد یا محیط موجود در توهم واکنش نشان دهد.
زمان بروز: ممکن است در هر زمانی از روز رخ دهد، اما در شب یا مکانهای کمنور بیشتر ظاهر میشود.
حفظ حافظه بین توهمات: در فواصل بین توهمات، حافظه حفظ میشود و فرد میتواند محتوای توهم را به طور مداوم و دقیق توضیح دهد.
حفظ بینایی و میدان بینایی: با وجود توهم، بینایی و میدان بینایی حفظ میشود (تفاوت با سندرم شارل بونه).
Qآیا توهمات خودبهخود بهبود مییابند؟
A
تمایل به بهبود در طی چند ماه وجود دارد. گاهی با ناپدید شدن ضایعه اولیه به سرعت از بین میروند. در حال حاضر شواهد کافی برای تأیید یا رد ارتباط با افزایش خطر زوال عقل یا مرگومیر وجود ندارد.
یافتههای بالینی (یافتههایی که پزشک تأیید میکند)
شروع اولیه معمولاً بلافاصله پس از یک رویداد ایسکمیک یا هموراژیک در مغز میانی، تالاموس و پل مغزی به صورت حاد رخ میدهد. انفارکتوس گردش خون خلفی شایعترین علت است.
علائم بالینی همراه که اغلب دیده میشوند به شرح زیر است.
اختلال حرکات چشم: اغلب با اختلال حرکات چشم (ocular motor impairment) همراه است.
اختلال خواب و بیداری: بیخوابی، خوابآلودگی روزانه و سایر اختلالات چرخه خواب مشاهده میشود.
علائم مخچهای: ممکن است با آتاکسی، دیسآرتری، و دیسمتری همراه باشد.
اختلال شناختی-رفتاری: ممکن است اختلال در یادآوری حافظه کوتاهمدت یا نقص شناختی-رفتاری در MMSE مشاهده شود.
لازم به ذکر است که مواردی از عدم همراهی با ناهنجاریهای حرکتی چشم یا علائم کلاسیک ضایعات ساقه مغز گزارش شده است. همچنین مواردی وجود دارد که توهم تنها علامت اولیه بوده و با تصویربرداری عصبی تأیید شده است. این وضعیت ممکن است با بیماری پارکینسون یا اختلال ریتم خواب-بیداری همراه شود.
زمینه بروز: توهمات بینایی در طی روند نابینایی پیشرونده ظاهر میشوند.
حدت بینایی و میدان بینایی: با کاهش حدت بینایی و میدان بینایی همراه است (در PH حفظ میشود).
تأثیر بستن چشمها: توهمات با بستن چشمها تمایل به ناپدید شدن دارند (در PH با بستن چشمها بدتر میشوند).
بینش نسبت به بیماری: اغلب حفظ میشود.
دمانس با اجسام لویی
ویژگی توهمات: توهمات پیچیده، بصری و غیرتهدیدکننده را نشان میدهد.
علائم خارج هرمی: همراه با آکاتیزیا، دیستونی، علائم شبه پارکینسونی و لرزش.
عملکرد شناختی: کاهش مزمن و پیشرونده عملکرد شناختی عصبی و اختلال در توانایی بینایی-فضایی مشاهده میشود.
بینش نسبت به بیماری: اغلب حفظ میشود.
توهمات هنگام به خواب رفتن/بیدار شدن
بیماری زمینهای: در بیماران مبتلا به نارکولپسی دیده میشود.
علائم همراه: با خوابآلودگی روزانه، حملات خواب و حملات ضعف عاطفی (کاتاپلکسی) مشخص میشود.
مکانیسم: ورود نابهجا به خواب REM و تجربه توهم در حالی که هوشیاری حفظ شده است.
سایر تشخیصهای افتراقی شامل بیماریهای روانی مانند اسکیزوفرنی، مصرف مواد مخدر مانند LSD، دلیریوم، تشنج، میگرن و تومور مغزی است.
Qتفاوت با سندرم شارل بونه چیست؟
A
سندرم شارل بونه با نابینایی پیشرونده ایجاد میشود و توهمات با بستن چشم تمایل به ناپدید شدن دارند. در مقابل، در توهمات پدانکولار، بینایی و میدان بینایی حفظ شده و توهمات با بستن چشم بدتر میشوند. محل ضایعه نیز متفاوت است (CBS: آسیب مسیر بینایی، PH: ضایعه ارگانیک مغز میانی و تالاموس).
از آنجا که این تشخیص از طریق حذف سایر علل انجام میشود، ابتدا باید سایر علل مانند بیماریهای روانی، مصرف دارو و دلیریوم به طور سیستماتیک رد شوند. شناسایی ضایعه ساقه مغز با MRI و تعیین بیماری زمینهای اولین گام درمان است.
در صورت شناسایی بیماری زمینهای قابل درمان، اصلاح علت آن ممکن است توهم را برطرف کند. مواردی از ناپدید شدن توهم پس از برداشتن آستروسیتوم پیلوسیتیک جوانی گزارش شده است. توهمات بینایی ممکن است طی چند هفته تا چند ماه خودبهخود ناپدید شوند.
داروهای ضدروانپریشی آتیپیک: مانند الانزاپین، ریسپریدون، کوئتیاپین. گزارش مواردی از مفید بودن آنها در کاهش آشفتگی عاطفی و بهبود توهم وجود دارد. مکانیسم اثر احتمالاً از طریق مسدود کردن دوپامین و تنظیم فعالیت سروتونین برای اصلاح عدم مهار هسته زانویی جانبی (LGN) است.
داروهای ضدصرع: کلونازپام و کاربامازپین در برخی موارد مفید گزارش شدهاند.
Qآیا درمان دارویی ضروری است؟
A
از آنجا که توهم ممکن است خودبهخود برطرف شود، درمان دارویی همیشه ضروری نیست. با این حال، در صورت وجود ناراحتی عاطفی شدید یا اختلال قابل توجه در فعالیتهای روزمره، داروهای ضد روانپریشی آتیپیک یا ضد صرع گزینههای مؤثری هستند. به دلیل هشدار جعبه سیاه برای مصرف داروهای ضد روانپریشی آتیپیک در بیماران مسن، تصمیمگیری محتاطانه لازم است.
در مورد مکانیسم بروز توهمات ساقه مغزی، چندین فرضیه مطرح شده است.
در فرضیه لرمیت، ضایعه در تگمنتوم پل مغزی (protuberantial calotte bulb) علت اصلی در نظر گرفته شده است. آسیب به اعصاب مغزی III، IV و VI و نارسایی تنظیم ساقه مغز شرایط لازم هستند و نواحی زیرقشری مسئول دیدن رویا در هنگام بیداری فعال میشوند.
در حال حاضر، نظریه عدم تعادل انتقالدهندههای عصبی بیشترین حمایت را دارد.
عدم تعادل کولینرژیک-سروتونرژیک: تعادل بین مسیرهای تحریکی کولینرژیک (پوشش پل مغزی) و مهاری سروتونرژیک (هسته رافه پشتی) در ساقه مغز مختل میشود.
تحریک بیش از حد LGN: با از دست دادن ورودی مهاری سروتونرژیک، جسم زانویی جانبی (LGN) بیش از حد تحریک شده و توهمات بینایی، شنوایی و لمسی ایجاد میشود.
اختلال آستانه تالاموس: آستانه پردازش تالاموسی ورودی بینایی مختل شده و ادراکات غیرطبیعی ایجاد میشود. برعکس، آسیب به تالاموس که در پردازش بینایی سطح بالا نقش دارد نیز میتواند منجر به PH شود.
همچنین، هسته رافه پشتی ساختاری است که چرخه خواب-بیداری و خواب REM/non-REM را کنترل میکند. آسیب به این ناحیه باعث بیداری شبانه و پرخوابی روزانه میشود و میتواند تمایل PH به بدتر شدن در شب یا محیطهای کمنور را توضیح دهد.
نظریههای دیگر شامل بیشفعالی سیستم فعالساز شبکهای و ورود به خواب REM در حالی که هوشیاری حفظ شده است (وضعیتی مشابه توهمات هنگام به خواب رفتن) میباشد. بنکه با بررسی ۵ مورد متوالی، پیشنهاد کرده است که توهمات ساقه مغزی را باید به عنوان «اختلال در عملکرد نظارت بر واقعیت» بازتعریف کرد و یافتههایی که از مکانیسم نفوذ تجربیات رویاگونه در هنگام بیداری حمایت میکنند، ارائه شده است.
Benke T. Peduncular hallucinosis: a syndrome of impaired reality monitoring. J Neurol. 2006;253(12):1561-1571. doi:10.1007/s00415-006-0254-4. PMID: 17006630
Shahab M, Ahmed R, Kaur N, Masoud H. Peduncular hallucinosis after a thalamic stroke. BMJ Case Rep. 2021;14(5):e241652. doi:10.1136/bcr-2021-241652. PMID: 33986011 / PMCID: PMC8126318
Penney L, Galarneau D. Peduncular hallucinosis: a case report. Ochsner J. 2014;14(3):450-452. PMID: 25249815 / PMCID: PMC4171807
Talih FR. A probable case of peduncular hallucinosis secondary to a cerebral peduncular lesion successfully treated with an atypical antipsychotic. Innov Clin Neurosci. 2013;10(5-6):28-31. PMID: 23882438 / PMCID: PMC3719456
Garde Gonzalez J, Oliva Lozano A, Herrero Ortega P, Morillas Romerosa MA. Peduncular hallucinosis: clinical characteristics, etiology, and a case report. Eur Psychiatry. 2024;67(Suppl 1):S260. doi:10.1192/j.eurpsy.2024.549. PMCID: PMC11862547
متن مقاله را کپی کنید و در دستیار هوش مصنوعی دلخواه خود بچسبانید.
مقاله در کلیپبورد کپی شد
یکی از دستیارهای هوش مصنوعی زیر را باز کنید و متن کپیشده را در کادر گفتگو بچسبانید.